شكايت حضرت زهرا


چنان ز داغ تو بابا شكسته بال شدم

كه طالب سفر به كوي ارتحال شدم

به لوح سينه من شرح اشتياق بخوان

كه سينه چاك اذان گفتن بلال شدم

چنان فتاده به سر شوق ديدن رويت

كه ديده بان تو در سنگر وصال شدم

بگاه يورش باد خزان به فصل بهار

كنار غنچه نشكفته پايمال شدم

به سيلي و لگد و تازيانه قنفذ

چو ماه يكشنبه بابا به شكل دال شدم

ميان آن در و ديوار وقت سقط جنين

به پاس حرمت تو صاحب مدال شدم

شاعر
ژوليده نيشابوري