بازگشت

سخنراني پرشور حضرت زهرا عليهاالسلام


قديمى ترين سند كه اين خطبه در آن ضبط شده، كتاب «بلاغات النساء» گردآورده ابوالفضل احمدبن ابى طاهر مروزى متولد 204 و متوفاى 280 هجرى قمرى است.



شكر بر آنچه كه در دل افكند



1. سپاس خداوند را بر آن چه نعمت داده، و شكر بر آن چه كه [به جهت روشنى و بينايى [در دل افكنده، و ستايش به آن چه كه از پيش فرستاده است، از نعمت هاى همگانى كه پيشاپيش [قبل از درخواست و استحقاق بنده [آغاز كرده و ريزش نعمت هايى كه به فراوانى فرستاده و هر گونه نعمتى كه ارزانى داشته است، تعداد آن ها از شمار فزون و از پاداش و مزد به دور و نهايتش از دسترسى بيرون است.



مردم را براى فزونى بخشيدن نعمت و اتّصال و تداوم آن به شكرگزارى فرا خواند و از ايشان خواست كه به ستايش و حمد حضرتش بپردازند تا نعمت ها را برايشان بيش از پيش مقدّر فرمايد و دوباره ايشان را به همانند آن ها فراخواند.



2. و گواهى مى دهم كه جز «اللّه » خدايى نيست و يكتايى است كه شريكى براى او وجود ندارد، «لااله الااللّه » كلمه اى است كه تأويلش را اخلاص قرار داده و پيوندش را در دلها نهاده و در فكر براى تعقّل آن روشنايى ايجاد كرده است، خدواندى كه ديدارش براى ديدگان، و توصيفش براى زبان ها، و درك چگونگى اش براى وَهْم ها ناشدنى است. اشيا را نه از چيزى كه قبل از آن باشد، [ و از نيستى [پديدار ساخت و بدون استفاده از مثال و الگو اشيا را آفريد و به قدرت خويش خلق كرد، و به خواست خود پديد آورد بدون اين كه به آفرينش آن ها نيازى داشته باشد و يا در شكل بخشيدن به آن ها فايده اى برايش باشد، جز اين كه حكمتش را پايدار و بر طاعت و قدرتش ديگران را آگاه و براى آفريدگانش موجب تعبّد و بندگى و براى دعوتش موجب سرفرازى باشد.



پس از آن، برطاعت و گوش فرا دادن آنان ثواب را مترتّب و بر نافرمانى شان عقاب و كيفر را نهاده تا بندگانش را از خشم خود باز دارد و به سوى بهشت فرا خواند.



پدرم بنده و رسول اوست



3. و گواهى مى دهم كه پدرم محمّد صلى الله عليه و آله وسلم ، بنده و رسول اوست، پيش از آن كه به او مأموريّت دهد، وى را برگزيد و برترى و شرافت بخشيد و قبل از پديد آوردنش او را نام نهاد و قبل از آنكه او را مبعوث كند، او را برگزيده است؛ در آن هنگام كه آفريدگان در پس پرده غيب مكتوم و در پشت پرده هاى ترسناك نگهدارى شده و در كنار مرز نيستى به سر مى بردند. چون خداوند نتيجه و پيامد كارها را مى دانست و به رويدادهاى روزگاران احاطه داشت و به زمان وقوع مقدّرات و كارهاى شدنى آشنا بود.



4. خداوند او را براى اتمام و اكمال فرمانش و اراده حتمى بر اجراى احكام و دستوراتش و لازم الاجرا بودن مقدّرات و قوانين حتمى خود مبعوث كرد، آن حضرت امّت ها را با اين كه داراى اديانى بودند، به حالت پراكنده و فرقه فرقه مشاهده فرمود، در حالى كه اطراف آتش هاى برافروخته خود را گرفته بتهايشان را مى پرستيدند و با اين كه [فطرتا [خداوند را مى شناختند، منكر او بودند. خداوند گمراهى [و تاريكى هاى درونى [ايشان را به وجود حضرت محمّد صلى الله عليه و آله وسلم روشن و از دل ها ابهامات و تيرگى ها و مشكلات ذهنى و كج فهمى ها را زدود، با برداشتن پرده ها و حجاب ها از جلو چشم آنان، به چشمان ايشان روشنى بخشيد و در بين مردم براى هدايت و راهنمايى به پاخاست و آنان را از گمراهى و تباهى نجات داده و از كورى و نابينايى رهانيد و بينش و بينايى بخشيد، به دين استوار راهنمايى شان ساخته به راه راست هدايتشان فرمود.



