اِحرام آيينه


يافتم ميقات من پشت درست حفظ «رب البيت» از حج برترست



رَمي شيطان كردم از امر جليل تا بگيرم كعبه از اصحاب فيل



بسته بودم پشت در احرام خود رهسپر كردم به مسجد گام خود



سعي كردم تا نماند فاصله از صفا تا مروه كردم هروَله



گفتم او شمع است و من پروانه ام بر نگردم بي علي در خانه ام



حجّ من رخسار حيدر ديدن است طوف من دور علي گرديدن است



آنقدر اي قبله ي بيت الحرام دور تو گشتم كه شد حجّم، تمام

شاعر
علي انساني