شرار ماتم


اي مرغ عشق بيمارم، چرا ز ترانه افتادي

يگانه حامي و يارم، پشت در خانه افتادي

به ياريم از پا ماندي يازهرا

ميان آتش جا ماندي يازهرا

شرار ماتم افتاده بر سينه ي حيدر

نشانه از خونت زهرا، ماندي به روي در

هستم به ناله، همراه لاله، شد غنچه ام پرپر

به ياريم از پا ماندي يازهرا

ميان آتش جا ماندي يازهرا

اي مرغ عشق بيمارم...

تا آخر عمرم باشم ممنون وفاداري تو

اي تكيه گاهم، من هستم شرمنده ي بيماري تو

عصاي دستت زانويم يازهرا

آزرده گشته پهلويت يازهرا

به ياري م ازپاماندي يازهرا

ميان آتش جاماندي يازهرا

اي مرغ عشق بيمارم...

دو ديده ي من باز اما، دو دست من بسته

ديدم كه قنفذ دستت را به كوچه بشكسته

از تازيانه داري نشانه به پيكر خسته

يه ياريم از پا ماندي يازهرا

ميان آتش جا ماندي يا زهرا

اي مرغ عشق بيمارم...