بازگشت

تحقيقي در تاريخ تولد فاطمه




تاريخ اسلام تا قبل از هجرت پيچيده در اختلاف زماني است. كمتر موردي است كه مورخين در آن متفق باشند. آيا پيامبر (ص) در سن 40 سالگي يا 41 سالگي مبعوث شد؟ خديجه در 35 سالگي يا 40 سالگي به ازدواج محمد درآمد و محمد در آن زمان 25 ساله بود يا 23 ساله؟ پيامبر (ص) در چه سالي به معراج رفت؟ علي (ع) هنگام اسلام آوردن 8 ساله بود يا ده ساله. همه از مباحث جنجالي تاريخ اسلام است، و علت آن است كه حجازيان تا آن زمان تاريخي مدون و مشخص نداشتند و از فرهنگ تاريخ گذاري نيز دور بودند.

تا اينكه به روايت طبري «هنگامي كه پيامبر (ص) به مدينه مهاجرت نمودند فرمان تاريخگذاري را صادر نمودند.»

«قال ابوجعفر حدثني ذكريا... عن ابن شهاب ان النبي صلي الله عليه و سلم لما قدم المدينه- و قدمها في شهر ربيع الاول- امر بالتاريخ» [1] .

تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام نيز از مواردي است كه سخت مورد اختلاف واقع شده است نه علماي اهل سنت بر آن اجماع كرده اند و نه عالمان شيعي بر آن اتفاق نموده اند. دامنه ي اختلاف به ده سال كشيده شده است. ابن سعد در «طبقات» [2] طبري در «تاريخ» [3] .


تولد فاطمه (س) را سال پنجم قبل از بعثت دانسته اند.

مسعودي در «مروج الذهب « [4] و يعقوبي در «تاريخ» [5] و قندوزي در «ينابيع الموده» [6] گفته اند فاطمه (س) بعد از مبعث متولد گرديد.

ابن اثير در «كامل» [7] فوت فاطمه (س) را در 29 سالگي اعلام كرده است كه با اين حساب تولد حضرت همان پنجم قبل از بعثت خواهد بود و همو در «اسدالغابه» [8] تاريخ ازدواج فاطمه (س) را بعد از عروسي پيامبر (ص) با عايشه سال اول هجري در سن پانزده سالگي مي داند، در اين صورت تولد فاطمه (س) بين يكم و دوم مبعث خواهد بود.

ابن حجر در «الصواعق المحرقه» [9] تاريخ ازدواج فاطمه (س) را در اواخر سال دوم هجري و در سن پانزده سالگي مي داند كه تاريخ تولد حضرت در همان سال مبعث خواهد بود.

علماي شيعه نيز در تاريخ تولد فاطمه (س) اتفاقي ندارند و همانند مورخين و محدثين اهل سنت دامنه ي اختلاف را به چند سال كشانده اند.


كليني در «كافي» [10] و علي بن عيسي اربلي در «كشف الغمه»: [11] ابن شهر آشوب در «مناقب» [12] و محمد بن علي بن احمد الفارسي در «روضة الواعظين» [13] تولد فاطمه (س) را سال پنجم بعثت دانسته اند. طبري در «دلائل الامامه» [14] آن را در 45 سالگي پيامبر (ص) ذكر كرده اند كه همان پنجم بعثت خواهد بود.

سيد بن طاووس در «اقبال الاعمال» [15] به نقل از مرحوم مفيد تولد زهرا را سال دوم بعثت گفته اند، و كفعمي در «مصباح» [16] و شيخ طوسي در «مصباحين» [17] نيز تاريخ تولد را بيستم جمادي الاخر سال دوم مبعث دانسته اند.

بنابراين، انتخاب تاريخي صحيح از اين همه اختلاف امري مشكل است و تنها راه چاره مراجعه به شواهد تاريخي و تحليل تاريخ است، كه مي تواند ما را به واقع نزديك كند.

شواهدي كه تولد فاطمه (س) را در قبل از بعثت تأييد مي كند.

