آثار غربت


خيز از كنار بستر بيمار غربتت

خون بارم از دو ديده ز ديدار غربتت

بهر چه باغبان به تماشا نشسته اي

ديگر گلي نمانده به گلزار غربتت

كم گريه كن برابر چشمم علي

سنگين بود به دوش دلم بار غربتت

بر صورتت نشسته علي گرد بي كسي

برصورتم نظاره كن آثار غربتت

آنجا كه درد غربت تو مشتري نداشت

تنها شدم به سينه خريدار غربتت

نيلوفري شدم من و درباغ شعله ها

پيچيد اي بهار به ديوار غربتت

بر لوح سينه ام قلم ميخ در كشيد

با يك لگد هزار نمودار غربتت

دستي اگر نمانده برايم غمين مباش

بر دوش ديده مي كشم اين بار غربتت

شاعر
عليرضا شريف