بازگشت

حضرت زهرا(س) و حضرت مهدي(عج)


اشاره



نتيجه اي كه از تفكر در آيات ، روايات وتشرفات به دست مي آيد اين است كه ارتباطي ، خيلي نزديك بين حضرت زهرا (عليهاالسلا م) و حضرت مهدي(عج) وجود دارد، گويي رمز و رازي ميان اين دو بزرگوار مي باشد.



نوشتار حاضر، تلا ش براي بيان اين ارتباط اساسي و تشابه اين دو وجود نوراني، عليهماالسلا م، است.



مهدي(عج)، ادامه ي زهرا(س) و آينه ي تمام نماي اوست. اهداف مهدي(عج) اهداف فاطمه(س)، و راه او راه فاطمه، و سلوك او سلوك فاطمه است.



فاطمه با نام مهدي شاد مي شد و با ياد او خود را تسليت مي داد. بدون مهدي(عج)، تحمل شهادت حسين(ع) بر فاطمه سنگين مي نمود. چون بي مژده ي او، رسالت پدرش و تمامي انبياء سلف را ناتمام مي يافت.



مهدي باوري بي شناخت فاطمه ميسور نيست. فاطمه به چنين فرزندي مي بالد و مهدي نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد. مناسب است به نمونه هايي از اين ارتباط و مشابهت ها در آيات و روايات و برخي تشرفات معتبر بپردازيم:



حضرت مهدي(عج) فرزند حضرت فاطمه(س)



مهدي(عج) ادامه ي زهرا(س) فرزند فاطمه(س) است، به بعضي از روايات خاصه و عامه اشاره مي كنيم.1



روايات خاصه:



الف) قال رسول اللّه(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) : المهدي من عترتي من وُ لد فاطمه يقاتل علي سنتي كما قاتلت علي الوحي2



پيامبر اكرم(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) فرمودند : مهدي(عليه السّلام) از خانواده من و از فرزندان فاطمه(عليهاالسّلام) است كه بر اساس سنّت من جنگ مي كند؛ چنانكه من بر طبق وحي جنگ كردم.



قابل توجه است كه پيامبر(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) در ابتدا به طور كلي مي فرمايد: مهدي از عترت من است؛ سپس با <مِن > دايره را تنگ مي كند؛ كه از فرزندان فاطمه(عليهاالسّلام) است.



ب) روايت ديگري كه دلالت بر اين مطلب مي كند، قسمتي از حديث لوح است؛ كه خداوند فرمود: واَع طَي تُك َ يا محمد مَن اُخ رِجَ مِن ص ل بِهِ (يعني علياً) احد عشر مهديا ؛ كلّهم مِن ذريتك مِن البِكر البتول؛ آخر رَج لٍ منهم ا ن جي به من الهلكه...3



اي محمد! به تو عطا كردم كسي را (علي) كه يازده راهنما از نسل او خارج خواهم كرد؛ كه همگي از نسل تو، از زهراي بتول است. آخرين آنها مردي است كه به دست او از هلاكت نجات مي بخشم...



به همين دو روايت از روايات خاصه اكتفا مي كنيم.



روايات عامه :



الف) عن ام سلمه، قالت: سمعت رسولَ اللّه(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) يقول: المهدي من عترتي من ولد فاطمه 4



ام سلمه مي گويد: از پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) شنيدم كه مي فرمود: مهدي(عليه السّلام) از خاندان من، از فرزندان فاطمه (عليهاالسّلام) است.



ب) عن الحسين(عليه السّلام) قال: قال رسول ا لله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) لفاطمه : ابشري يا فاطمه ؛ فانّ المهدي منك5



امام حسين(عليه السّلام) مي فرمايد، كه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمودند به حضرت زهرا(عليهاالسّلام) : بشارت برتو، كه مهدي از تو مي باشد.



ج) قتاده مي گويد : از سعيد پرسيدم : آيا مهدي حق است؟ گفت: بله او حق است. پرسيدم : از كدام طايفه و قبيله است؟ گفت: از قريش. پرسيدم : از كدام تيره ي قريشيان؟ جواب داد: از بني هاشم. سؤال كردم : از كدام دسته هاشيمان؟ گفت: از فرزندان عبدالمطلب. پرسيدم : از كدام فرزند وي؟ جواب داد : از اولاد فاطمه(عليهاالسّلام).6



مهدي(عج) در بيان حضرت زهرا (س)



محمود بن وليد مي گويد: وقتي پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) از دنيا رفتند، كانت فاطمه(عليهاالسّلام) تاتي قبور الشهداء وتاتي قبر حمزه و تبكي... قلت: يا سيده النسوان ! قد والله قطعت نياط قلبي من بكائك. فقالت : يا ابا عمرو! لحقٌ لي البكاء؛ فلقد اُصبتُ بخير الاباء رسول ا لله واشوقاه الي رسول الله!... قلت : هل نص رسول الله قبل وفاته علي عليّ بالامامه؟ قالت: وا عجبا! انسيتم يوم غديرخم . قلت : قد كان ذلك؛ لكن اخبريني بما اشير اليك. قالت : اشهد الله تعالي لقد سمعته يقول عليّ خير من اُخلّفه فيكم وهو الامام والخليفه بعدي و سبطاي و تسعه من صلب الحسين ائمه ابرار؛ لئن اتبعتموهم وجد تموهم هادين مهدييّن؛ ولئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الي يوم القيامه . قلت: يا سيدتي! فما باله قعد عن حقه . قالت : يا با عمرو! لقد قال(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم): مثل الامام مثل الكعبه ؛ اذ تؤتي ولاتاتي. ثم قالت . اما والله لو تركوا الحق علي اهله واتّبعوا عتره نبيه لما اختلف في الله اثنان ولورثها سلف عن سلف وخلف بعد خلف، حتي يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين...7



راوي مي گويد: بعد از وفات پيامبرحضرت فاطمه هميشه به زيارت قبور شهداي احد ميآمد و كنار قبر حمزه گريه مي كرد. روزي به او گفتم: اي سرور زنان! به خدا سوگند گريه شما رگهاي قلب مرا پاره كرد.