5 . آن گاه خداوند او را با مهربانى و با در نظر گرفتن آن چه كه مصلحت او بود، و رغبت و ايثار خويش قبض روح كرد و محمّد صلى الله عليه و آله وسلم از رنج و زحمت اين دنيا آسوده گشت، فرشتگان نيكوكار اطرافش را گرفته، خشنودى پروردگار بخشاينده شامل حالش شد و در همسايگى خداوند فرمانرواى مقتدر به سر مى برد. درود خداوند بر پدرم، پيامبر خدا و امين او بر وحى و برگزيده و منتخب او از بين آفريدگانش و فرد مورد پسند و خشنودى او و سلام و رحمت و بركات خداوند بر او باد.



آن گاه حضرتش روى به اهل مجلس كرده فرمود:



آن كتاب ناطق الهى



6 . شما اى بندگان خدا! مخاطبان و مسؤولان مستقيم امر و نهى الهى و حاملان دين و وحى او و امين هاى خداوند بر خويشتن و رسانندگان دين خدا به ديگر امّت ها هستيد. حقّى از خداوند بر گردن شماست. خداوند را در بين شما عهد و قرارى است كه در نزد شما گذارده، و بازمانده اى است كه بر شما به خلافت و نيابت خود برگزيده است و آن كتاب ناطق الهى و قرآن راستين، نور درخشان و چراغ تابناك است، ديدگاه هايش مستدلّ و روشن، اسرارش آشكار] در نزد اهل آن [و ظواهرش درخشان است، پيروانش مورد غبطه ديگران و پيروى اش راهبر به سوى بهشت برين، و تلاوت آن موجب رهايى است. به وسيله آن به حجّت هاى روشن الهى مى توان دست يافت و دستورات واضح، حرام هايى كه از آن برحذر شده ايد، دلايل روشن، براهين كافى، فضيلت هاى مستحبّى، امور جايز كه موهبتى است (از سوى خداوند بر شما)، و نيز قوانين مكتوب خداوندى از طريق آن (قرآن) حاصل مى شود.



تقوا پيشه كنيد



7. پس خداوند ايمان را موجب پاكى شما از شرك، نماز را موجب تنزيه و پاكى شما از (آلودگى) تكبّر، زكات را باعث تزكيه و طهارت روح و روان [ از آلودگى گناهان از جمله بخل [و رشد و فزونى در روزى، روزه را موجب پايدارى اخلاص، حج را باعث استوارى دين، دادگرى را موجب انسجام و تقويت دل ها و اطاعت و پيروى از ما را باعث نظم و آسايش ملّت، رهبرى و پيشوايى ما را موجب امان از جدايى و تفرقه، جهاد را عزّت و شكوه اسلام، صبر و پايدارى را كمكى بر استحقاق و شايستگى پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامّه مردم، نيكى به پدر و مادر را سپرى از خشم پروردگار، پيوند و پيوستگى با ارحام و خويشاوندان را موجب كثرت جمعيّت، قصاص را موجب جلوگيرى از خونريزى ها، وفاى به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهيز از كم فروشى را موجب عدم زيان و ورشكستگى، نهى از آشاميدن شراب را به خاطر پاك بودن از پليدى، دورى جستن از قذف (تهمت نارواى جنسى) را انگيزه اى براى جلوگيرى از لعن و نفرين، پرهيز از دزدى را موجب حفظ عفّت و پاكدامنى قرار داد و خداوند شرك ورزيدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود كه بندگان در بندگى خود نسبت به ربوبيّت او اخلاص پيشه كنند، «پس از خداوند بدان گونه كه شايسته است، پرهيز داشته باشيد و تقوا پيشه كنيد و جز در حال مسلمانى از دنيا نرويد!» و خدا را در آنچه كه شما را بدان امر مى كند و آن چه كه نهى مى كند، فرمان بردارى كنيد! زيرا فقط «بندگان بينا و دانا از خداوند خوف و ترس دارند.»



