بازگشت

فاطمه (س) و حضور در صحنه هاي نبرد


در روزگار صدر اسلام اندک زماني از زنده به گور کردن دختران مي گذرد که پيامبر دخترش را "ام ابيها " مي نامد ، و بر دست وصورتش بوسه مي نشاند . در آن ايام که عرب با پسراني که مي توانند بجنگند و نام پدر ويا قبيله خويش را برافرازند ، پيامبر تنها و تنها دل به دختر يگانه اش مي سپارد ، دختري که بناست تمام رنج هاي پدر را بر دوش کشد ، حامل رسالت وي در کوثر وجودش گردد و همراه او در سالهاي غربت مکه و روزگار نبردهاي بي امان مدينه باشد ، دختري که روزهاي فراق پدر را جز به مژده ي هم او که مي گويد تو از خاندانم نخستين فردي که به من مي پيوندي ، تاب مي آورد و روز را به شب مي رساند . روزهايي که نه تنها دشنه فراق پدر را بر دلش مي نهد که همسرش ، يکه تاز ميدانهاي نبرد ، جان و جانشين رسول را خانه نشين مي سازد ، روزهايي که حقش را به تاراج مي برند و او يکه و تنهاست تا يک تنه در برابر تمام ناحقي هايي که اصحاب پدر بر او تحميل کرده اند در ايستد .او شجاعانه ، اولين مدافع راه امامت و نخستين شهيد همان راه است . ولي آيا فاطمه تنها پس از رسول خدا پاي در صحنه مي نهد ؟ آيا ريحانه رسول خدا (ص) پيش از اينها در زمان پدر براي اين روزها آماده نشده بود ؟ آيا مي توان نمونه هاي ديگري از حضور سياسي و اجتماعي فاطمه يافت ؟ براي شناختن فاطمه بايد فراتر از قالب هاي رايج انديشيد . بايد او را چنان که بود ، نه تنها دختر خاتم رسولان و همسر نخستين امام که بانويي مسئول و آگاه به شرايط سياسي – اجتماعي زمانه در نظر آورد ، آيا مي توان تصور کرد دختري که در دامان وحي و نبوت پرورش مي يابد ، در کنار امامت جاي مي گيرد ، لقب کوثر را از جانب خداي دريافت مي دارد ، در کنار پدر رنج رسالت و هدايت عرب جاهلي را بر دوش مي کشد ، و هم پاي همسر در صحنه هاي نبرد حاضر مي شود، از آگاهي و آنچه به اشتباه رشادت مردانه لقب يافته است بي بهره باشد ؟ اين فاطمه است که هدف خلقت کهکشانها و زمين است ، اين فاطمه است که هم نشين کروبيان عالم بالاست ، و اين فاطمه است که.... ديگر ما را که اسير خاکيم چه مي دانيم که فاطمه کيست و تا کجا پرکشيده است ؟ در اين فرصت و با توجه به فرا رسيدن ايام سراسر اندوه شهادت يگانه بانوي عالم اسلام ، در نظر داريم به فعاليت هاي سياسي و به ويژه حضور در عرصه هاي نبرد بانو فاطمه زهرا (س) بپردازيم .



در سالهايي که حکومت نوپاي اسلامي در مدينه پا مي گرفت و آماج تيرهاي کينه و عداوت دشمنان ، کافران و يهوديان بود ، و هردم طبل جنگ به صدا در مي آمد ، پيامبر با اصحاب راستين خود بي مهابا در نبرد حاضر مي شد و جان مبارکش را در صحنه هاي نبرد به خطر مي افکند؛ و در اين ميان مردي چون سايه همه جا به دنبال پيامبر بود و او کسي نبود جز علي . و فاطمه (س) در اين ميان که دو عزيزترينش در کارزار در معرض خطرند آيا به خانه نشيني رضايت مي دهد ؟ حاشا که فاطمه (س) چنين کند .متاسفانه تاريخ صدر اسلام و به ويژه ايام پس از رحلت پيامبراکرم (ص) آکنده از غرض ورزي ها و ناديده گرفتن هاي حضور دائمي فاطمه زهرا و علي مرتضي (عليها سلام ) است ، با اين حال گزارش هايي از حضور فاطمه زهرا(س) در صحنه هاي نبرد و پرستاري از مجروحان در دست است .