حضرت زهرا جواب فرمودند : اي ابو عمرو! سزاوار است كه من گريه كنم؛ چرا كه به مصيبت بهترين پدران مبتلا شده ام. آه، چقدر مشتاق رسول خدايم!...



عرض كردم: آيا پيامبر قبل از وفاتش تصريحي به امامت حضرت علي(عليه السّلام) كردند؟



فرمودند : چقدر عجيب است! آيا روز غديرخم را فراموش كرده ايد؟!



عرض كردم: بله، روز غدير بود؛ اما منتظر چيزي هستم كه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به شما فرموده باشد. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) با چند تأكيد فرمودند: خدا را شاهد مي گيرم كه از او(صلّي اللّه ُعليه وآله وسلّم) شنيدم، كه مي فرمود: علي(عليه السّلام) بهترين كسي است كه در بين شما به عنوان جانشين خود مي گذارم؛ او امام و خليفه بعد از من است و دو نوه ي من و نه نفر از فرزندان حسين(عليه السّلام) پيشوايان نيكويي هستند، كه اگر از آنها پيروي كنيد، مي يابيد كه آنها هدايت كننده هدايت شده اند؛ و اگر با آنها مخالفت كنيد، تا روز قيامت در بين شما اختلاف خواهد بود.



عرض كردم: اي سرور من! پس چرا علي(عليه السّلام) از حق خود كناره گيري كرد؟ فرمودند: اي ابا عمرو! پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمودند: مَثَل امام، مثل كعبه است؛ كه بايد به سوي او آيند و او به سوي مردم نمي رود. سپس حضرت زهرا(عليهاالسّلام) فرمودند: به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار مي كردند و از خاندان پيامبر تبعيت مي كردند، هيچ دو نفري هم با يكديگر اختلاف نمي كردند و امر خلافت به تك تك جانشينان پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) مي رسيد؛ تا قائم ما، نهمين فرزند از حسين(عليه السّلام)، قيام مي نمود.



مهدي(عج) در لوح و صحيفه ي فاطمه(س)



حديث لوح و صحيفه، طولا ني است و به چند نحو روايت شده است.8 در اينجا به قسمتهايي از آن اشاره مي كنيم:



... فقال جابر: اشهد بالله اني دخلت علي امّك فاطمه في حياه الرسول(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) اهنّئها بولاده الحسين؛ فرايت في يدها لوحا اخضر، ظننت انه زمرد؛ ورايت فيه كتابا ابيض، شبه نور الشمس؛ فقلت لها: بابي و امي يا بنت رسول ا لله (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)! ما هذا اللوح؟ فقالت: هذا اللوح اهداه الله جل جلاله الي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم)؛ فيه اسم ابي و اسم بعلي واسم ابنيّ واسماء الاوصياء من ولدي؛ فاعطانيه ابي ليبشرّني بذلك. قال جابر: فاعطتنيه امك فاطمه، فقراته وانتسخته... : بسم الله الرحمن الرحيم؛ هذا كتاب من الله العزيز (الحكيم) لمحمد نوره وسفيره وحجابه... انّي لم ابعث نبيا فاكملت ايامه و انقضت مدته، الاجعلت له وصيّاً؛ واني فضلتك علي الانبياء و فضّلت وصيك علي الاوصياء واكرمتك بشبليك بعده وسبطيك حسن وحسين؛ فجعلت حسنا معدن علمي بعد انقضاء مده ابيه وجعلت حسينا خازن وحي واكرمته بالشهاده... بعترته اثيب واعاقب؛ اوّ لهم(علي) سيد العابدين و... وابنه شبيه جدّه المحمود محمد الباقر لعلمي... سيهلك المرتابون في جعفر... و انتجبت بعده موسي... ان المكذّب بالثامن مكذّب بجميع اوليائي... حق القول منّي لاقرن عينه بمحمد ابنه وخليفته من بعده... واختم بالسعاده لابنه عليّ وليه وناصري... واخرج منه الداعي الي سبيلي والخازن لعلمي الحسن ثم اكمل ذلك بابنه رحمه للعالمين، عليه كمال موسي وبهاء عيسي و صبر ايوب9



جابر بن عبدالله انصاري مي گويد: خدا را گواه مي گيرم كه در زمان رسول خدا(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) براي تهنيت ولادت امام حسين(عليه السّلام) بر مادرتان حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) وارد شدم و در دست ايشان لوح سبز رنگي ديدم كه پنداشتم از زمرّد است. در آن نوشته اي سپيد و نوراني، مانند نور خورشيد، ديدم. گفتم : اي دختر رسول خدا! پدر و مادرم فداي شما باد! اين لوح چيست؟ فرمود : اين لوح را خداوند متعال به رسولش هديه كرده است؛ و در آن اسم پدر و شوهر و دو فرزندم و اوصياي از فرزندانم ثبت شده؛ و پدرم آن را به من عطا فرموده، تا بدان مسرور گردم. جابر مي گويد : آن را به من دادند و آن را خواندم و از روي آن استنساخ نمودم...: <بسم الله الرحمن الرحيم؛ اين كتابي است از جانب خداي عزيز حكيم براي محمد، نور و سفير و حجاب او... من هيچ پيامبري را مبعوث نكردم، جز آنكه وقتي ايامش كامل و مدتش سپري شد، براي او وصي قرار دادم؛ و من تو را بر انبيا فضيلت دادم و وصي تو را افضل اوصيا قرار دادم و تو را به دو فرزند او و دو نوه ي تو، حسن و حسين، گرامي داشتم؛ حسن را پس از پدرش معدن علمم قرار دادم و حسين را خازن وحي خود ساختم و شهادت را به او كرامت كردم... به واسطه عترت او ثواب مي دهم و عقاب مي كنم. اولين عترت او، علي سرور عابدين و... و فرزند او كه همنام جدش محمود است؛ يعني محمد، كه شكافنده ي علم من است... شك كنندگان در جعفر هلاك خواهند شد... بعد از او فرزندش موسي را برگزيدم... همانا تكذيب كننده امام هشتم، تكذيب كننده همه ي اولياء من است... بر من فرض است كه چشم او را به پسر و جانشينش محمد روشن سازم... و سعادت او را به واسطه فرزندش علي، كه وليّ و ناصر من است، ختم مي كنم... از صلب او حسن را كه داعي به راه من و خازن علم من است، بيرون مي آورم؛ سپس به خاطر رحمت خود بر عالميان، سلسله ي اوصياء را به وجود فرزندش تكميل خواهم كرد؛ كسي كه كمال موسي، بهاي عيسي و صبر ايوب را دارا مي باشد.>



