صبر ايوب


از هجر تو يا زهرا ميسوزم و مي سازم

اي دخت شه بطحا ميسوزم و ميسازم

اي مونس و غمخوارم اي شمع شب تارم

من بيكسم و تنها ميسوزم و ميسازم

ديگر نخوري سيلي رويت نشود نيلي

از كينه اين اعدا ميسوزم و ميسازم

بر گو چه كنم امشب با درد دل زينب

رفتي تو از اين دنيا ميسوزم و ميسازم

با شام غريبانت با جمله يتيمانت

با جمع پريشانها ميسوزم و ميسازم

من (صالحم) و گريان با جمله عزاداران

از هجر تو تا عقبا ميسوزم و ميسازم

شاعر
اسماعيل بيك بروجردي(صالح)