قداست شكسته


تو گل رز بهاري، تو لطيف و ناز بودي

تو قداست شكسته، به سرنماز بودي

تو پياده ره نورد سفر حجاز بودي

در كوي بخششي تو، كه هميشه باز بودي

تو علي نهرواني، تو شكسته اي حبل را

تويي ذوالفقار حيدر، كه زمين زدي جمل را

چو رسيد زهر كينه، پي همزباني تو

پُر لاله هاي غم شد، دل آسماني تو

برود ز خاطر دل غم جاوداني تو

كه به زير پا لگد شد، گل ارغواني تو

به نسيم كينه ورزيد كه وزيد سد شدي تو

به ميان كوچه غم سپر لگد شدي تو

چه شود دلم بيايد ز سپيده نور زهرا

به لقاء، دلم رسيده منم و حضور زهرا

چه شود سحر بينم پسر صبور زهرا

بزنم يكي دو بوسه به قدوم پور زهرا

چه شود عزيز زهرا بكند مرا غلامش

چه شود كه روضه اش را شكند به شهد كلامش