ياد مهدي(عج) تسلا ي زهرا(س)



الف : پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بودند كه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) وارد شدند. حال پدر را كه ديدند، شروع به گريه كردند. كم كم صداي زهرا(عليهاالسّلام) بلند شد. پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) سرشان را بلند كردند و علت را سؤ ال نمودند. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) عرض كردند : از تباهي و ضايع شدن دين و عترت، بعد از شما مي ترسم. اينجا بود كه او را دلداري دادند به اينكه مهدي امت از نسل تو ظهور مي كند و ريشه ضلالت و گمراهي را مي كند.



روايات بي شماري درباره ي اين موضوع وارد آمده است10 كه به عنوان نمونه به يكي از آنها به نقل از عامه اشاره مي كنيم:



علي بن هلال عن ابيه، قال: دخلت علي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) وهو في الحاله التي قبض فيها، فاذاً فاطمه عند راسه؛ فبكت حتي ارتفع صوتها؛ فرفع رسول الله(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) اليها راسه وقال: حبيبتي فاطمه ما الذي يبكيك ؟ فقالت : اخشي الضيعه من بعدك. فقال : يا حبيبتي! اما علمت ان الله عزوجل اطلع علي اهل الارض اطلاعه فاختار منها اباك فبعثه برسالته، ثم اطلع اطلا عه فاختار منها بعلك واوحي اليّ ان انكحك اياه. يا فاطمه ! ونحن اهل بيت قد اعطانا الله عزوجل سبع خصال لم يعط احداً قبلنا و لايعطي احدا بعدنا : انا خاتم النبيين واكرم النبيين علي الله عزوجل و احب المخلوقين الي الله عزوجل وانا ابوك ؛ ووصيي خير الاوصياء واحبهم الي الله عزوجل، هو بعلك؛ و شهيدنا خير الشهداء واحبهم الي الله عزوجل، و هو حمزه بن عبدالمطلب عم ابيك وعم بعلك؛ ومنّا من له جناحان يطير في الجنه مع الملائكه حيث يشاء، وهو ابن عم ابيك و اخو بعلك؛ وسبطا هذه الامه، وهما ابناك الحسن و الحسين و هما سيدا شباب اهل الجنه وابوهما (والذي بعثني بالحق) خير منهما. يا فاطمه ! والذي بعثني بالحق ان منهما مهدي هذه الامه. اذا صارت الدنيا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وانقطعت السبل واغار بعضهم علي بعض، فلاكبير يرحم صغيرا و لاصغير يوقر كبيراً؛ فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضلاله وقلوبا غلفا 11



راوي مي گويد: پيامبر(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بود. فاطمه(عليهاالسّلام) در كنار سر او مشغول گريه شد؛ ناگاه صداي ناله اش بلند شد. پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) سر خود را بلند كرد و فرمود: عزيزم فاطمه! چرا گريه مي كني؟ عرض كرد: پس از شما، از ضايع شدن و مورد ستم قرار گرفتن مي ترسم. فرمود: محبوبهِ من! آيا نمي داني كه خداوند عزوجل نظري بر اهل زمين كرد، و مرا از ميان آنها انتخاب نموده و مبعوث كرد؛ در مرتبه دوم كه نظر كرد، از بين آنها شوهر تو را انتخاب كرد و به من وحي كرد كه تو را به ازدواج او در آورم. ما اهل بيتي هستيم كه خداوند هفت خصلت به ما داده، كه به احدي قبل از ما و بعد از ما نداده : من خاتم پيامبران و كريمترين پيامبران و محبوبترين خلق نزد خداوند هستم، و من پدر تو هستم؛ و وصي من بهترين اوصيا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و او شوهر توست؛ و شهيد ما بهترين شهدا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و آن حمزه عموي پدر و شوهر تو مي باشد؛ و از ما كسي هست كه صاحب دو بال است در بهشت كه همراه ملائكه پرواز مي كند، و او پسر عموي پدر و برادر شوهر تو مي باشد؛ و از ما خاندان است دو سبط، اين امت كه آنها دو فرزند تو، حسن و حسين(عليهماالسلا م) هستند، كه سرور جوانان بهشتند، و پدر آنها بهتر از آن دو مي باشد. اي فاطمه! سوگند به كسي كه مرا به رسالت مبعوث نمود، از آن دو، مهدي(عليه السّلام) اين امت مي باشد. آن گاه كه دنيا را هرج و مرج فرا گيرد و آشوب ها آشكار گردد؛ راه ها بسته شده و برخي، بعضي ديگر را به تاراج برند؛ نه بزرگي بر كوچكي رحم نمايد و نه كوچكي احترام بزرگتر را رعايت كند؛ در آن هنگام خداوند متعال كسي را بر مي انگيزد كه دژها و قلعه هاي گمراهي و دلهاي بسته شده را فتح مي كند...