من فاطمه هستم



8 . آن گاه فرمود: اى مردم! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم حضرت محمّد صلى الله عليه و آله وسلم مى باشد. سخنانى حساب شده و داراى آغاز و انجام مى گويم، بيهوده و ياوه سخن نمى گويم و كارى كه انجام مى دهم، درست است و ناروا نيست: «پيامبرى از خود شما برايتان آمد، آن چه كه شما را به زحمت مى انداخت، بر او دشوار بود، نسبت به [خير و صلاح] شما تمايل شديد داشت و به ايمان آورندگان مهربان و دلسوز بود» اگر حسب و نسب او را بدانيد و بشناسيد او را پدر من مى يابيد، نه پدر هيچ يك از زنان شما، و برادر پسر عموى من و نه برادر پسر عموى هيچ يك از مردان شما، و چه بسيار خوب شخصيّتى است كه انسان منسوب به او باشد. درود خداوند بر او و خاندانش باد! آن حضرت رسالت خويش را ابلاغ و بيم و انذار و اندرز خود را اظهار و از مسلك و روش مشركان بركنار بود، كمر آنان را شكست و گردن فرازان را سركوب كرد تا اين كه جمع ايشان شكست خورده پا به فرار گذاشتند، شب پرده سياهش را از چهره صبحگاهان به يك سو زد و حق و حقيقت راستين آشكار شد، رهبر دين لب به سخن گشود و هوى و هوس شياطين فرو نشست، فرومايگان منافق نابود شدند و گره ها و عقده هاى كفر و اختلاف گشوده شد و منحل گشت، شما به همراهى گروهى از سپيدرويان پاك نهاد (پارسايان آبرومندى كه از شدّت خويشتن دارى و گرسنگى روزه سپيدروى و رنگ پريده بودند) گوياى كلمه اخلاص شديد و حال آن كه بر لب پرتگاه گودال جهنّم بوديد. به خاطر ضعف و ناتوانى شما، هر كس كه از راه مى رسيد، مى توانست شما را نابود كند، جرعه اى براى هر تشنه و طعمه اى براى هر گرسنه و آتش گيره هر شعله اى بوديد، زير پاى ديگران له شده بوديد، آب هاى گنديده مى آشاميديد و برگ درختان مى چيديد، ذليل و توسرى خور بوديد، و «از آن وحشت داشتيد كه ديگران از اطراف به شما هجوم آورند».



آستين همّت بالا زد



9. خداوند تبارك و تعالى شما را به حضرت محمّد صلى الله عليه و آله وسلم از آن گرفتارى ها نجات داد، پس از همه مقدّمات و بعد از آن كه به مردمان بى باك و بى شخصيّت عرب و سركشان و طاغيان اهل كتاب گرفتار شد، «هرگاه كه آتشى براى جنگ برافروختند، خداوند آن را خاموش كرد» و يا اگر شيطان خواست سركشى كند و يا زورگويى از مشركين خودى نشان دهد برادرش [على] را به كام آن ها مى فرستاد، او دست از درگيرى و جنگ برنمى داشت مگر اين كه آنان را گوشمالى داده شراره هاى آن آتش را با شمشير خود خاموش مى كرد، او در راه خدا رنج ديده و در انجام دستوراتش كوشا و به رسول خدا نزديك و نسبت به اولياى خدا سرور بود. آستين همّت را بالا زده، خيرخواه، كوشا و در پيگيرى كار تلاشگر و ساعى بود و شما (در همان شرايط) در آسايش و رفاه به سر مى برديد، به فكر خود بوديد و از نعمت ها بهره مند، آسوده و بى خيال در كمين ما نشسته كه اوضاع چگونه مى چرخد (و كى عليه ما خواهد شد) و گوش به زنگ، در آن جا كه قرار آسايش بود، زودتر از ديگران بر زمين نشسته و آن هنگام كه جنگ و كشتار مى شد، پا به فرار مى گذاشتيد.



