ائمه بقيع


رتبه اي برتر ز عرش كبريا دارد بقيع

زانكه با خود جسم خاصان خدا دارد بقيع

گر بود شبها فضايش خالي از شمع و چراغ

از فروغ حق بسي نور و ضياء دارد بقيع

چشم مشتاقان ز خاك آستانش روشن است

از براي ديده ما طوطيا دارد بقيع

گنجها باشد نهان در سينه ويرانه اش

در بر اهل نظر قدر و بها دارد بقيع

سينه اش سوزان بود از داغ زهراي جوان

در ضميرش تا ابد شور و نوار دارد بقيع

مي رسد برگوش جانها بانگ افغانش هنوز

يادگاري گوئي از خير النسا دارد بقيع

چون دل دريا بود آكنده از در و گوهر

گوهري در خويشتن چون مجتبي دارد بقيع

در دل خود كرده پنهان پيكر پاك حسن

پاره پاره سينه از زهر جفا دارد بقيع

باشد اين خاك بهشتي مدفن زين العباد

زان سبب بوئي ز دشت كربلا دارد بقيع

باقر علم نبيين خفته در اين خاك پاك

كز وجودش يك جهان عز و علا دارد بقيع

جعفر صادق بود مدفون در اين خاك شريف

پيشواي مذهب و دين هدا دارد بقيع

قدر آن پنهان بود از ديده خلق زمين

خاك بوس در گه از اهل سماء دارد بقيع

به مشام جان رسد از خاك آن بوي بهشت

ماهرا از بس شميم جانفزا دارد بقيع

شاعر
علي غفرالهي