ب: همزمان با تولد امام حسين(عليه السّلام) به حضرت زهرا(عليهاالسلا م) خبر داده مي شود كه حسينش را شهيد خواهند كرد. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) ناراحت و گريان ميشود امّا خبر ميآيد كه مهدي امت از ذريّه او خواهد بود.



در اين رابطه، رواياتي است12 كه دو نمونه از آنها ذكر مي شود:



عن ابي عبدالله(عليه السّلام)قال: دخلت فاطمه(عليهاالسّلام)علي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) و عيناه تدمع؛ فسالت ه : مالك؟ فقال: انّ جبرئيل(عليه السّلام) اخبرني اَنّ اُمتي تقت ل حُسينا؛ فَجَزَعَت وش قّ عليها؛ فاخبرها بمن يملك من ولدها؛ فطابت نفسُها وسكنت. 13



امام صادق(عليه السّلام) فرمود: فاطمه(عليهاالسّلام) وارد بر پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) شدند؛ ديدند اشك از چشمان پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) جاري است. سؤ ال كردند: علت گريه چيست؟ فرمودند: جبرئيل(عليه السّلام) به من خبر داد كه امت من حسين را مي كشند. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) هم شروع به گريه و ناله كرده و اين سخن بر او سخت آمد تا اينكه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به او خبر دادند كه يكي از فرزندان او سلطه پيدا مي كند؛ پس او خوشحال و ساكت شد.



در روايت ديگري ، امام صادق(عليه السّلام) مي فرمايد: ان جبرئيل(عليه السّلام) نزل علي محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فقال يا محمد! ان الله يقروِ عليك السلام و يبشرك بمولود ي ولد من فاطمه(عليهاالسّلام) تقتله امتك من بعدك. ... و يبشرك انه جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه ، ثم ارسل الي فاطمه(عليهاالسّلام): ان الله يبشرني بمولود يولد منك تقتله امتي من بعدي ... : ان الله جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه ؛14



جبرئيل بر پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) نازل شد و عرض كرد: خداوند سلام به تو مي رساند و بشارت مي دهد تو را به فرزندي كه از فاطمه(عليه السّلام) متولد مي شود؛ اما امت تو، بعد از تو، او را مي كشند.... و به تو بشارت مي دهد كه در فرزندان او امامت، ولايت ووصايت را قرار مي دهم. سپس كسي را فرستادند نزد حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) كه: خداوند مرا بشارت داده به فرزندي كه از تو متولد مي شود، ولي امت من بعد از من او را مي كشند؛ ...: و خداوند در فرزندان او امامت، ولايت و وصايت را قرار مي دهد؛ ...



فاطمه(س) الگوي مهدي(عج)



حضرت مهدي(عليه السّلام) فرمود:... في ابنه رسول اللّه(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) لي اسوه حسنه...15



الگو سازي و شناساندن الگوي مناسب از جمله روشهاي اسلام براي ارائه برنامه زندگي و ارشاد به كمالات و مقامات معنوي است،



خداوند در قرآن در دو مورد الگو معرفي مي كند: يكي در سوره احزاب، آيه 21 <لقد كان لكم في رسول اللّه اسوه حسنه> و ديگري در سوره ممتحنه، آيه تا 6 <قد كانت لكم اسوهٌ حسنه في ابراهيم والذين معه... لقد كان فيهم اسوهٌ حسنهٌ...>. در آيات بالا حضرت ابراهيم و رسول اكرم و كساني كه با ايشان هستند به عنوان الگو شناسانده شده اند.



پس الگو منحصر به شخص پيامبر و ابراهيم (عليهما السلا م) نيست؛ بلكه هر كس - به تمام معنا - در راه اينان باشد مي تواند الگو واقع شود.



پس اينكه امام زمان(عليه السّلام) حضرت زهرا(عليهاالسّلام) را الگوي خود قرار مي دهد؛16 از آن روست كه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) جزو <والذين مَعَه>17 است ، و اوكسي است كه از هر جهت حتي در راه رفتن و سخن گفتن و در سيرت و صورت شبيه پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) است. دليل اين مطلب روايات متعددي است كه عامه و خاصه نقل كرده اند؛ كه در ذيل به عنوان نمونه ، دو روايت ذكر مي شود:



الف: عن عايشه: ما رايت احداً اشبه سمتا و دلاّ وهديا وحديثا برسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) في قيامه وقعوده من فاطمه(عليهاالسّلام).18



شبيه تر از فاطمه به پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) در راه رفتن، آرامش، وقار، سيرت، سخن گفتن، ايستادن و نشستن نديدم.



ب: رواياتي كه پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم)؛ به حضرت زهرا(عليهاالسّلام) فرمود؛ از جمله: ان الله يغضب لغضبك ويرضي لرضاك؛ من آذاها فقد



آذاني و يريبني مارابها ويؤذيني ما آذاها19.



او آئينه تمام نماي پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است و درجه ي ايمان او به نهايت كمال رسيده است.



پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) به سلمان فرمودند:



يا سلمان ! ابنتي فاطمه ملا الله قلبها وجوارحها ايماناً الي م شاشها، تفرغت لطاعه الله.20



اي سلمان ! خداوند قلب و اعضاي فاطمه، تا سر نرمي استخوانهاي او، را پر از ايمان نموده؛ كه براي عبادت خداوند خود را از همه چيز فارغ مي سازد.