بر غير شتر خود داغ زديد



10. هنگامى كه خداوند براى پيامبرش خانه پيامبران و جايگاه برگزيدگانش را انتخاب كرد، در بين شما كينه پنهان در پسِ نفاق آشكار و جامه دين فرسوده گشت. گمراهان خموش به نطق آمدند و فرومايه پست ظهور كرده به صحنه آمد و سركرده تبهكاران همچون شتر بزرگ گله شتران خروش بر آورده در ميدان هاى شما دُم عَلَم كرده جولان داد. شيطان سرش را از گريبان خود در آورده شما را به سوى خويشتن فرا خواند، شما را اين چنين يافت كه دعوتش را اجابت كرده فريب او را خورده ايد، پس به آزمايش شما پرداخته از شما خواست [كه به دستوراتش] قيام كنيد. پس شما را بى وزن و ناچيز ديد. تحريكتان كرد، زود به خشم آمديد. نتيجه آن شد كه بر غير شتر خود داغ زديد و به آبشخورى كه حقّ ديگرى بود، وارد شديد [مقام خلافت و ولايتى را كه حقّ ديگرى بود، غصب كرديد] اين تغيير و تحريف به هنگامى انجام شد كه چيزى از دوران رسول خدا نگذشته، و زخم به استخوان رسيده گسترش كرده، و جراحت بهبود نيافته و هنوز پيامبر دفن نشده است شما شتاب كرده وانمود كرديد كه خوف فتنه و آشوب مى رود. آگاه باشيد كه خود در فتنه سقوط كرده ايد و دوزخ، كافران را احاطه كرده است.



چه بيراهه مى رويد؟!



11. پس دور است از شما، شما را چه شده است؟ و به كجا مى رويد و چه بيراهه مى رويد؟! در حالى كه كتاب خداوند پيش روى شماست، مسايلش روشن، دستوراتش درخشان، نشانه هاى آن روشن و منوّر، محرمات و نواهى اش آشكار و فرامينش واضح است، شما آن را پشت سر انداخته ايد، آيا تصميم داريد از آن دست برداشته چشم پوشى كنيد؟ و يا مى خواهيد برخلاف آن حكم نماييد؟ [كه اين] براى ستمگران جايگزين بدى است و هر كس دنبال دينى غير از اسلام برود، هرگز از او پذيرفته نيست و در آخرت از زيانكاران است. پس شما صبر نكرديد كه سركشى اين فتنه فرو بنشيند و گرفتن مهار اين ستور رميده آسان گردد و شروع به برافروختن شعله ها و جرقّه هايش كرده سپس باد آن را فراگرفت و آواى شيطان گمراه كننده را پاسخ مثبت داده در پى خاموش كردن انوار درخشان دين نورانى و نابود كردن سنتّ هاى پيامبر برگزيده برآمديد، وانمود كرديد كه كف روى شير را مى گيريد، در حالى كه تمامى شير را نوشيديد [جز آن چه كه در دل داشتيد، بر زبان جارى كرده] و نسبت به خاندان پيامبر دورويى و نفاق به خرج داديد، در همان حالى كه در كمين ايشان [و غصب حقّ آنان] بوديد. ما در مقابل شما همچون كسى كه دستش بر لبه كارد گذاشته شده و يا نيزه اى در امعاء و احشايش فرو رفته، صبر و پايدارى مى كنيم. شما پنداشته ايد كه ما را ارثى نيست، «آيا از دستورات دوران جاهليّت پيروى مى كنيد؟ براى مردمى كه باور دارند،



چه كسى از خداوند بهتر دستور مى دهد و داورى مى كند؟» آيا نمى دانيد؟ آرى بلكه بر اينان به سان خورشيد درخشان روشن است كه من دختر پيامبرم.



