مقامات بهشتي حضرت زهرا و شيعيان ايشان


ابوجعفر طبري در كتاب بشارة المصطفي از همام ابي علي نقل مي كند كه گفت به كعب الاحبار گفتم: نظر شما درباره ي شيعيان علي بن ابيطالب (ع) چيست؟

در پاسخ گفت: «اي همام! من صفات آنها را در قرآن يافته ام، آنها حزب خدا و انصار دين خدا و پيرو ولّي هدا، و بندگان خاص و بزرگوار خدا در ميان خلق هستند، خداوند آنها را براي دين خود برگزيده، و براي بهشت خود آفريده است، آنها در فردوس اعلاي بهشت در ميان خيمه و اطاقهائي كه از (دانه هاي شفّاف) مرواريد و لؤلؤ برپا شده، سكونت مي كنند، آنها در ميان مقرّبان ابرار هستند و از نوشابه ي دست نخورده سر بسته سيراب مي شوند، اين نوشابه از آب چشمه اي است كه «تسنيم» نام دارد، كه به آنها اختصاص دارد، تسنيم چشمه اي است كه خداوند آن را به حضرت فاطمه دختر محمّد (ص) و همسر علي (ع) عطا فرموده است كه منبع آن چشمه زير ستوني قرار دارد كه قبّه ي آن ستون در خنكي و برودت مانند كافور، و در طعم مانند زنجبيل و در بو مانند مُشك است، سپس آب آن چشمه در جويها جريان مي يابد، شيعيان و دوستان فاطمه (س) از آن مي آشامند، و آن قُبّه داراي چهار ستون است، يك ستون آن از مرواريد سفيد است، كه در زير آن چشمه اي بنام «طهور» قرار دارد، و يك ستون آن از زُمُرّد سبز است كه در زير آن دو چشمه پر فوران از شراب طهور و عسل قرار دارد، هر يك از آن چشمه ها به سوي قسمت پائين بهشت جريان دارند، جز چشمه ي «تسنيم» كه در قسمت اعلاي بهشت، روان است كه خواص بهشتيان از آن مي آشامند، و آن شيعيان و دوستان علي (ع) هستند، و اين است تفسير قول خدا كه در قرآن مي فرمايد:

يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيق مَخْتُومٍ... عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ.

: «آنها از شراب زلال دست نخورده ي سر بسته سيراب مي شوند... همان چشمه اي كه مقرّبان از آن مي نوشد (مطفّفين- 25- 28) پس اين نعمت بر شيعيان گوارا باد.

سپس كعب الاحبار گفت: سوگند به خدا، شيعيان را دوست نمي دارد مگر كساني كه خداوند از آنها، عهد و ميثاق گرفته است.

ابوجعفري طبري پس از نقل فوق، مي گويد: سزاوار است كه شيعيان، اين حديث را با آب طلا بنويسند، تا نقل بسيار شده و از نابودي، حفظ گردد، و به مفاد آن عمل كنند كه موجب دستيابي به آنهمه درجات عالي بهشتي خواهد گرديد، با توجّه به اينكه اين روايت از اهل تسنّن نقل شده است كه براي حجّت بودن، رساتر است (و از تهمت ساختگي شيعه بدور است) و صحّتش روشنتر مي باشد.



پاسخ به سؤال سلمان

و نيز طبري در كتاب بشارة المصطفي از كتاب كنز نقل مي كند كه ابوذر گفت: سلمان و بلال حبشي را ديدم نزد پيامبر (ص) آمدند، ناگهان سلمان بروي قدم رسول خدا (ص) افتاد و بوسيد، پيامبر (ص) او را از اين كار كنار زد و به او فرمود: «اي سلمان، آن كاري را كه عجم ها براي شاهان خود انجام مي دهند، نسبت به من انجام مده، من بنده اي از بندگان خدا هستم، مانند بندگان مي خورم و مي نشينم»

سلمان عرض كرد: اي مولاي من از تو مي خواهم از فضائل فاطمه (س) در قيامت، به من خبر بدهي!

پيامبر (ص) با چهره اي خندان به او نگريست و فرمود: «سوگند به خدائي كه جانم در دست قدرت او است، فاطمه (س) همان بانوئي است كه در عرصه ي محشر، سوار بر شتر عبور مي كند كه سرش (نمودي) از خشيت خدا است، و چشمانش از نور خدا مي باشد، تا اينكه فرمود: جبرئيل در سمت راست آن شتر، و ميكائيل در سمت چپ آن، و علي (ع) در پيشاپيش آن، و حسن و حسين (ع) در پشت سر آن حركت مي كنند، خداوند حافظ و نگهبان او است، تا از صحنه ي محشر عبور كند در اين هنگام ناگهان از جانب خدا ندا مي رسد:

«اي همه ي خلايق! چشمهاي خود را فروخوابانيد، و سرهاي خود را پائين آوريد، اين فاطمه دختر پيامبر شما، همسر علي (ع) امام شما، مادر حسن و حسين (ع) است، پس از پل صراط عبور مي كند در حالي كه دو چادر شفّاف و سفيد بر سر دارد.

وقتي كه فاطمه (س) وارد بهشت مي شود و به نعمتها و مواهبي كه خداوند براي او آماده ساخته مي نگرد، مي گويد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اَذْهَبَ عَنّا الْحُزْنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ اَحَلَّنا دارَ الْمَقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لايَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ.

: «بنام خداوند مهربان، حمد و سپاس خداوند را كه: حزن و اندوه را از ما دور ساخت، البته خداي ما بخشنده و شكر پذير است، آن خدائي كه ما را در مقام عالي از عطاي خود قرار داد كه در آن هيچگونه رنج و ناگواري به ما نمي رسد».

رسول خدا (ص) فرمود: پس از آن خداوند به فاطمه (س) وحي مي كند: «اي فاطمه! آنچه مي خواهي از من مسئلت كن كه به تو عطا مي كنم و تو را خشنود سازم»

فاطمه (س) عرض مي كند: خدايا تو اميد مني، بلكه بالاتر از اميد مني، از درگاه تو مسئلت مي كنم كه دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ، عذاب نكني.

خداوند به او وحي مي كند: اي فاطمه! به عزّت و جلالم سوگند، دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين، به خود سوگند ياد نموده ام كه دوستان تو، و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نكنم.

***