فاطمه(س) و مهدي(عج) در سوره ي قدر



عن ابي عبدالله(عليه السّلام) انه قال: انا انزلنا ه في ليله القدر. الليله فاطمه والقدر الله؛ فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد ادرك ليله القدر؛ و انما سميت فاطمه، لان الخلق فطموا عن معرفتها21



امام صادق(عليه السّلام) فرمودند: <ليله> در <انا انزلناه في ليله القدر>، فاطمه(عليهاالسّلام) است؛ و قدر، خداوند. پس كسي كه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) را آنگونه كه سزاوار است بشناسد شب قدر را درك كرده است؛ و همانا او را فاطمه ناميدند، چرا كه مردم نمي توانند او را بشناسند.



در ادامه حديث چنين آمده است



اَو مِن معرفتها (الشك من ابي القاسم) يعني راوي كه روايت را نقل مي كند، شك دارد كه حضرت فرمودند <عن معرفتها> يا فرمود <من معرفتها> وقوله <و ما ادراك ما ليله القدر، ليله القدر خير من الف شهر> يعني خير من الف مومن وهي ام المومنين <تنزل الملائكه والروح فيها> و الملائكه ، المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) والروح القدس هي فاطمه (عليهاالسّلام) <باذن ربهم من كل امر، سلام هي حتي مطلع الفجر> يعني حتي يخرج القائم(عليه السّلام)22.



امام صادق(عليه السّلام) مي فرمايد: <ليله القدر خير من الف شهر> يعني او بهتر از هزار مؤ من است؛ او مادر مؤ منين است، <تنزل الملائكه (ملائكه نازل مي شوند)> مراد از ملائكه مؤمنان هستند، كه علم آل محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) را فرا مي گيرند و مراد از <الروح القدس>، فاطمه(عليهاالسّلام) است و <حتي مطلع الفجر> يعني تا زماني كه قائم(عليه السّلام) ظهور كند.



در كتاب تأويل الايات، شرف الدين نجفي روايت ديگري از امام صادق(عليه السلا م) نقل مي كند كه فرمودند:



<ليله القدر خير من الف شهر> يعني فاطمه، في قوله تعالي <تنزل الملائكه و الروح فيها>، و الملائكه في هذا الموضع، المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد(عليهم السلا م) و <الروح>، روح القدس و هي فاطمه(عليهاالسّلام) <من كل امر سلام> ، يقول كل امر سلّمه <حتي يطلع الفجر> يعني حتي يقوم القائم (عليه السّلام).23



<ليله > فاطمه است و <ملائكه> مؤمنين هستند، كه علم آل محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) را فرا مي گيرند و <روح>، روح قدس است، كه فاطمه مي باشد <من كل امر سلام> مي گويد: هر امري كه سالم قرار داده او را <حتي يطلع الفجر> يعني تا قيام قائم(عليه السّلام).



خلقت هستي طفيل هست او چرخ مي چرخد به ميل دست او



ليله القدر است و مخفي قدر او شرح ها دارد علوم صدر او24



جا دارد كه توضيح مختصري پيرامون تشبيه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) به ليله در اين آيات شريفه بدهيم.



اين تشابه از وجوهي است.



1- مردم، منزلت، عظمت و جايگاه والا ي شب قدر را نشناخته اند، و قدر و منزلت حضرت زهرا(عليهاالسّلام) هم در نزد مردم ناشناخته مانده است علا وه بر اينكه قبر او را هم كسي نمي داند.



2- همان طور كه در شب قدر تفريق بين امور مي شود؛ همچنين به وسيله فاطمه(عليهاالسّلام) بين حق و باطل و مؤ من و كافر فاصله مي افتد.



3- همان طور كه شب قدر ظرف نزول آيات و س وَر است؛ حضرت زهرا(عليهاالسّلام) هم ظرف امامت و مصحف است.



4- شب قدر، معراج انبيا و اولياست؛ همچنين ولايت حضرت زهرا(عليهاالسّلام) مرقات وصول انبياست به نبوت، رسالت و عظمت <ما تكاملت النبوه لنبي حتي اقر بفضلها و محبتها>



5 - شب قدر، منشأ فيوضات و كمالات است؛ همچنين توسل به حضرت زهرا(عليهاالسّلام) وسيله خيرات و بركات و دفع بليات است.



6- شب قدر بهتر است از هزار شب؛ و حضرت زهرا(عليهاالسّلام) بهترين زنان اولين و آخرين است؛ بلكه او بهترين اهل زمين است از جهت عنصر و شرف و كرم.



هي مشكاه نور الله جل جلاله زيتونه عمّ الوري بركاتها .25



براي تأييد بعضي از وجوه فوق، روايت مفصل و زيبايي را مرحوم كليني نقل مي كند؛ كه به اختصار ذكر مي كنيم:



مرد نصراني طالب حقيقت، خدمت امام موسي بن جعفر(عليه السّلام) رسيد و مطالبي را سؤ ال نمود. يكي از آن مطالب اين بود كه: اخبرني عن كتاب الذي انزل علي محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) و نطق به، ثم وصفه بما وصفه به. فقال: <حم، والكتاب المبين، انا انزلناه في ليله مباركه انا كنا منذرين، فيها يفرق كل امر حكيم>26 ما تفسيرها في الباطن؟



فقال : اما <حم> فهو محمد، صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم، و هو في كتاب هود الذي انزل عليه، و هو منقوص الحروف؛ و اما <الكتاب المبين> فهو اميرالمؤ منين علي(عليه السّلام)؛ و اما <الليله> ففاطمه(عليهاالسّلام) <فيها يفرق كل امر حكيم> يقول يخرج منها خير كثير فرجل حكيم فرجل حكيم فرجل حكيم...27.



