رخِ ماه


مرو عشق مرتضي يا زهرا

مرو عشق مرتضي يا زهرا

اين آشيانه آتش گرفته

اين دل شبانه آتش گرفته

بال كبوتر مثل دل من

در كنج خانه آتش گرفته

مرو عشق مرتضي يا زهرا مرو عشق مرتضي يا زهرا

بانوي خانه حيدر غريبه

هم بي معين و هم بي مجيبه

رحمي نما بر تنهايي من

از غصه ي تو دل بي شكيبه

مرو عشق مرتضي يا زهرا مرو عشق مرتضي يا زهرا

دارو ندارم اي غمگسارم

در روزو حال تو بيقرارم

زينب نشسته نالان و گريان

دور از يتيمان شد گريه كارم

كشته شد محسن و آنان تماشا كردند

سند تير به اصغر زدن امضا كردند

فاطمه دارد رخي كه ماه ندارد

ماه چنين حُسن دل بخواه ندارد

عشق به زهراست افتخار من آري

عاشق مادر شدن گناه ندارد