بازگشت

قرآن و فاطمه(ع)


شأن نزول آياتي از قرآن كريم درباره حضرت زهرا(س) در تفاسير بيان شده است و اهل سنت و جماعت اتفاق نظر دارند كه سوره هل اتي (انسان) درباره فاطمه(ع) و همسر و پسرانش نازل شده است1.



هنگامي كه رسول خدا(ص) آماده مباهله با اهل كتاب مي شد اين آيه شريفه نازل شد:... فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم... (آل عمران/ 61): «بگو بياييد فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را بخوانيم...» آن گاه رسول خدا(ص) فاطمه و علي و حسنين را همراه برد و فرمود: «اللهم هولاء أهلي2».



رسول الله(ص) كسي از همسران خويش را نبرد، بلكه از ميان زنان فقط فاطمه(ع) را همراه برد؛ بنابراين فاطمه مصداق "نسائنا" بود.



زهرا(س) از اهل بيت پيامبر(ص) است، آنجا كه قرآن درباره شان مي فرمايد: إنما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً (احزاب، 33): «جز اين نيست كه خدا مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك و پاكيزه سازد». اين آيه بيانگر عصمت آن حضرت است. احمدبن حنبل به ده سند نقل كرده كه اين آيه درباره اهل بيت پيامبر(ص)، يعني فاطمه(س) و شوهر و فرزندانش نازل شده است. طبراني از انس نقل مي كند كه رسول خدا(ص) بارها اين آيه را در حق فاطمه و خانواده اش تكرار نمود. عطاء بن يسار از ام سلمه - روايت مي كند: هنگامي كه پيامبر و اهل بيتش زير كسا(عبا) قرار داشتند، اين آيه توسط جبرئيل در حقشان نازل شد. من عرض كردم: يا رسول الله(ص)، من از اهل بيت شما نيستم؟ فرمود: «اي ام سلمه، عاقبت تو به خير است3». بيضاوي نيز آورده است كه روزي اهل بيت رسول الله(ص) زير كسا جمع شدند و اين آيه نازل شد4. سيوطي نيز به نقل از ام سلمه مي گويد كه اين آيه درباره اين خاندان نازل شده است5.



گرچه در دوران صحابه به قرآن مصحف مي گفتند، لكن مصحف فاطمه(س) قرآن نيست بلكه علم و وقايع آينده بود كه توسط جبرئيل(ع) بر آن حضرت(س) بيان مي شد.



امام خميني(ره) فرمود: «اين كه در مدت زمان كوتاه جبرئيل(ع) بارها نزد زهرا(س) آمده، مسئله ساده اي نيست. سراغ نداريم كه جبرئيل در مدت زمان كوتاهي نزد كسي جز انبياي عظام (رسول الله(ص)، عيسي(ع) و...) آمده باشد. در مورد ائمه(ع) نيز وارد نشده كه جبرئيل(ع) بر آنها نازل شده باشد. به دليل وسعت روح فاطمه(ع)، ميان روح او و جبرئيل تناسب برقرار بوده است. شايد اين شرافت و فضيلت، بالاترين فضيلت براي آن حضرت باشد».



زهرا(س) در خانه وحي متولد شد و با صورت قرآن پدر انس گرفت و رشد نمود. بديهي است كه آن حضرت با قرآن مأنوس باشد و وجودش به آيات قرآن آميخته گردد. پدرش ابلاغ كننده وحي و آيات الهي به مردم بود بنابراين او كه پاره تن رسول الله بود از نزديك ترين افراد به قرآن بود. فاطمه از مأنوس ترين افراد بشر به كلام خدا و وحي بوده است، شاهد اين گفتار را در خطبه پر ارزش و گفتار درهم كوبنده آن بزرگ بانوي اسلام در مسجدالنبي پس از رحلت رسول خدا(ص) و در برابر سران قريش مي بينيم. سخنان بانويي مصيبت زده، مجروح، بيمار، داغدار، مظلوم از خانه اي درسوخته كه خليفه وقت و يارانش صاحب آن را مجبور به سكوت كرده اند. درحالي كه پيكرش صدمه ديده، چنان محكم و باصلابت - كه استواري او را به استواري رسول الله(ص) تشبيه كرده اند - خطبه مي خواند، يك خطبه براي هميشه تاريخ كه در آن درباره توحيد و صفات خداوند، نبوت و رسالت رسول، ولايت علي بن ابي طالب، معاد و فلسفه و اسرار احكام الهي مي گويد.