الف: اكثر مورخان اهل سنت تاريخ تولد فاطمه (س) را سال تجديد بناي كعبه دانسته اند و حتي علي بن عيسي اربلي نيز از


ابن خشاب در مرفوعه اي از امام محمد باقر (ع) نقل مي كند «ولدت فاطمة بعد ما اظهره الله نبوه نبيه و انزل عليه الوحي بخمس سنين، و قريش تبني البيت» [18] فاطمه (س) پنج سال بعد از نبوت در حالي كه قريش خانه را مي ساختند متولد شد.

آنچه در تاريخ مشهور است اينست كه تاريخ تجديد بناي كعبه پنج سال قبل از نبوت پيامبر (ص) بوده است و بعد از نبوت تجديد بنايي صورت نگرفته است.

ب: اگر تولد فاطمه (س) را سال پنجم بعثت بدانيم با روايت معروف نزول زنان بهشتي كه قبلا نقل كرديم قابل توجيه نيست. زيرا در اين روايت آمده است: خديجه سلام الله عليها هنگام تولد فاطمه (س) از زنان قريش خواست تا در زايمان، او را همراهي كنند و آنان پاسخ گفتند: «انت عصيتنا و لم تقبلي قولنا و تزوجت محمدا يتيم ابي طالب فقيرا لا مال له»... [19] .

اگر تولد فاطمه (س) سال پنجم بعد از بعثت بود خديجه (عليهاالسلام) هيچ احتياجي به زنان قريش نداشت زيرا در اين سال عده اي از زنان مسلمان شده بودند و قطعا همسر پيامبر (ص) را در اين امر ياري مي نمودند. [20]

علاوه زنان قريش بعد از بيست سال نمي بايست خديجه را به دليل


ازدواج با محمد (ص) يتيم ابي طالب سرزنش مي كردند، بلكه حق اين بود كه وي را به دليل ايمان آوردن به پيامبر (ص) توبيخ مي كردند.

ج: مشهور اينست كه خديجه (ع) در سن 40 سالگي با پيامبر (ص) ازدواج نموده است [21] ، در صورتي كه تولد فاطمه (س) را پنج سال بعد از بعثت بگيريم بايد گفت در سن 60 سالگي، فاطمه (س) را زاييده است و اين امري بعيد است.

اما با دقت در قرائن فوق درمي يابيم كه هيچكدام قانع كننده نيست. زيرا:

الف: شاهد اول در صورتي راضي كننده مي باشد كه بدانيم اصل را سال بناي كعبه قرار داده اند و فرع را تولد فاطمه (س) چه بسا مورخين ابتداء تولد را سال پنجم قبل از بعثت فرض كرده اند و سپس چون در همان سال كعبه تجديد بنا يافته بر آن تطبيق داده اند. به عبارت ديگر تقارن تجديد بنا و تولد زهرا (ع) احتياج به دليل دارد و همه ي اين اقوال عين ادعاست، البته روايتي كه از عباس عموي پيامبر (ص) نقل شده است (كه بين علي (ع) و فاطمه (س) در بزرگي سن اختلاف بود و عباس گفت تو اي علي (ع) چند سال قبل از بناي كعبه متولد شدي ولي دخترم فاطمه (س) سال بناي كعبه) [22] دليل خوبي است. اما اين روايت به ادله ي مختلف قابل قبول نيست. زيرا:

علي (ع) بنا بر مشهور در اول بعثت هشت ساله يا ده ساله بوده


است و در خانه پيامبر (ص) زندگي مي كرده است قطعا شاهد تولد زهرا بوده است چه آن را پنجم قبل از بعثت بدانيم و چه بعد. و اين تفاوت سن يعني سه تا پنج سال چيز كمي نيست كه علي (ع) يا زهرا (س) در تشخيص قاصر باشند. چه اينكه زهرا (عليهاالسلام) نيز از لحظه اي كه اهل درك مي گردد بزگتري علي (ع) را مي فهمد. اين موضوع حتي در خانواده هاي معمولي هم بين همبازيها پيش نمي آيد تا چه رسد به خاندان وحي. مگر اينكه تفاوت سني آنقدر كم باشد كه درك آن مشكل باشد و اين موضوع با هر نقلي با تولد علي (ع) و زهرا (س) سازگار نيست.

