مرکز پاسخگويي: پاسخگوئي به سؤالات ديني آستان قدس رضوي
موضوع اصلي: نام ها و القاب
موضوع فرعي: نام حضرت زهرا (س) در قرآن
1- قوله تعالي في سوره المباركه آل عمران { يا مريم ان الله اصطفاك و طهرك علي نساء العالمين ....} درست است آيات و روايات كثيره كنايه در حد زياد است از اهل سنت 30 درصد از برادران شيعه 20 درصد و آيات قرآن از قبيل آيه مباهله و سوره كوثر و سوره انا انزلناه في ليله القدر بنابر تفسير كوفي قدر خداوند حضرت صديقه كبري دختر پيامبر است و ساير آيات . سوال اينجاست كه حضرت مريم جزئي است قرار نيست كه قرآن جزئيات را بگويد حضرت يوسف و ساير پيامبران هم جزئي است از قبيل آدم, يونس, اسحاق و يعقوب « عليهم السلام » فردي از افراد انبياء است همچنين حضرت محمد« صلي الله عليه و اله » از آن طرف فرعون نمرود امثال آنها صريحا ذكر شده نمل و نحل, زباب ذكر شده كه اضعف موجودات است. ولي حضرت زهرا « سلام الله عليها »از 9 اسامي كه دارد ذكر نشده . روايات و كلام معصومين حجت است قبول است. ولي چرا صريحا از آن 9 اسم در قرآن نام برده نشده؟

پاسخ:
فاطمه زهراء « سلام عليها »يك اسم بيشتر ندارند و آن فاطمه « سلام عليها » است و اين 9 اسامي كه ذكر شده بلكه بيشتر همه القاب آنحضرت است ( زهراء صديقه , طاهره , مباركه , زكيه , راضيه , مرضيه , محدثه , و بتول , حوراء الانسيه ...) بله , قرارنيست كه قرآن جزئيات را بگوييد , امام اسم بعضي از زنها و پيامبران در قرآن گفته شده است و اسم خيلي از پيامبران مانند 124 هزار پيامبر «عليهم السلام » مرسل فقط نام 25 نفرشان در قرآن آمده است , مضافا مي توان بازسوال نمود كه كه چرا نام امامان « عليهم السلام » همسران پيامبر , عمه ها و خيلي از اصحاب برده نشده است و بي نهايت سوال كه چرا اسم فلاني و فلان شي و نام تمام حيوانات و ...تا صبح قيامت از چرا ها پرسيد !! اما جواب اين چرا ؟ بايد از قرآن استفاده كرد آيه كريمه { ووهبنا له اسحاق و يعقوب كلا هدينا و نوحا هدينا من قبل و من ذريته داوود و سيلمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون وكذالك نجري المحسنين} ( 1)
ترجمه :« و اسحاق و يعقوب را به ابراهيم بخشيديم و هردو را هدايت نموديم و نوح را نيز پيش از آن هدايت نموده و فرزندان او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را هدايت كرديم , اينگونه نيكو كاران را پاداش ميدهيم » آيه بعد , 85 ميفرمايد : { و زكريا و يحي و عيسي و الياس و ...)( 2)
«و همچنين زكريا و يحي و عيسي و الياس همه را از صالحان بودند .» اين آيات به قسمتي از مواهبي كه خداوند به ابراهيم داده است اشاره شده و آن موهبت فرزندان صالح و نسل لايق و برومند است كه يكي از بزرگترين مواهب الهي محسوب مي شود .