تو مطلب ناروايى گفته اى



12. اى مسلمانان! آيا من نسبت به گرفتن ارث خود بايد مغلوب شوم؟ اى پسر ابى قحافه! آيا در كتاب خداوند آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ تو مطلب ناروا و سخن نامناسبى گفته اى. آيا عمدا كتاب خدا را كنار گذاشته و پشت سرتان انداخته ايد در آن جا كه گويد: «سليمان از داوود ارث برد.» و در آنجا كه داستان يحيى بن زكريّا را بازگو مى كند و مى گويد: «پروردگارا! از سوى خودت جانشينى به من ببخش كه از من و از خاندان يعقوب ارث ببرد!» و نيز فرموده: «خويشاوندان برخى نسبت به برخى ديگر در كتاب خداوند اولى و مقدّم مى باشند.» و نيز فرموده: «خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش مى كند كه پسر دو برابر دختر سهم ببرد.» و نيز فرموده: «اگر مالى را از خود برجاى گذاشت براى پدر و مادر و خويشاوندان به گونه خير و شناخته شده و معروف وصيت كند و اين براى پرهيزكاران كارى درست و شايسته است.» شما پنداشته ايد كه من بهره اى نداشته از پدرم ارث نمى برم و هيچ رابطه و پيوندى بين ما نيست.



اين شما و اين فدك



13. آيا خداوند اختصاصا براى شما آيه اى فرستاده كه پدرم را از آن [قانون كلّى ارث] استثنا كرده باشد؟ و يا اين كه مى گوييد اهل دو ملّت از يكديگر ارث نمى برند و من و پدرم اهل يك ملّت و آيين نيستيم؟!



و يا شما خود را نسبت به عامّ و خاصّ قرآن از پدر و پسر عمويم داناتر مى دانيد؟! پس اين ـ شما و اين فدك كه ـ همچون شتر مهار كشيده و بار كرده در اختيار شما باشد و روز واپسين و رستاخيز تو و آن (فدك) با هم روبرو خواهيد شد [حساب پس مى دهى [خداوند بهترين داور، محمد بهترين رهبر و قيامت هنگامه وعده و قرار است. در آن روز زيانى كه نموده ايد، مشاهده خواهيد كرد و در آن هنگام پشيمانى سودى ندارد، «هر رويدادى را جايگاهى است به زودى خواهيد دانست كه بر چه عذابى خواركننده فرود آمده شكنجه اى پايدار وارد خواهد شد [همچون قصه گناهكاران نوح هم غرق مى شويد و به هلاكت مى رسيد و هم عذابى جاودانه در انتظارتان است]».



آنگاه فاطمه عليهاالسلام به سوى انصار نظر افكنده فرمود:



چه بى درنگ خفتيد



14. اى گروه جوانمردان، و اى بازوان آيين و ياران اسلام! اين چشم پوشى چيست كه در حقّ من روا مى داريد و چرا چنين خواب و بى خبرى نسبت به ستمى كه بر من شده، از خود به خرج مى دهيد؟



آيا رسول خدا! پدرم نبود كه فرمود: [احترام و تكريم] انسان در فرزندانش حفظ و نگه دارى مى شود. چه زود بود اين كارى كه كرديد، و چه بى درنگ در غفلت خفتيد، شما توان آن را داريد كه خواسته ام را برآورده سازيد و آن چه را كه مى خواهم و در نظر دارم، انجام دهيد آيا مى گوييد محمد صلى الله عليه و آله وسلم از دنيا رفت؟ پس رويداد مهمّى بود كه شكافش گسترش يافته و رخنه در آن افتاده و به هم پيوستنش دشوار گشته است. از غيبت او روى زمين تيره و در مصيبتش ستارگان بى فروغ و آرزوها نوميد، كوهها فروريخته، حريم او بى ارزش گرديده و با رحلتش احترام او از بين رفته است. به خدا سوگند، اين است بلاى بزرگ و مصيبت عظيمى كه بلايى همانند آن نيامده و مصيبتى نازل نگشته است. كتاب خداوند متعال پيش از اين بر در خانه شما هر صبح و شام فرياد برآورده مرتّب خوانده مى شد، به صورتى بلند و رسا و بر شما تفهيم مى شد و آنچه كه بر پيامبران پيش از او وارد شده، بر شما تلاوت مى شد. حكمى قطعى و مسلّم و دستورى حتمى و محكم است كه خداى فرموده: «محمد فرستاده اى است كه پيش از او نيز فرستادگانى آمده اند. آيا اگر بميرد و يا كشته شود شما به گذشته خود بر مى گرديد؟ [و مرتد مى شويد] و هر كس به گذشته خود بر گردد هرگز زيانى به خداوند وارد نياورده است. و به زودى خداوند سپاس گزاران را پاداش خواد داد».