ثانيا: از ظاهر اين روايت استنباط مي شود كه زهرا سلام الله عليها مدعي هم سني يا مسنتري از علي عليه السلام بوده است و بعيد است فاطمه (س) ادعاي كوچكتري كند و علي (ع) ادعاي عكس آن كند و اين قابل قبول نيست. زيرا ادعا يا اثبات هم سني يا بزرگتري هرگز براي زنان افتخاري نيست تا به مجادله كشيده شود بلكه زنان همواره تلاش دارند تا سن خود را كمتر جلوه دهند.

ثالثا: اين روايت با مباني اعتقادي شيعه كه قائل به عصمت حضرت علي و زهرا سلام الله عليهما مي باشند قابل توجيه نمي باشد.

و روايت كشف الغمه علاوه بر مرفوعه بودن، در متن تعارض دارد از يك طرف تولد زهرا را بعد از بعثت مي داند و از طرف ديگر مقارن بناي كعبه و اين تعارض روايت را تضعيف مي كند. خصوصا اينكه


روايتي ديگر در شيعه آن را تأييد نمي كند.

ب: هيچ بعدي ندارد كه زنان قريش پس از بيست سال كينه خديجه را به خاطر ازدواج با محمد (ص) به دل گرفته باشند، مردم جاهلي كه به خاطر تعصبهاي جاهلي بر سر ملاكهاي بي ارزش به جنگ و ستيز با يكديگر مي پردازند و حتي پس از ايمان، شعري، آتش كينه اوس و خزرج را شعله ور مي كند و شمشيرها از نيام بركشيده مي شود، چگونه ممكن نيست كه پس از ساليان متمادي به خاطر همين تعصب ها دشمني خديجه را به دل گرفته باشند.

چگونه بعيد است كه نسبت به اين ازدواج هنوز تعصب داشته باشند در حاليكه پس از ساليان درازي كه بر پيامبر (ص) وحي نازل مي شد، اعراب متعصب مي گفتند «لو لا نزل هذا القرآن علي (ع) رجل من القريتين عظيم» [23] چرا قرآن بر مردي بزرگ از شهر مكه و طائف نازل نمي شود؟ و بعد از سالهاي متمادي هنوز به محمد (ص) با ديده تحقير مي نگريستند.

اما اينكه چرا خديجه (ع) از زنان مسلمان دعوت نكرد و از زنان قريش ياري جست؟ شايد بدين علت بود كه سال پنجم بعثت اوج سخت گيري قريش بر مسلمانان بوده است و زنان كمتر جرأت رفت و آمد با خانه پيامبر (ص) را داشته اند. علاوه سال پنجم مبعث عده اي از مردان و زنان مسلمان در اثر فشار كفار قريش به حبشه هجرت


نمودند. [24] .

در تاريخ نام رقيه دختر خديجه (ع) و سهله دختر سهيل و ام سلمه و ليلي دختر ابي حثمه جزء اولين مهاجران به حبشه ذكر شده است. [25] و شايد با مهاجرت زنان در سال پنجم مبعث زناني براي ياري خديجه نمانده بودند. لذا خديجه از زنان قريش كمك طلبيده است.

ج: از لحاظ علمي هيچ مانعي ندارد كه زني در سن شصت سالگي وضع حمل نمايد خصوصا كه خديجه از زنان قرشي بود كه به سلامت جسماني و دير يائسگي شهرت دارند.

علاوه اين كه خديجه در چهل سالگي ازدواج كرده، قطعي نيست، عده اي از علما وي را هنگام ازدواج 35 ساله دانسته اند. [26] .

