فاطمه مافوق قانون


يكي از معيارهاي ارزشي اسلام مراعات ادب بويژه در ارتباط با بزرگان و مربيان است و حتي آمده است: كسي كه ادب ندارد، ايمان ندارد. آيات و روايات زيادي در اين زمينه هست كه از موضوع بحث ما خارج مي باشد....

در زمان رسول خدا گروهي از ضعيف الايمانها و منافقين هنگام ديدار با پيامبر الهي، بدون مراعات القاب آن حضرت، تنها با اسم، آن بزرگوار را صدا مي زدند، خداوند متعال آيه ي شصت و سه سوره ي نور (1)را فرستاد و بدين وسيله مؤمنين و مسلمانان مأمور گشتند با تعبير: يا رسول اللَّه و يا «نبي اللَّه» آن حضرت را خطاب كنند.

از حضرت فاطمه ي زهرا عليهاالسلام آمده است كه پس از نزول اين آيه، من هم مثل ديگران هنگام ديدار، پدرم را با لقب، يا رسول اللَّه، مخاطب قرار مي دادم و از گفتن: پدر جان خودداري مي كردم و چندين بار چنين نمودم، ولي در برابر خطاب من، آن حضرت ساكت بود و جواب نمي داد. سپس خطاب به من فرمودند: يا فاطمه! اين آيه در حق تو و اهل بيت تو نازل نشده. تو از مني و من از تو. خطاب آيه به افراد خشن و ستمگر و خود برتربين است، تو اگر مرا پدر خطاب كني بهتر است و چنين روشي باعث حيات دل من و رضايت خداوند است. (2)

اين حديث نشان مي دهد كه فاطمه و اهل بيتش عليهم السلام تا چه ميزاني در پيشگاه خدا و پيامبرش ارزش دارند؟ و حتي در حديث ديگري در اين رابطه آمده است:

شخصي در زمان پيامبر صلي اللَّه عليه و آله دزدي كرد و حضرت دستور داد چهار انگشت دست او را قطع كنند، دزد عرض كرد: يا رسول اللَّه! من سوابقي در اسلام دارم آيا دست مرا قطع مي كني؟

رسول گرامي اسلام فرمودند: قانون الهي تبعيض ندارد، حتي اگر چه دخترم (فاطمه) باشد. اين خبر به گوش فاطمه رسيد و او را محزون كرد.

در اين هنگام جبرئيل نازل گشته و آيه ي «لئن اشركت ليحبطن عملك....» (3)را بر آن حضرت خواند و بدين وسيله اعلان نمود كه حساب فاطمه از ديگران جداست و شكستن دل او و بريدن دستش برابر شرك است. (4)

***

1ـ لاتجعلوا دعا الرسول بينكم كدعا بعضكم بعضا....

2ـ يا فاطمه! انها لم تنزل فيك و لافى اهلك و لانسلك و انت منى و انا منك، انما نزلت فى اهل الجفا و الغلظه من قريش اصحاب البذخ و الكبر، قولى يا ابه، فانها احيى للقلب و ارضى للرب. (سفينةالبحار، ج 2، ص 374).

3ـ آيه‏ى 65 سوره‏ى زمر: اگر مشرك شوى تمام اعمالت تباه مى‏گردد.

4ـ بحارالانوار، ج 43، ص 43، ح 43.