جاي خالي حضرت زهرا


طائر از آشيان خود پريدن زود بود

دل ز قيد خانمان خود بريدن زود بود

رفتي و كردي علي را در غمت ماتم نشين

مجلس بزم عزا بهر تو چيدن زود بود

حاليا وقت يتيمي داري زينب نبود

بانگ وا اما ز طفلانت شنيدن زود بود

اين يتيمان را نگفتي كي پرستاري كند

با دل پر غصه در خاك آرميدن زود بود

داغ مادر بر دل فرزند هم چون آتش است

طفلهاي كوچكت را داغ ديدن زود بود

من ندارم طاقت ديدار جاي خاليت

قامتم از ماتم مرگت خميدن زود بود

رنگ طفلانت پريده از غم بي مادري

زينبت دنبال تابوتت دويدن زود بود

بي تو اي زهرا چراغ خانه ام باشد خموش

آفتابا از لب بامم پريدن زود بود

بعد تو عيش يتيمان شد مبدل بر عزا

موسم شادي كفن بهرت بريدن زود بود

كاشكي جان از تنم با ناله ام آيد برون

من ز هجران تو آه از دل كشيدن زود بود

شاعر
تابع