ميعادگاه عاشقان


اينجا بقيع و جمله دلها كباب است

اينجا چراغش روزها هم آفتاب است

مي سوزد از غم شيعه تا فرداي محشر

اين قبر بابا باشد و كو قبر دختر

اينجا زيارتگاه رندان جهان است

در اين صدف صد گوهر رخشان نهان است

اينجا شرف از قدر بر افلاك دارد

در هر وجب صد خاطره اين خاك دارد

اينجا كه بر ديوار او سر مي گذارند

سادات دل خون مادري گم كرده دارند

اينجا دل شاه نجف آتش گرفته

اينجا در بيت الشرف، آتش گرفته

اينجا چراغ آل طاها گشته خاموش

مادر گرفته چهار فرزندش در آغوش

اينجا به دنبال علي زهرا دويده

و ز سينه مجروح او خون مي چكيده

اينجا تن جان جهان در زير خاك است

ميعادگاه عاشقان سينه چاك است

اينجا ميان كوچه زهرا خورده سيلي

رويش ز ظلم دشمنان گرديده نيلي

شاعر
علي انساني