به حضرت عرض كرد : به من خبر بده از كتابي كه بر محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرود آمده و به آن گويا گشته و آن را به صفاتي موصوف نمود و در حقش گفته است <حم؛ سوگند به كتاب روشن و آشكار؛ به درستي كه ما آن را در شب مباركي فرود فرستاديم ، به درستي كه ما بيم دهنده ايم؛ در آن شب جدا شود هر امر محكمي> تفسير آن در باطن و حقيقت چيست؟



حضرت فرمودند: اما <حم> همان محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) است كه در كتاب هود پيامبر با حروف ناقصه آمده است (ميم اول و دال آخرش حذف شده)؛ و اما <كتاب مبين> همان اميرالمؤ منين علي(عليه السّلام) است؛ و اما مقصود از< ليله> و شب همانا فاطمه(عليهاالسّلام) مي باشد؛ و اما اينكه فرموده <در آن جدا مي شود هر امر محكمي> يعني بر آيد از فاطمه(عليهاالسّلام) خير بسيار و فراوان، مردي حكيم، سپس مردي حكيم، سپس مردي حكيم28



شباهتهاي حضرت زهرا(عليهاالسّلام) و حضرت مهدي(عليه السّلام)



بين اين دو بزرگوار شباهتهايي در اسمها و صفات وجود دارد؛ كه در ذيل به بيست و پنج مورد از آن اشاره مي شود.



1- حضرت زهرا(عليهاالسّلام) بقيه النبوه و حضرت مهدي(عليه السّلام) بقيه الانبياء و بقيه العتره والصفوه وسلاله النبوه و بقيه الله است.



الف: حضرت زهرا باقيمانده و ادامه ي نبوت است.



حضرت زهرا(عليهاالسلا م) پس از خواندن خطبه ي فدكيه و بازگشت به خانه، سخناني گفتند. حضرت علي(عليه السّلام) ايشان را، با اين لقب مورد خطاب قرار دادند: يا ابنه الصفوه وبقيه النبوه.29



ب : حضرت مهدي(عج) باقيمانده و ادامه همه انبياي الهي



حضرت حكيمه خاتون در ضمن نقل حديث شب تولد امام زمان(عليه السّلام) مي گويد: او را خدمت امام عسكري(عليه السّلام) آوردم؛ پس...فرمود: <سخن بگو اي حجه الله و بقيه الا نبياء و نورالا صفياء و غوث الفقراء و خاتم الا وصياء و نور الا تقياء...؛ پس او(عج) فرمود: اشهد ان لا اله الاالله و...>30



پس مي بينيم كه امام عسكري(عليه السّلام) او را با لقب <بقيه الانبياء> باقيمانده انبياء خطاب كرد.



ج : حضرت مهدي(عج) باقيمانده برگزيدگان و عترت پيامبر است.



در استغاثه به حضرت مهدي(عج)، بعد از خواندن دو ركعت نماز مي گوييم: سلام الله الكامل التام الشامل العام... علي... سلاله النبوه و بقيه العتره والصفوه صاحب الزمان.31



پس درود خدا را بر كسي كه باقيمانده عترت و صفوت است، مي فرستيم.



د : حضرت مهدي(عج) سلاله النبوه است .



ملاحظه كرديد كه در دعا ي پيشين، بعد از استغاثه به حضرت مهدي(عج)، درود خدا را بر كسي كه سلاله نبوت است، مي فرستيم.



ه- : حضرت مهدي(عج) بقيه الله است .



روايات زيادي داريم كه امام زمان(عليه السّلام) بقيه الله است. در ذيل به برخي از آنها اشاره مي كنيم:



1. عمران بن داهر مي گويد: مردي به امام صادق(عليه السّلام) عرض كرد: لنسلّم علي القائم بامره المؤ منين؟ قال: لا، ذلك اسم سماه الله اميرالمؤ منين، لايسمّي به احد قبله و لابعده الا كافر. قال: فكيف نسلّم عليه؟ قال: تقول السلام عليك يا بقيه الله. ثم قرا(عليه السّلام) <بقيه الله خيرلكم ان كنتم مؤ منين>.32و33



سؤال شد: آيا مي توانيم به حضرت قائم(عج) به عنوان اميرالمؤ منين درود بفرستيم و بگوييم



< السلام عليك يا اميرالمؤ منين>



حضرت فرمود: خير، آن اسم خاص اميرمؤ منان علي(عليه السّلام) است؛ كه خداوند او را به اين نام ناميده است. هرگز كسي را جز او نتوان به اين نام ناميد. هر كس به اين نام ناميده شود؛ چه قبل از اميرالمؤ منين علي(عليه السّلام) باشد، چه بعدش، كافر است.



عرض نمود: پس چگونه بر او(عج) سلام كنيم؟ فرمود: بگو <السلام عليك يا بقيه الله>، سلام بر تو اي باقيمانده خدا. سپس امام صادق(عليه السّلام) آيه 86 سوره هود را تلاوت فرمود كه: <باقيمانده الهي بهتر است براي شما، اگر مؤ من باشيد.>



2. احمد بن اسحاق، كه از شخصيتهاي معروف قم و وكيل امام عسكري(عليه السّلام) بوده، مي گويد: خدمت امام عسكري(عليه السّلام) رفتم؛ تا از جانشين او و امام بعد از او سؤال كنم. قبل از آنكه من سؤ ال كنم، امام(عليه السّلام) فرمود:



اي احمد بن اسحاق! خداي تبارك و تعالي از روزي كه آدم را آفريد، تا روزي كه قيامت به پا شود، زمين را خالي از حجت نگذاشته و نمي گذارد؛ بلكه همواره حجت خدا در روي زمين خواهد بود؛ كه خداوند به وسيله او بلاها را از زمينيان دفع مي كند و به بركت او باران مي فرستد و به خاطر او بركات زمين را خارج مي نمايد.



گفتم : پس امام بعد از شما كيست؟ (امام بدون اينكه جوابي بدهد) با شتاب از جاي برخاسته و داخل اطاقي شدند؛ در هنگام بيرون آمدن كودكي را بر دوش خود آورد، كه صورتش چون ماه شب چهارده بود و تقريباً سه ساله بود؛ آنگاه خطاب به من فرمود: اگر منزلت تو در پيش حضرت احديت و حجتهاي پروردگار نبود، پسرم را به تو نشان نمي دادم.



