عرض ارادات


اهل تولا عيد تبراست

شادان بمانيد شادان بمانيد

از پرده دل لعن عدوي آل محمد با هم بخوانيد

اي اهل ايمان هر جا دلي هست بايد ساير غمها باشد

جائي براي عرض ارادت جز آستان مولا نباشد

سرمايه ماست گنج ولايت هستي بجز اين سودا نباشد

از مهر حيدر نيرو بگيريد

تا مي توانيد تا مي توانيد

دست نفاقي كز روز اول كارش فساد و ظلم و ستم شد

از غصب حق آل محمد در كينه توزي نامش علم شد جز ثومه شر از پا در افتاد

آن مظهر ننگ سوي عدم شد

با لعن و نفرين يادش نماييد شوري بريزيد دستي فشانيد

آنكس كه بر باد حق علي داد لعنت بر او باد تا صبح محشر

از ابتدا بود در كار فتنه بت مي پرستيد تا روز آخر

با دست او سوخت باب ولايت شد كشته زهرا در پشت آن در

اهل تولا عيد تبراست

شادان بمانيد شادان بمانيد

اي اهل تقوا دين حب و بغض است ايمان تبراست ايمان تولاست

در دست شيعه بهر فناي خصم ولايت اين تيغ براست

آب حيات است راه نجات است آري طريق وحدت همينجاست

اسلام و ايمان با اهلبيت است ترديد و شك را از دل برانيد

شاعر
جعفر رسول زاده (آشفته)