قسم به قبر مخفي


اي كه به قلب عالمي نقش گرفته داغ تو

اي كه پريده مرغ دل از همه سو سراغ تو

ميوه معرفت خورد روح الامين ز باغ تو

نور دهد به ديده ها تربت بي چراغ تو

قسم به قبر مخفيت قسم به خاك تربتت

خون دل پاره پاره ام گشته به ياد غربتت

كاش به جاي مشعلي سوزم در كنار تو

كاش چو اشك مخفيت افتم بر مزار تو

كاش چو چشم همسرت گردم اشكبار تو

كاش به جاي محسنت سازم جان نثار تو

فيض زيارت تو را هميشه آرزو كنم

تربت مخفي تو را هماره شستشو كنم

اي كه خزان شد از ستم بهار زندگانيت

گشته خميده سر و قد به موسم جوانيت

مدينه بعد مصطفي نديده شادمانيت

قسم به عمر كوته و به رنج جاودانيت

عنايتي عنايتي «ميثم» دلشكسته ام

رو به سوي تو كرده ام دل به غم تو بسته ام

شاعر
سازگار