فروغ مهتاب


اي كه قرار مي بري از دل بي قرار من

داروندار حيدري مرو تو از كنار من

تويي مرا گره گشا، بي تو چه مي شود مرا

ز يار خود مشو جدا گره مزن به كار من

تو حامي ولايتي، به دست من امانتي

چرا خميده قامتي به كوي پر غبار من

اي كه شدي نقش زمين رحم بر اين خانه نشين

قلب خزانِ من ببين مرو تو اي بهار من

]واي مادرم(3) واي مادر[(2)

الا كه مام زينبي، ز غصه ها لبالبي

اي گل گلزار نبي مرو ز شاخسار من

تو هستيِ بوالحسني، بي تو مرا چه ماندني

فروغ مهتاب مني، بمان به شام تار من

حيدر كرّار منم، غيرت دادار منم

بي كس و بي يار منم، تويي يگانه يار من

]واي مادرم(3) واي مادر[(2)