دقت در اين خطبه آشكار مي سازد كه آن حضرت در عين قرارداشتن در شرايطي خاص از جفاي پيروان پدرش و ظلمي كه درباره همسرش روا داشته و حق او را غضب كرده اند، در عين صلابت چنان با آيات قرآن مأنوس است كه در ميان كلامش به فراخور عبارات آن، آياتي از قرآن را بدون مكث و درنگ و بدون اشتباه و جابه جايي ادا مي كند. آن حضرت در سخنانش مي كوشد تا برخي از اصحاب رسول الله(ص) و مسلمانان را از خواب غفلت بيدار كند و با حمد خداوند و يادكردن نام رسول الله(ص) و ذكر مسوءليت ها و خدمات آن حضرت، زنگار و غبار نشسته بر دل ها را بشويد. پس از آن درباره خاندان خويش و كتاب خدا(قرآن) مي گويد: و (نحن) بقية استخلفها عليكم (ومعنا) كتاب الله الناطق و القرآن الصادق والنور الساطع والضياء اللامع...6



آن حضرت قرآن را ناطق، صادق و نور درخشان و روشن كه دليل هاي آن روشن و اسرار آياتش ظاهر است معرفي مي فرمايد و آن را حامل دليل هاي نوراني الهي و پندهاي مكرر خداوند كه در آن واجبات، محرمات، احكام و ادله روشن و كلمات شفابخش و فضائل انساني مطرح شده مي داند.



آن حضرت پس از ذكر مفاد قرآن كريم، در مقام نصيحت پيروان پيامبر(ص) آيه 102 آل عمران را متذكر مي شود كه مي فرمايد: فاتقواالله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون7 و پس از آن، آيه 28 فاطر فانما يخشي الله من عباده العلماء8 را خاطر نشان مي گردد. براي يادآوري زحمات پدرش و رسالت آن حضرت آيه 128 توبه را متذكر مي گردد كه مي فرمايد: لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالموءمنين روءف رحيم9. به مسلمانان يادآور مي شود كه شما در شرك و دشمني با يكديگر بوديد كه خداوند به شما لطف فرمود و نعمت رسالت را ارزاني داشت: و كنتم علي شفا حفرة من النار10... (آل عمران، 103). باز براي آگاهي آن جماعت، آيه 49 توبه را يادآور مي شود: الا في الفتنة سقطوا و إنّ جهنم لمحيطة بالكافرين.



آن حضرت در بيان مسئله ارث از پدر بزرگوارش - كه خليفه، منكر آن بود - فرمود: افحكم الجاهلية تبغون؟ و من أحسن من الله حكماً لقوم يوقنون (مائده، 50). او هم چنين در اثبات حقانيت خويش و سهم فدك و ميراث خويش، به آيات 5 و 6 مريم؛ 74 انفال و 11 نسا استعانت جست.

پاورقي

1. كشاف: 4، 670؛ تبيان: 10،211؛ بحارالانوار: 35،237 - 257.



2. مستدرك علي الصحيحين: 3،15؛ بحارالانوار: 35، 257-271.



3. المعجم الكبير: 22،402؛ اسدالغابة: 5، 521؛ بحارالانوار: 35،207-226؛ تيسيرالوصول: 3،259؛ الاستيعاب: 3،37.



4. انوار التنزيل: 2،245.



5. الدر المنثور: 5،198.



6. كشف الغمة في معرفة الائمه؛ ج2، ص 110.



7. همان؛ ج2، ص 110.



8. همان؛ ج2، ص 111.



9. همان.



10. همان.

دكتر نهله غروي نائيني