" در طول 10 سال حكومت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در مدينه 27 يا 28 غزوه و 35 تا 90 سريّه در تاريخ ذكر شده است. گاهى برخى از اين مأموريتهاى رزمى به خاطر فاصله زياد جبهه ها از مدينه، حدود دو يا سه ماه به طول مىانجاميد.به تحقيق مىتوان گفت على(عليه السلام)در طول زندگى مشتركش با حضرت زهرا(عليها السلام) بيشتر اوقاتش را در ميدانهاى جهاد يا مأموريّتهاى تبليغى گذراند. در اين مدّت، فاطمه(عليها السلام) به يارى خانواده هاى رزمندگان و شهيدان مىشتافت و با آنها اظهار همدردى مىكرد و گاهى هم، ضمن تشويق زنان امدادگر و آشنا ساختن آنان به وظايف خطيرشان، به مداواى جراحت محارم خويش مىپرداخت. در جنگ اُحد، فاطمه(عليها السلام) همراه زنان به اُحد (در شش كيلومترى مدينه) رفت.در اين نبرد، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به شدّت زخمى شد و على(عليه السلام) نيز جراحاتى برداشت. فاطمه(عليها السلام)خون را از چهره پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) مىشست و على(صلى الله عليه وآله وسلم) با سپر خود آب مىريخت.هنگامى كه فاطمه(عليها السلام) مشاهده كرد كه خون بند نمىآيد، قطعه حصيرى را سوزانيد و خاكستر آن را بر زخم پاشيد تا خون بند آمد."



نبرد احد تنها حضور فاطمه (س) در جبهه هاي نبرد نبود بلکه " فاطمه زهرا(عليها السلام) در فتح مكّه نيز حضور داشت." علاوه بر اين بانو فاطمه زهرا (س) در حجه الوداع شرکت کرد و در نتيجه در مراسم غديرخم و اعلام جانشيني اميرالمومنين پس از پيامبر حضور داشت . شايد اين حضور خود زمينه اي را بر دفاع تام وتمام فاطمه زهرا از خلافت وامامت امير المومنين و پايفشاري بر حق مسلم ايشان فراهم کرد ؛ آنان که اندکي پس از پيامبراکرم بر ايشان دروغ بستند و احاديث جعلي ايراد کردند، در صورتي که فاطمه زهرا(س) در غدير خم حضور نمي داشت به راحتي ادعاي وي را نيز باطل مي خواندند. به هر روي به نظر مي رسد ادعاي اينکه بانوفاطمه زهرا (س) تنها و تنها به کار خانه و تربيت فرزندان اشتغال داشته ، ادعايي باطل براي تحت الشعاع قرار دادن حضور سياسي اين بانوي بزرگ در دفاع از حق مسلم خود (فدک) و حق خلافت و جانشيني اميرالمومنين است ، تا اين بزرگ بانو را در حد انساني فاقد جهت گيري هاي سياسي – اجتماعي تنزل بخشد . هر چند اشتغال فاطمه زهرا(س) به خانه داري و تربيت فرزندان به هيچ روي منزلت و شان ايشان را کاهش نمي دهد ولي منحصر کردن ايشان تنها به اين دو امر به نوعي تحريف تاريخ است .



دفاع فاطمه زهرا (س) از جانشيني اميرالمومنين دفاع زني از شوي خويش نيست که دفاع فردي از جامعه اسلامي از امامي است که حق وي ناديده گرفته شده است . دفاع حضرت فاطمه (س) و مبارزه ايشان از امامت علي ابن ابيطالب را نبايد تنها در چارچوب خانواده و مناسبات يک زوج ديد و بررسي کرد بلکه بايد اين مبارزه را اولين ندا و نخستين فرياد بر کج انديشان و فرصت طلبان دانست . باشد که زنان مسلمان در تمام زمينه ها به اين بانوي پاک - که پاکي اش را نه در کنج عزلت و عبادت که درعين حضور در عرصه هاي پرالتهاب صدر اسلام به دست آورده است – تاسي کنند.