اشك حسين


واي واي واي مرو مادر جان(2)

صدا زدم ولي كسي نداد جوابم

دل كسي نسوخت برا دلِ كبابم

پيش علي خوردم زمين خدا مي دونه

خجالت از روي امامم كرده آبم

واي واي واي مرو مادر جان(2)

نه شب ديگه مونده برام نه مونده روزم

يه گوشه اي افتادم و دارم مي سوزم

دل خوش بودم كه محسنم مي ياد به دنيا

با زينبم براي اون لباس مي دوزم

واي واي واي مرو مادر جان(2)

اشك حسينِ كربلايي كرده پيرم

خودم اين و خبر دارم، دارم مي ميرم

حسين من گريه نكن دلم مي سوزه

مي يام تو قتلگاه تو رو بغل مي گيرم