شواهدي كه تولد فاطمه (س) را بعد از هجرت تأييد مي كند:

الف: روايتي از اهل سنت نقل شده است كه نشانگر كودكي فاطمه (س) هنگام وفات مادر بوده است: «هنگاميكه خديجه وفات نمود فاطمه (س) به پيامبر (ص) مي چسبيد و گريه مي كرد و مي گفت: «اين امي» مادرم كجاست؟ جبرئيل نازل شد و به پيامبر (ص) فرمود: به فاطمه (س) بگو «در بهشت در خانه اي از لؤلؤ بهم پيچيده بي صدا كه خداوند برايش بنا كرده، زندگي مي كند.» [27] اگر تولد فاطمه (س) را 5 سال قبل از بعثت بدانيم وي هنگام وفات مادر 14 يا 15 ساله بوده


است زيرا وفات خديجه سال نهم بعثت بوده است و از يك دختر در اين سن بعيد است! به پدر بچسبد و سراغ مادرش را بگيرد. اين عمل، ناز كودكانه دختري است در حدود 2 تا 5 ساله، نه بزرگتر.

ب: محكم ترين دليل بر اينكه تولد زهرا (س) بعد از بعثت است، روايات «انعقاد نطفه فاطمه (س) در معراج» است. سني و شيعه روايت كرده اند كه «پيامبر (ص) بارها فرموده اند» در شب معراج ميوه اي به من داده شد كه نطفه فاطمه (س) در صلب من گرديد و خديجه از همان نطفه حامله گرديد و سپس فاطمه (س) متولد گرديد.» اين روايت در حد تواتر است و آن را «ابن عباس، سعيد بن مالك، عمر بن خطاب و عايشه» [28] نقل كرده اند و از اين رو فاطمه (س) را «حوراء انسيه» و «تفاحة الجنه» ناميده اند.

اين روايت را سيوطي در «الدر المنثور» ذيل آيه «سبحان الذي اسري...» [29] اينگونه آورده است «و اخرج الطبراني عن عائشه قالت: قال رسول الله (ص) لما اسري بي الي السماء و دخلت الجنه فوقفت علي شجره من اشجار الجنه لم ارفي الجنه مثلها و لا ابيض ورقا و لا اطيب ثمره قتناولت ثمره من ثمرتها فاكلتها فصارت نطفه في صلبي فلما هبطت الي الارض واقعت خديجه فحملت فاطمه فاذا انا اشفقت الي ريح الجنه شممت ريح فاطمه»

آنگاه كه خداوند مرا به معراج برد به بهشت درآمدم در مقابل


درختي متوقف شدم كه از آن بهتر در بهشت ديده بودم و نه به براقي برگ و نه به خوشمزگي ميوه آن مشاهده ننموده بودم. ميوه اي از آن را چيدم و خوردم كه نطف فاطمه (س) گرديد پس از فرود آمدن به زمين با خديجه آميزش كردم كه به فاطمه (س) حامله گرديد. لذا هرگاه مشتاق بوي بهشت مي شوم فاطمه (س) را مي بويم.

اين روايت را با همين الفاظ و يا معنا عالماني بزرگ از اهل سنت نقل كرده اند. علامه محب الدين طبري در «ذخائر العقبي»، علامه شيخ احمد بن يوسف الدمشقي در «اخبار الدول»، علامه ذهبي در «ميزان الاعتدال»، علامه ابن حجر عسقلاني در «لسان الميزان»، علامه ابن مغازلي در «مناقب»، علامه بلخي قندوزي در «ينابيع الموده»، علامه حضرمي در «وسيلة المآل»، حاكم نيشابوري در «المستدرك»، علامه خوارزمي در «مقتل الحسين»، علامه متقي هندي در «كنزل العمال»، علامه عبدالله شافعي در «المناقب»، حافظ ابوبكر بغدادي در «تاريخ بغداد»، حافظ نورالدين علي بن ابي بكر هيتمي در «مجمع الزوائد»، علامه صفوري در «نزهة المجالس» و عده اي ديگر از علماي اهل سنت آن را نقل كرده اند [30] همچنين محدثين شيعه نيز همگي بر اين روايت اتفاق كرده اند.

