ميعادگاه جرعه نوشان


اينجا ديار عشق و مستي و جنون است

اينجا دل هر عاشقي درياي خون است

ميعادگاه جرعه نوشان است اينجا

بازار گرم مي فروشان است اينجا

اينجا هواي چشمها ابري است ابري

اينجا ندارد شيعه از خود هيچ صبري

اينجا كه عطر آگين به بوي مشك و عود است

اين خانه گويا خانه ياس كبود است

روزي دو مرغ عشق اينجا لانه كردند

ليلي و مجنون را به خود ديوانه كردند

هم جان هم بودند و هم جانانه هم

هم شمع هم بودند و هم پروانه هم

شاعر
مرتضي وافي