عرضه داشتم: آيا علامتي هست كه من بيشتر مطمئن شوم و دلم آرامش پذيرد؟ پس ناگهان حجت خدا با زبان فصيح و آشكار فرمود: انا بقيه الله في ارضه والمنتقم من اعدائه و لاتطلب اثرا بعد عينٍ يا احمدبن اسحاق...34



(من تنها بازمانده خدا در زمين هستم؛ از دشمنان خدا انتقام مي گيرم. و اي احمدبن اسحاق! پس از ديدن، ديگر نشانه نپرس.)



3 . از امام صادق(عليه السّلام) نقل مي كنند، كه حضرت در ترسيم روز پر شكوه ظهور مي فرمايد: اول ما يَنطق به هذه الايه : <بقيه الله خير لكم ان كنتم مؤ منين> ثم يقول: انا بقيه الله و حجته و خليفته عليكم؛ فلا ي سلّم عليه مسلمٌ، الا قال : السلام عليك يا بقيه الله في ارضه.35



امام زمان(عليه السّلام) نخستين چيزي كه به زبان مي آورد، اين آيه شريفه است <باقيمانده الهي براي شما بهتر است، اگر مؤ من هستيد> سپس مي فرمايد : بقيه الله من هستم؛ من حجت الهي و خليفه الهي بر شما هستم. پس هيچ مسلماني در روي زمين بر او سلام نمي كند، مگر به اين عبارت كه: سلام بر شما اي بقيه الله در زمين الهي.



4. امام هادي(عليه السّلام) در ضمن بيان اوصاف امام مهدي(عج) مي فرمايد:



هوالذي يجمع الكلم ويُتِمُّ النِعَم وي حِق اللّه به الحق و ي زهِق الباطل و هو مَهديُّكم والمنتظَر ثم قرا <بقيه الله خير لكم> و قال: هو والله بقيه الله.36



او كسي است كه وحدت كلمه ايجاد مي كند و نعمتها را كامل مي سازد. خداوند حق را به دست او تحقق مي بخشد و باطل را نابود مي سازد. او مهدي منتظر شماست . آنگاه اين آيه را تلاوت كرد: <بقيه الله خيرلكم> سپس فرمود: به خدا سوگند بقيه الله (تنها بازمانده از حجتهاي الهي) اوست.



2- حضرت زهرا(عليهاالسّلام) سيده النساء و حضرت مهدي(عليه السّلام) سيدالخلق است



الف) حضرت زهرا سرور زنان است.



پيامبر اكرم(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در موارد متعددي به دختر گرامي خود اين لقب را داده اند؛



ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمود: و امّا ابنَتي فاطمه فانها سيده نساء العالمين من الاولين والاخرين.37



اما دخترم فاطمه، سرور زنان عالم از اولين و آخرين مي باشد.



ب) حضرت مهدي(عج) سيدالخلق است .



اين لقب را حضرت رضا(عليه السّلام) به فرزند گراميش حضرت مهدي(عليه السّلام) داده اند.



عن الحسن بن شاذان الواسطي قال: كتبت الي ابي الحسن الرضا(عليه السّلام): اشكو جفأ اهل واسط و حملهم عليّ، و كانت عصابه من العثمانيه توذيني؛ فوقع بخطه : ان الله تبارك و تعالي اخذ ميثاق اوليائنا علي الصبر في دوله الباطل؛ فاصبر لحكم ربّك. فلو قد قام سيدالخلق لقالوا: <يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعدالرحمن و صدق المرسلون.>38و39



حسن بن شاذان مي گويد: نامه اي نوشتم خدمت امام رضا(عليه السّلام) و از جفا و يورش و اذيّت اهل واسط، كه جمعي از عثمانيان بودند، بر خود شكايت كردم. حضرت به خط مبارك جواب فرمودند : خداوند از دوستان ما پيمان گرفته كه در دولت باطل صبر كنند؛ تو هم صبر كن (نگران نباش). وقتي كه سيد الخلق قيام كند، دشمنان مي خوانند : <واي بر ما! چه كسي ما را از قبورمان مبعوث كرده؟ اين همان است كه خداوند وعده داده بود؛ و فرستادگان الهي راست مي گفتند.>



مرحوم علامه مجلسي مي گويد: مراد از سيدالخلق، قائم(عليه السّلام) است. پس دشمنان اهل بيت(عليهم لسّلام) در آن زمان رجعت مي كنند و مؤ منان از آنها انتقام مي گيرند. پس دشمنان مي گويند: <يا ويلنا...>40



3- حضرت زهرا (س) طاهره و حضرت مهدي(عج) طاهر است.



الف) حضرت زهرا (عليهاالسّلام) طاهره است .



اين مطلب هم از آيه تطهير استفاده مي شود و هم مي بينيم پيامبر آن حضرت را به اين لقب ناميدند.



اسماء بنت عميس مي گويد: قال النبي(صلّي اللّهُ عليه وآله سلّم): اما عَلِمت انّ ابنتي طاهره مطهره41...



پس پيامبر(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) فرمودند: آيا نمي داني كه دخترم پاك و پاكيزه است؛



آيه تطهير هم دليل ديگري بر پاك بودن حضرت از رجس و پليديها است. <انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و ي طهّرَكم تطهيرا.42



خداوند اراده كرده كه ناپاكي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك قرار بدهد.>



اين آيه به اجماع خاصه و عامه در شأن پنج تن آل عبا ست.43



ب : حضرت مهدي(عج) طاهر است.