از نقل روايات چنين استنباط مي گردد كه پيامبر (ص) بارها اين موضوع را فرموده اند. هرگاه از عظمت فاطمه (س) سخن به ميان


مي آمد، هرگاه به پيامبر (ص) اعتراض مي شد چرا فاطمه (س) را مي بوسي؟ [31] و اينكه چرا فاطمه (س) حوريه انسيه است [32] و... پيامبر (ص) داستان معراج را متذكر مي شدند. فراواني روايت بقدري است كه محقق قطع پيدا مي كند كه فاطمه (س) بعد از نبوت متولد شده است. هر چند تاريخ معراج خود محل اختلاف شديد است، لكن روايات انعقاد نطفه فاطمه (س) بقدري زياد است كه خود گواه اينست كه معراج بايد در سالهاي اول بعثت يعني قبل از پنجم اتفاق افتاده باشد.

ج: شاهد ديگر خواستگاري از فاطمه (س) است. طبق روايات فراوان خواستگاري اصحاب از فاطمه (س) كمي قبل از ازدواج با علي (ع) است يعني همان سال اول هجري خواستگاريها آغاز مي گردد و اين نشانگر تحولي در زندگي فاطمه (س) كه همان بلوغ است، مي باشد. اگر فاطمه (س) پنجم قبل از مبعث متولد گرديده بود مي بايست از همان سال چهارم مبعث، خواستگاري آغاز مي گرديد، چه آنكه فاطمه (س) دختري زيبا، فهميده، و مورد لطف پيامبر (ص) بود و آن زمان خواستگاري در زمان بلوغ مرسوم بوده است. اما تاريخ به جز در بعد از هجرت از هيچ خواستگاري ياد نكرده است و اين مؤيد ادعاي تولد فاطمه (س) بعد از مبعث است.

د: قبلا از استدلال بر شاهدي ديگر، ابتداء چند مقدمه ذكر


و بعد نتيجه مي گيريم.

1: بيشتر مورخين فاطمه (س) را آخرين فرزند خديجه (عليهاالسلام) مي دانند. يعقوبي در تاريخش مي گويد: «خديجه براي محمد (ص) قبل از بعثت، قاسم، رقيه، زينب و ام كلثوم را زاييد و بعد از بعثت عبدالله كه ملقب به طيب و طاهر گرديد زيرا در اسلام متولد گرديده بود و سپس فاطمه (س) را به دنيا آورد. [33] ابن هشام در «سيره» مي گويد: «بزرگترين پسر پيامبر (ص) قاسم بود سپس طيب سپس طاهر و بزرگترين دخترش رقيه سپس زينب بعد از آن ام كلثوم و بعد از آن فاطمه (س)» [34] طبري در «تاريخ» مي گويد: «خديجه هشت فرزند براي پيامبر (ص) بدنيا آورد: قاسم، طيب، طاهر، عبدالله، زينب، رقيه، ام كلثوم و فاطمه (س) [35] .

ابن اثير در «اسد الغابه» مي گويد: به نظر من فاطمه (س) كوچكترين دختر پيامبر (ص) است زيرا آخرين ازدواج در خانه پيامبر (ص) ازدواج فاطمه (س) بوده است [36] .

همچنين علامه بلخي قندوزي از علماي اهل سنت در «ينابيع الموده» از كتاب «الاصابه» نقل مي كند كه «هي اصغر بناته» فاطمه (س) كوچكترين دختر رسول خدا بوده است.


2: گرچه بعضي از مورخين براي پيامبر (ص) از خديجه هفت يا هشت فرزند ذكر كرده اند، ظاهرا اين يك اشتباه است كه از القاب عبدالله «طاهر و طيب» بدان مبتلا شده اند زيرا بعضي آن را سه نفر و بعضي دو نفر ذكر كرده اند و صحيح تر اينست كه خديجه (ع) شش فرزند بيشتر براي پيامبر (ص) متولد ننمود.

3: از طرف ديگر مورخين گفته اند خداوند زينب را در سن سي سالگي به پيامبر (ص) داد. [37] يعني سال پنجم ازدواج با خديجه (ع) اما در اينكه آيا زينب اولين فرزند رسول خداست يا قاسم اختلاف است.

