مرکز پاسخگويي: جامعة الزهراء
موضوع اصلي: اهل بيت
موضوع فرعي: عنايت خاص خداوند به حضرت زهرا(س)
همگي قبول داريم كه پيامبران و ائمه اطهار داراي استعدادها و خلقتهاي متفاوتي از بقيه بشر هستند. مثلاً نطفه حضرت زهرا(س) با آن سيب بهشتي بسته شد و خيلي از مطالب ديگر كه در كتابها آمده است. حال آيا اين خلقت خاص و استعدادهاي بالا، امتيازي براي آنها محسوب ميشود؟ و آيا به اين معنا نيست كه خداوند به آنها عنايت بيشتري دارد؟




پاسخ:
در مورد بعضي عنايتهاي خاصي كه در مورد حضرات معصومين(ع) از جمله حضرت زهرا((س)) از سوي خداوند متعال وجود داشته بايد حقيقت را در تمام زواياي آن بررسي كرد. از يك زاويه ببينيم بر دوش كشيدن بارِ مسئوليت هدايت بشر تا قيامت، مستلزم چه خصوصياتي است؟ آيا عقلائي است كه هدايت وارث را به دست فرد يا افرادي سپرد كه مانند سايرين، دوراني از عمر خود را در جهالت و يا گناه گذرانده اند؟ عقل ميگويد: خير. در واقع فلسفة خلقت بشر كه رسيدن به بالاترين درجه كمال است، مستلزم اين است كه راهنما و راهنمايي هاي لازم و كافي براي او قرار داده شود. زيرا بشر با دو ابزار حس و عقل، نميتواند سعادت واقعي خود را بشناسد. چون تحقق سعادت واقعي بشر منحصر به ظرف اين دنيا نيست، بلكه جهان آخرت را نيز شامل ميشود. بنابراين بدون كمك وحي و علم غيب توان شناخت عوامل مختلف و مؤثر در سعادت ابدي انسان ممكن نيست. حال اين علم غيب يا بايد در اختيار تك تك انسانها قرار گيرد و يا راه و فرد مشخصي براي آن قرار داده شود. صورت اول كه به طور كامل و اكثراً امكان ندارد. زيرا دريافت علم غيب، نياز به كمالات روحي در درجات بالا دارد كه اكثر انسانها به علتهاي مختلف آن را به دست نميآورند. البته نه جبراً; بلكه جهل و غفلت و تبعيت از هواي نفساني كه در اكثر انسانها غلبه دارد مانع ميشود. ولي به خاطر اين مشكل، نميتوان سعادت بشر و ارشاد او را معطل گذاشت. پس حكمت الهي اقتضا ميكندكه افرادي داراي ويژگيهايي خاص باشند تا هم شايستگي دريافت پيامهاي وحي را داشته باشند و هم آن پيامها را بي كم و كاست به بشريت ابلاغ نمايند. حال اين ويژگيها چه باشد و چگونه به فرد يا افراد مورد نظر داده شود از مسائلي است كه درك كامل آن از توان ما خارج است مگر اين كه توفيقات الهي شامل حالمان شده و تا حدّي آنها را بفهميم. اما اجمالاً اين را ميفهميم كه هدايتگر بشريت بايد داراي خصوصياتي شخصيتي، روحي، اجتماعي، اخلاقي و ارادهاي قوي باشد تا مورد قبول تمامي امتها باشد. به عنوان مثال فردي كه در سطح خانوادة خود، نقش رياست و هدايت را دارد بايد از شجاعت، صبوري، عزت نفس و... برخوردار باشد، و همچنين فردي كه رياست يك جامعه به نام كشور را بر عهده دارد، و نيز فردي كه رياست چند ملت را به عهده ميكشد. اما گسترة اين خصوصيات چقدر بايد باشد؟ مسلماً آنكه رياست و هدايت زمام يك كشور را بر عهده دارد به تناسب سنگيني مسئوليتش، اين ويژگيها را در سطحي بسيار گستردهتر از خانواده و محدودتر از رياست چند ملت، دارا خواهد بود، و مورد سوم بسيار بسيار گستردهتر بايد به مسائل بنگرد و به همين دليل بايد صاحب كمالات بيشتر باشد. حال اگر فردي بخواهد هدايتگر تمام امتها در طول قرنهاي متمادي كه انتهايش معين نيست قرار گيرد، بايد در حدّي باشد كه فقط خالق هستي به آن عالم است. حضرات معصومين از نوع رهبران دسته سوم يعني جهاني، تا روز قيامت هستند. پس بايد از پاكترين نژادها در طول تاريخ باشند تا وظيفه سنگين هدايت و ارشاد بشريت را بتوانند به خوبي و سلامت ادا كنند. از زاوية ديگر مسئله اين گونه است كه آيا ويژگيها و عنايتهاي خاص الهي به اين افراد از اين حيث است كه آنها رهبران و مرشدين انسانيت هستند و يا به خاطر خود آنهاست؟

پاسخ اين است كه اين عنايتها به خاطر همان امري است كه قبلاً گفته شد، ولي اين ويژگيها قدرت گناه را از آنان سلب نميكند بلكه آنان با اختيار خود از معصيت اجتناب ميكنند. البته توجه آنان را به مسئوليت خود و عواقب سركشي از آن بيشتر ميكند يعني زمينة اطاعت و دوري از گناه را در آنها تقويت ميكند ولي توان انجام گناه را از آنان نميگيرد. پس اين سخن كه «چون نحوة خلقت آنان با بقيه فرق ميكند مرتكب گناه نميشوند» ناشي از عدم فهم صحيح مطلب است.

بلكه خداوند تمام امكانات رشد و هدايت را اعم از فطرت، عقل، اراده به اضافة راهنمايان بيروني يعني انبيأ در اختيار همه انسانها قرار داده و اين خود انسان است كه ميتواند از اين امكانات استفاده بهينه كرده و به بالاترين درجه كمال برسد. و با حضرات معصومين(ع) محشور شود، و يا آنها را ضايع نموده و از عنايات ويژه الهي و رحمت خاص او محروم گردد.