به كدام سمت منحرف شديد!



15. اى واى، اى قوم اوس و خزرج (فرزندان قيله دختر كاهل)! آيا ميراث پدرم بلعيده شود در حالى كه شما مرا مى بينيد و صداى مرا مى شنويد و آغاز و فرجام كار به شما بر مى گردد و زمام امور در دست شماست؟! آواى ستمديده شما را احاطه كرده و از هر جهت از قضيّه آگاهيد، شما هم نفرات و هم توان و نيرو داريد، ابزار و وسايل در دست شما و اسلحه و تجهيزات در اختيارتان است، فرياد ستمديده را مى شنويد و پاسخ نمى گوييد و آه و ناله اش به گوشتان مى رسد و به فريادش نمى رسيد با اينكه مشهور به رزم آورى و معروف به خير و صلاحيد، برگزيدگان جامعه و اشراف قوميد، شما با اعراب جنگيده و رنج و زحمت بسيارى متحمّل شده ايد، با امّتها درگير شده گردن فرازان را بر زمين زديد، نه ما دست بردار بوديم نه شما، هميشه و در هر حالتى هم دستورى كه به شما داديم، پيروى كرديد تا اينكه سنگ آسياى اسلام به گردش آمده روزگاران به ثمر رسيد، شرك از خروش ايستاد، طغيان تهمت و ناروا فرو نشست، و آتش كفر به خاموشى گراييد، آشوب و فتنه آرام و نظام ديانت منسجم گرديد، پس از روشنى و وضوح راه به كدام سمت منحرف شده و بعد از آشكار شدن حق چه چيزى را مى خواهيد پنهان كنيد؟! پس از آن كه قدم برداشته ايد چرا مى لغزيد و به عقب برمى گرديد؟ و پس از ايمان چرا مشرك مى شويد؟! «آيا با مردمى كه پيمان هاى خود را شكسته و براى بيرون كردن پيامبر تصميم گرفته اند، نمى خواهيد بجنگيد با آن كه جنگ را آغاز كرده اند؟ آيا از آنان مى ترسيد، با اينكه خداوند، سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر ايمان آورده و دين را باور كرده ايد؟»



اين شما و اين شتر خلافت



16. آگاه باشيد! من شما را چنين مى بينم كه به رفاه طلبى و زندگى راحت متمايل گشته و آن كس را كه سزاوارتر به زمامدارى بود، دور ساخته و به راحتى و آسايش روى آورده از تنگدستى و فقر رهايى جسته و گسترشى يافته ايد و آنچه را كه فرا گرفته بوديد، كنار گذاشته و آنچه را كه برايتان گوارا بود، از گلو بيرون انداختيد. «پس اگر شما و تمامى كسانى كه در روى زمين زندگى مى كنند، كافر شويد بدانيد كه خداوند بى نياز و ستوده است». آگاه باشيد! آنچه را كه گفتم، با آگاهى كامل نسبت به انگيزه يارى نكردن شما و نيرنگ و حقّه بازى هاى شما بود كه دل هايتان را فرا گرفته و با قلب و روحتان در هم آميخته است.اين سخنان، خروشى بود كه از جان بر آمد و آهى بود كه از خشم و غيظ من برخاسته از بى تابى و توان فرسايى من حكايت مى كرد، شكوه از دلتنگى كرده بدين وسيله اتمام حجّت نمودم، پس اين شما و اين شتر خلافت. بر آن سوار شده بتازيد؛ اما بدانيد كه پشتش زخمى، پايش لنگان، ننگ و عارش جاودان، و نشان خشم الهى بر آن خورده و رسوايى اش هميشگى، و به آتش جان گداز و سوزان الهى متصل است كه بر دل ها اثر مى گذارد و لهيب آن جانسوز است [و نه مانند آتش دنيا كه فقط ظاهر را مى سوزاند و به قلب و روح كارى ندارد]، آنچه را كه انجام دهيد، پيش روى پرودگار بوده و او ناظر و بيناست «و به زودى ستمگران خواهند دانست كه به چه جايگاهى بازگشت مى كنند.» من دختر [پيامبر [هشدار دهنده شمايم كه از عذاب سرسخت پيش رويتان شما را بيم مى داد. «پس هر كارى كه مى خواهيد انجام دهيد كه ما هم كار خود را انجام خواهيم داد و چشم به راه باشيد كه ما هم منتظريم.»