4: اگر ازدواج پيامبر (ص) را در 25 سالگي بدانيم و رحلت خديجه را سال دهم مبعث، دوران زندگي با بركت خديجه با پيامبر (ص) 25 سال است كه پانزده سال قبل از مبعث و ده سال بعد از آن مي باشد. بنابراين اگر اولين فرزند اين ازدواج را زينب بدانيم اولين تولد در سال پنجم ازدواج رخ داده است، و اگر مدت حمل و شير دادن هر كدام از فرزندان را سه سال فرض كنيم آخرين فرزند خديجه (ع) بايد در سال بيستم ازدواج يعني سال پنجم مبعث فرض كنيم. با اين فرض تولد فاطمه (س) درست مطابق با ادعاي اكثر علماي شيعه مطابقت دارد و اگر زينب را دومين فرزند خديجه بدانيم و قاسم را سه سال قبل از تولد زينب يا به عبارتي ديگر اگر قاسم را


اولين فرزند و تولد وي را در سال دوم ازدواج فرض كنيم با احتساب فاصله سه سال، تولد فاطمه (س) سال دوم مبعث مطابق با نظر مرحوم مفيد و كفعمي و شيخ طوسي مي گردد.

ه: علي رغم اينكه قول تولد زهرا (س) در قبل از بعثت را به علماي اهل سنت نسبت داده اند و بعد از بعثت را به علما شيعه، اين تفصيل صحيح نيست. زيرا علماي شيعه نسبت به بعد از بعثت اجماع دارند و علماي سنت نسبت به قول قبل از بعثت اختلاف دارند. بنابراين قول شيعه مؤيد و معاضد بعضي از علماي اهل سنت است و قول اكثريت بر اقليت ترجيح دارد.

آنچه استدلال نموديم تنها قادر است تولد زهرا (س) را بعد از بعثت ثابت كند [38] و اما اينكه در چه سالي بعد از بعثت بوده است هم چنان مبهم مي ماند تا خداوند آن را براي محبان حضرت ظاهر نمايد.



پاورقي

[1] تاريخ طبري ج 2 ص 388.

[2] ج 8 ص 19

[3] ج 11 ص 597.

[4] ج 2 ص 298

[5] ج 2 ص 20

[6] ج 1 ص 170

[7] ج 2 ص 341

[8] ج 7 باب 71175 ص 220

[9] ص 141

[10] اصول کافي ج 1 ص 381 (کتاب الحجه باب مولد الزهرا)

[11] ج 1 ص 449

[12] ج 3 ص 357

[13] بحار ج 43 ص 7

[14] بحار ج 43 ص 9

[15] بحار ج 43 ص 8

[16] بحار ج 43 ص 9

[17] بحار ج 43 ص 9

[18] کشف الغمه ج 1 ص 449

[19] بحار الانوار ج 43 ص 3.

[20] رجوع کنيد به زندگاني فاطمه زهرا (س)- دکتر شهيدي ص 31

[21] فروغ ابديت ج 1 ص 164

[22] انساب الاشراف بلاذري، نقل از زندگاني فاطمه زهرا ص 26

[23] زخرف، 32

[24] تاريخ طبري ج 2 ص 329.

[25] تاريخ طبري ج 2 ص 330

[26] زندگاني فاطمه زهرا (س) ص 26 به نقل از انساب الاشراف بلاذري.

[27] تاريخ يعقوبي ج 2 ص 35

[28] احقاق الحق ج 10 ص 1- 10

[29] سوره اسري آيه 1

[30] احقاق الحق ج 10 ص 1 الي 11

[31] ينابيع الموده ج 2 ص 22

[32] احتجاج ج 2 ص 382

[33] تاريخ يعقوبي ج 2 ص 20

[34] سيره ابن هشام ج 1 ص 202

[35] تاريخ طبري ج 3 ص 161.

[36] اسد الغابه ج 7 ص 220.

[37] اسد الغابه ج 7 ص 130

[38] مراجعه نماييد به زندگاني فاطمه زهرا (س) ص 27- 32 با اين تفاوت که از مطالب دانشمند بزرگوار جناب آقاي دکتر سيد جعفر شهيدي چنين استنباط مي شود که ايشان تولد زهرا (س) را قبل از بعثت ترجيح مي دهند