بازگشت

نامهاي پرمعناي فاطمه(س)


نامها معمولا بيانگر چگونگى صاحبان نام است، البته اگر نامگذارى به وسيله شخصى حكيم انجام گيرد، از احاديث برمى آيد كه نامگذارى فاطمه زهرا (عليهاالسلام) وسيله حكيم على الاطلاق يعنى خداى عالم انجام گرفته است.



از سوى ديگر «فاطمه از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنى باز گرفتن كودك از شير مادر است، سپس به هر گونه بريدن و جدائى اطلاق شده است.



اكنون ببينيم روايات اسلامى در اين زمينه چه مى گويد؟



37- در حديثى از پيغمبر اكرم (ص) آمده است كه فرمود:



«انما سماها فاطمة لان اللّه فطمها و محبيها عن النار».



«او را فاطمه نام نهاده، زيرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ بازداشته است»



از اين تعبير استفاده مى شود كه نامگذارى بانوى اسلام به اين نام، از سوى خداوند صورت گرفته، و مفهومش اين است كه خدا وعده داده است او و كسانى كه او را دوست دارند و در خط مكتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.



38- در حديث ديگرى در «ذخائر العقبى» از على(ع) مى خوانيم: كه رسول اللّه(ص) به فاطمه (عليهاالسلام) فرمود:



«يا فاطمه اتدرين لم سميت فاطمة»؟:



اى فاطمه آيا مى دانى چرا فاطمه ناميده شده اى؟



على (ع) مى گويد: من گفتم اى رسول خدا شما بفرمائيد چرا نام او فاطمه است؟



فرمود:



«ن اللّه عزوجل قد فطمها و ذريتها عن النار يوم القيامة»:



«خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ در قيامت باز مى دارد».



بديهى است منظور از فرزندان در اينجا فرزندانى است كه در خط اين مادر بزرگ باشند، نه همچون پسر نوح كه خطاب شد «انه ليس من اهلك» «او از خاندان تو نيست».



و به همين دليل در بعضى از روايات از احاديث «ذريه» و «محبان» هر دو باهم ذكر شده اند، و اينكه گمان كنيم مفهوم روايات فوق اين است كه اگر آن ها مرتكب انواع گناهان شوند و حتى كافر و مشرك باشند از عذاب الهى در قيامت در امانند اشتباه بزرگى مرتكب شده ايم كه با هيچك از معيارهاى اسلامى نمى سازد، زيرا خود پيغمبر اكرم(ص) كه اصل اين شجره طيبه است صريحاً در قرآن مجيد به اين خطاب مخاطب شده است.



«لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين».



«اگر (به فرض محال) مشرك شوى اعمال صالح تو نابود مى شود و از زيانكاران خواهى بود» (زمر/65).



و در جاى ديگر مى فرمايد: «اگر او بر ما دروغ ببندد ما او را به سختى مى گيريم و مجازات مى كنيم و رگ قلب او را قطع مى نمائيم»



آيا فرع زائد بر اصل ممكن است، آيا فرزندان رسول خدا از او برترند؟!



البته هرگز پيغمبر نه راه شرك پوئيد، و نه العياذ باللّه دروغى بر خدا بست، در حقيقت يك درس بزرگ براى همه امت است، تا بقيه حساب خود را برسند.



و اين منافات با مقام شامخ سادات و ارزش فوق العاده آن ها در امت اسلامى ندارد.



از سوى ديگر در ميان عرب معمول است كه علاوه بر اسم كنيه اى نيز براى افراد انتخاب مى كنند اگر مرد باشد - با - «اب» شروع مى شود و اگر زن باشد با «ام».



در روايات اسلامى در ميان كنيه هاى فاطمه زهرا كنيه عجيبى ديده مى شود كه چشم انداز ديگرى از عظمت فوق العاده زهرا را ترسيم مى كند، به حديث زير گوش فرا دهيد:



39- در «اسد الغابة» آمده است: «كانت فاطمة تكنى ام ابيها»: (كنيه فاطمه «ام ابيها» (مادر پدرش!) بود).



اين معنى در كتاب «استيعاب» از امام صادق (ع) نيز نقل شده است.



اين تعبير عجيب كه نظير آن درباره هيچيك از زنان اسلام ديده نشده، نشان مى دهد كه اين دختر باوفا آنچنان نسبت به پدرش محبت مى كرد كه گوئى «يك مادر» براى او بود.



مى دانيم پيغمبر اكرم(ص) در همان كودكى مادر خود را از دست داد، ولى اين دختر از همان خردسالى از هيچگونه محبت و دلسوزى درباره پدر بزرگوارش فرو گذار نكرد.



هم دخترى دلسوز و فداكار، و هم مادرى مهربان و ايثارگر و هم يارى وفادار محسوب مى شد كه شواهد آن را در روايات گذشته خوانديم.

آيت الله مكارم شيرازي