قنوت شفا


پاشو دخترت يه گوشه قنوت شفا گرفته

اولين باره كه اين جور دستش و بالا گرفته

براي خوب شدن تو به خدا رو زده زينب

با همين سنّ كمش خونه رو جارو زده امشب

براي دلخوشي تو كه چشات وا بشه از هم

با يه زحمتي نشسته شونه بر مو زده زينب

مث يك پرستو هستي كه توي قفس مي افته

كه با هر نفس كشيدن به نفس نفس مي افتي

نفست بند اومده باز لرزه داره بدن تو

وقتي كه آه مي كشي وا ميشه زخماي تن تو

هر جايي رو كه مي بينم گل زخم ريشه دُوونده

عكس يك لاله نشسته روي باغ پيرهن تو

گريه كن گريه عزيزم بغضتو نذار تو سينه

گريه كن يه كم سبك شي دواي غريبي اينه