البته در باره اجدا پيامبران صحبتها ي زيادي شده است. اما ميدانيم كه حضرت نوح از اجداد ابراهيم است و سپس فرزندان ابراهيم كه اسماعيل و اسحاق هستند نام برده شده است و در آيه بعد نام زكريا و يحي و عيسي «عليهم السلام » و الياس را مي برد كه همه از صالحان بودند ؛ سوال اينجاست كه عيسي « عليه السلام » از فرزندان ابراهيم است ,نه از جهت پدر چون عيسي « عليه السلام » پدر نداشت , بلكه از جهت مادر , و ازآيات قرآن استفاده ميشود كه سلسله نسب از طرف پدر و مادر به طور يكسان پيش برود و به همين دليل نوه هاي پسري و دختري هردو ذريه و فرزند زاده انسان محسوب ميشوند . روي همين جهت امامان اهل بيت «عيلهم السلام » كه همه از طرف دختر به پيامبر « صلي الله عليه واله » مي رسند ( ابناء رسول الله فرزندان پيغمبر ميشوند گرچه در زمان جاهليت چون به زن ارزش قائل نبودند فرزندان دختري را جزء ذريه بحساب نمي آورند. اما اسلام به اين تفكر غلط خط بطلان كشيده اتفاقا در زمان ائمه اطهار « عليهم السلام » اين موضوع مطرح بوده كه امامان جواب داندان شكني داده اند .
در كتاب عيون الاخبار در ضمن يك حديث طولاني كه امام صادق « عليه السلام »با هارون الرشيد مباحثه نمودند شنيدني است : هارون از امام هفتم « عليه السلام» سوال كرد شما امامان خود را فرزند پيامبر ميدانيد در حاليكه همه ميدانيم پيامبر پسر نداشت و فوت كرده بودند ؟ و نسل انسان از طريق پسر است نه دختر و شما فرزندان دختر او هستيد ؟ امام موسي بن جعفر « عليه السلام » فرمودند :{ و من ذريته داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون .... و زكريا و يحي و عيسي ...} ( 3) امام هفتم پرسيدند پدر عيسي كيست ؟ هارون الرشيد گفت: عيسي پدر نداشت امام «عليه السلام » فرمودند : بنابر اين اگر او محلق به ذريه پيامبران است از طريق مريم مي باشد , ما نيز محلق به ذريه رسول خدا از طريق ماد رمان حضرت فاطمه « سلام الله عليها » هستيم ( 4) و همچنين فخر رازي در تفسير كبير خود ميگويد « اين آيه سوره انعام – 85 – دلالت دارد كه حسن و حسين «عليهم السلام » از ذريه پيامبرند. زيرا ؛خداوند عيسي را از ذريه ابراهيم شمرده است با اينكه تنها از طريق مادر به او مربوط مي شود. ( 5)
نتيجه ميگريم كه وقتي خداي تبارك و تعالي مي فرمايد { اطيعوا الله و اطيعوالرسول و اولو الامر منكم ........ }
هم نام پيامبر و امامان «عليهم السلام » و ذريه آنان مد نظر بوده است و ديگر لازم به نام بردن تك تك آنان نيست . مطالعه تفسير نمونه , در ديار عشق , محمد خوانساري.
مهدي موعود -,علي روانحي مطالعه آن خالي از لطف نيست .
ونكته ديگري را كه نيز مي توان بيان كرد اين است كه اگر حضرت زهرا« سلام الله عليها » را نامشان در قرآن بيان ميشد به صراحت شايد خيلي از مردم حاضر يه ايمان آوردن نمي شدند چون مي گفتند اين فرمايش از طرف پيامبر است نه خداوند , چون نام دخترش و فرزندان او را ذكر كرده و آنكه اسم انبياء را ذكر كرده و همه جهت آن است كه از داستاني آنان عبرت و پند مي گيرند نه اينكه جهت قرابت مطرح باشد و مربوط به دوران قبل از پيامبر هستند نه معاصر با خود پيامبر البته وجه اول مهم ترين نكته است .
منابع :
1- سوره مباركه انعام , آيه 84
2- سوره مباركه انعام , آيه 85
3- سوره مباركه انعام , آيه 85
4- تفسير نور الثقلين , ج اول , ص 743
5- تفسير نمونه , جلد 5 , ص 329