سخنان حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام كه بدينجا رسيد، ابوبكر چنين پاسخ داد:



اى دختر رسول خدا! پدرت نسبت به مؤمنان مهربان بود و با بزرگوارى رفتار مى كرد، دلسوز و با محبّت بود، نسبت به كافران [همچون] عذابى دردناك و كيفرى بزرگ بود. ما اگر بخواهيم كسى را به او نسبت دهيم جز تو هيچ يك از زنان را دختر او نمى دانيم و برادر شوهر تو بود و كس ديگرى (افتخار) برادرى وى را كسب نكرد. او را بر ديگر خويشاوندان خود ترجيح داده و در هر كار مهمّى يارى مى كرد.



شما را فقط سعادتمندان دوست مى دارند و جز افراد شقىّ و بدبخت كسى با شما دشمنى نمى كند، شما خاندان پاك حضرت رسول و برگزيدگان منتخب [خدا] مى باشيد. شما راهنماى ما به سوى خير و رهبر ما به سوى بهشت هستيد. و تو اى بهترين زنان و دختر بهترين پيامبران! در گفتارت صادق و در تيزهوشى و خردمندى سابقه دار مى باشى، حقّ تو از تو گرفته نشده و گفتارت را كسى تكذيب نكرده، و به خدا سوگند كه من از نظريّه و رأى رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم تجاوز نكرده ام. آن حضرت فرمود: «از ما گروه پيامبران كسى ارث نمى برد و طلا و نقره و ملك و املاكى از خود به ارث نمى گذاريم، بلكه كتاب، حكمت، دانش و نبوت را به يادگار و ارث مى گذاريم، هر آذوقه اى كه از ما بازماند، به ولىّ امر بعد از ما مربوط مى شود كه هرگونه صلاح ديد، حكم كند.» ما آنچه را كه شما در نظر داريد، در راه خريد اسلحه و ساز و برگ جنگى خرج كرده ايم تا با وسيله آنها مسلمانان با كافران هم آورد باشند و به جهاد عليه آنان برخاسته با سركشان و ياغيان و تبهكاران مبارزه كنند، در اين تصميم گيرى عموم مسلمانان شركت داشته اجماع كرده اند و اين تنها من نبوده ام كه تصميم گرفته باشم و نسبت به اين نظريه استبداد رأى نداشته ام. اين موضع من است و اين اموال من در اختيار توست، چيزى را از تو دريغ نداشته نمى خواهيم اندوخته كنيم و به تو ندهيم. تو بانوى زنان امّت پدرت و شجره طيّبه نسبت به فرزندانت مى باشى. از تصرّف در اموالت جلوگيرى نشده است و از اصل و فرع سرمايه ات چيزى كاسته نمى شود. در آنچه كه در اختيار شخص من است و از اموال من به شمار مى آيد، هر دستورى كه بفرماييد اجرا مى شود. آيا شما صلاح مى دانيد كه من در اين مورد خلاف دستور پدرت حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم عمل كنم؟!



