وفات مادر


تا يك نفس مي زني به سايه ي سر من

مي گم خدا اومده وفات مادر من

لرزه به جونم افتاده با لرزه ه اي مادر

رسيده وقت رفتنِ اين گل ياس پرپر

بعد از تو سر به روي شانه ي غم مي گذارم

مادر بي تو ميان شهر غربت كم مي آورم

مادرمرومادر مادرمرومادر مادرمرومادر

شبيه اين دل من شكسته شد پرتو

نفس نفس زدنت سوزونده دختر تو

تو آسمون اين دلم نمونده يك ستاره

آتيش مي گيرم مي بينم مادر رمق نداره

مي گيرم در بغل ز كنج غربت زانوي غم

مي ريزم بر سرم كنار بستر خاك مادر

مادرمرومادر مادرمرومادر مادرمرومادر

تا يك نفس مي زني به سايه ي سر من

مي گم خدا اومده وفات مادر من

خدا چرا تو باغ ما ماتم گرفته ياسم

شفاشو از خدا مي خوام با اشك التماسم

مادر جانم ببين كنار تو با ديده ي تر

زينب امشب براي تو شفا گرفته ختم كوثر

مادرمرومادر مادرمرومادر مادرمرومادر

تا يك نفس مي زني...