ياس آغشته به خون


اي تمام حاصلم گشتي درو

ياس آغشته به خون من مرو

بهترين رزمنده ي راه علي

در خسوف خوني راه علي

اي تمام آرزوي مرتضي

رخ مكن پنهان ز روي مرتضي

اي پرستوي شكسته بال من

اي دو ديده در حرم دنبال من

پاره از داغت شده بند دلم

دست تو بشكسته مانند دلم

باز بنما هر دو چشم بسته ات

گو سخن با حيدر دل خسته ات

اي شكسته سينه ي قامت كبود

فاطمه، فاطمه پيش عليِ خود بمون

گرچه غرق خون فتادم روي خاك

يا اميرالمؤمنين روحي فداك

زير لب پيوسته مي گويم علي

با وجود خسته مي گويم علي