حضرت عليهاالسلام در پاسخ ابوبكر چنين فرمود:



بهانه هاى دروغين



17. پاك و منزه است خداوند! هيچ گاه رسول خدا از كتاب خدا روى گردان و نسبت به احكام او مخالف نبود، بلكه پيرو قرآن و سوره هاى آن بود. آيا شما بر نيرنگ و فريب اجماع كرده بهانه هاى دروغين بر او بسته ايد؟ اين كار شما پس از رحلت آن حضرت، مانند همان فتنه ها و غائله هايى است كه در زمان زنده بودن آن حضرت براى هلاكتش انجام مى شد. اين كتاب خدا كه داورى دادگر است و بيان آن حلّ و فصل مى كند [دعوى ما را] كه مى فرمايد: درخواست زكريا از خداوند آن بود كه به او فرزندى بدهد و گفت: [آن فرزند [«وارث من و آل يعقوب باشد.» و يا در جاى ديگر مى فرمايد: «سليمان از داود ارث برد.» بنابراين خداوند متعال در آنچه كه توزيع و تقسيم كرده، سهم هر كسى را تعين و مقدار واجب و حتمى از ميراث را مشخص ساخته است، سهم پسران و دختران را به گونه اى واضح و روشن بيان داشته، بهانه جويى ياوه سرايان را باطل ساخته و از بدگمانى و شبهه افراد وامانده در آينده جلوگيرى نموده است. نه، چنين نيست، «بلكه شما خودتان را گول مى زنيد و نفوس شما كارى [قبيح] را برايتان با جلوه اى زيبا نمايش داده است. و من بردبارى و صبرى نيكو و جميل خواهم كرد و بر آنچه كه شما توصيف مى كنيد، از خداوند كمك مى جويم!»



ابوبكر با شنيدن اين فرمايش، چنين گفت: خداوند و رسولش راست گفته اند و دختر پيامبر نيز درست مى گويد. تو معدن حكمت و جايگاه هدايت و رحمت ركن دين و سرچشمه برهان و دليل مى باشى، حق گويى تو را بعيد نمى شمرم و سخنانت را ناروا نمى دانم. اينك اين مسلمانانند كه مى توانند بين من و تو داورى كنند. آنچه را كه برعهده گرفته ام، اينان بر گردنم انداختند و به اتّفاق و هماهنگى ايشان آنچه را كه به دست گرفته ام عهده دار گشته ام. نه زور گفته ام و نه استبداد داشته و نه تنها خود تصميم گرفته ام. اينان بر اين كار گواه و شاهدند.



حضرت عليهاالسلام روى به مردم كرده فرمود:



چه بد موضعى گرفتيد



18. اى مردمى كه شتابان به گفتار باطل روى آورده كار زشت زيان بار را با ديده اغماض نگريسته و آن را پذيرفته ايد! «آيا در قرآن انديشه نمى كنيد يا اينكه قفل بر در دل هايتان است؟» نه چنين نيست، بلكه كارهاى زشتتان بر دل هايتان نقش بسته، [جايى براى خيرانديشى و تفكّر صحيح باقى نگذاشته است[ گوشها و چشم هايتان را فرا گرفته است و چه بد جايى برگشتيد و چه بد موضع گرفتيد، به بد چيزى اشاره كرده ايد و به معاوضه نامناسب و بدى رضا داده ايد. به خدا سوگند، هنگامى كه پرده ها به يك سوى زده شود، بارش را سنگين و پيامدش را خطرناك خواهيد يافت و زيان و ضرر به دنبال خواهد داشت «و از پروردگارتان آنچه را كه حساب نمى كرديد و به ذهنتان نمى آمد، برايتان آشكار خواهد شد و در آن هنگام آنها كه بر باطل هستند، زيان خواهند ديد.»(1) (2)



پى نوشت ها



1. زندگينامه فاطمه زهرا عليهاالسلام ، سيدجعفر شهيدى.



2. به نقل از فرياد فاطمه عليهاالسلام ، كارى از دفتر مطالعات دينى زنان.

شهيدي، سيدجعفر