تابوت زهرا


نيمه شب تابوت زهرا را به دوشم مي كشم

پيكر ام ابيها را به دوشم مي كشم

پاي من مي لرزد اما با تمام خستگي

پيكري مجروح و تنها را به دوشم مي كشم

آسمان بشنو صدايم را پس از زهرا دگر

خلوت شبهاي صحرا را به دوشم مي كشم

در سكوت و خلوت شب دور، از چشم همه

روحبخش جان طاها را به دوشم مي كشم

تا نگردد آشكار اسرار قبر مخفيش

حال اين غمگين معما را به دوشم مي كشم

گريه مي خواهد دلم در پيش چشم كودكان

شرم دارم جسم زهرا را به دوشم مي كشم

شاعر
احمدسميع