اين لقب را پيامبر اكرم(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) به امام زمان(عليه السّلام) داده اند؛ در ضمن حديثي كه فرمود: ان الله عزوجل رَكَّبَ في ص لبِ الحسن (اي العسكري)(عليه السّلام) ن طفَه مباركه زكيه طيبه طاهرهً مطهره ؛ يرضي بها كل مؤ من اخذ الله ميثاقه بالولايه ويكف ر بها كل جاحدٍ؛ فهو امامٌ تقيٌ نقي هادٍ مهدي...44



خداوند در صلب امام حسن( عسكري) (عليه السّلام) نطفه اي مبارك، پاك و پاكيزه تعبيه نمود؛ كه هر مؤ مني كه خداوند از او پيمان ولايت گرفته، از او خشنود مي شود و هر منكري به او كفر مي ورزد. او پيشواي پارسا، پاكيزه، هادي و مهدي است.



در روايت ديگري امام صادق(عليه السّلام) فرمودند : اذا كان ذلك فكونوا اجلاسَ بيوتكم حتي يظهر الطاهر بن المطهر ذوالغيبه...45



وقتي آخر الزمان شد و فتنه ها به وجود آمد، شما گليم خانه ي خود باشيد؛ تا خداوند امام پاكيزه و پسر پاكيزه را ظاهر كند.



و در دعايي كه دستور داده اند در زمان غيبت بخوانيم، دارد...: و زد في كرامتك له فانه الهادي... الطاهر التقي النقي الزكي الرضي المرضي الصابر المجتهد الشكور...46



عرض مي كنيم: خدايا! بر لطف و كرامتت نسبت به او بيفزا؛ كه اوست هادي... پاك، با تقوا پاكيزه، منزه، صاحب مقام رضا و خشنودي خدا، صبر كننده، سپاسگزار و...



4- حضرت زهرا(س) مباركه و حضرت مهدي(عج) مبارك است.



الف) حضرت زهرا (عليها السلا م) مباركه است .



مبارك از بركت گرفته شده؛ به معناي رشد و زياده. مبارك يعني آنچه كه از او خير زياد بيايد.47



به حضرت زهرا(عليها السلا م) از اين جهت مبارك مي گويند كه او كوثر، <انا اعطيناك الكوثر> است؛ همان طور كه فخر رازي در تفسير خود گفته: مراد صديقه طاهره، فاطمه زهرا(عليها السلا م) است.48 و صاحب مجمع البيان مي گويد : كوثر، زيادي نسل و فرزند است؛ كه از فاطمه زهرا(عليهاالسّلام) و اولاد وي، نسل رسول اكرم(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) آنچنان فراوان شد، كه نتوان شماره كرد.



مرحوم علامه طباطبايي مي فرمايد: مراد از كوثري كه خداوند به پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله سلّم) عطا فرمود، فقط كثرت ذريه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) مي باشد، يا مراد، خير كثير است، و كثرت ذريه، مراد مي باشد، در ضمن خير كثير؛ و اگر غير از اين، معنا كنيم، محقق كردن و محكم كردن كلا م به واسطه آيه <ان شانئك هوالابتر> خالي از فايده مي شود.49 و50



ب) حضرت مهدي(عج) مبارك است.



در ضمن لقبهايي كه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله سلّم) براي آن حضرت شمردند، همين لقب مبارك است.51



وقتي پيامبر(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) در بياناتي آخر الزمان را ترسيم مي كنند ، مي فرمايد: ولايزال ذلك البلاد علي اهل ذلك الزمان، حتي اذا يئسوا و قنطوا واساوُِ والظّن اَلاّ ي فرَّ جَ عنهم ؛ اذ بعث الله رجلا من اطايِب عترتي و ابرارِ ذرّيّتي عَدلاً مباركاً زكيّا.52



اين گرفتاري با مردم آن زمان خواهد بود؛ تا هنگامي كه مأيوس و نا اميد شوند و تصور كنند كه ديگر خداوند از آنها رفع گرفتاري نخواهد فرمود؛ آنگاه خداوند مردي را از بهترين فرزندان و پاكترين عترت من بر مي انگيزد؛ كه سرا پا عدل و بركت و پاكي است.



5- حضرت زهرا(س) زكيه و حضرت مهدي(عج) زكي است.



< زكوه> به معناي نمو و زيادتي53 يا به معناي پاكيزه از خباثت نفس، كينه، بخل، حسد و هرگونه پليدي و كثافت ظاهري و باطني است.54



الف) حضرت زهرا (س) زكيه است.



در ذيل كلمه <مباركه> از آن سخن گفتيم .



ب) حضرت مهدي زكي است.



از جمله القابي كه پيامبر اكرم(صلّي اللّهُ عليه وآله سلّم) به حضرت مهدي(عليه السلا م) داده اند، زكي است؛ كه روايات آن را در ذيل شباهتهاي 3 و 4 ذكر نموديم.



همچنين اميرمؤ منان علي(عليه السّلام) در ضمن نامه اي به معاويه اين لقب را به حضرت مهدي (عليه السلا م) داده اند ... و اِنّ رج لا مِن و لدِك، مَشومٌ ملعونٌ... و يَعرَب منهم رجلٌ من ولدي زكي نقي الذي يملا الارض قسطا و عدلاً.55



مردي از نسل تو كه شوم و ملعون است... سپاهي به سوي مدينه مي فرستد... و مردي پاك و پاكيزه از نسل من، از ميان آنها مي گريزد و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد.



6- حضرت زهرا(س) طيبه و حضرت مهدي(عج) طيب است.



الف) حضرت زهرا (س) طيبه است.



مرحوم سيدبن طاووس بعد از نقل روايت فضيلت اهداي نماز به معصومين(عليهم ا لسّلام) مي فرمايد: بعد از نماز هديه به هر يك از معصومين اين دعا را بخواند...، دعايي كه بعد از خواندن نماز هديه به حضرت زهرا(عليهاالسّلام) مي فرمايد، اين است كه بگويد: اللهم اِن هاتَينِ الركعتين هديه مني الي الطاهره المطهره الطيبه الزكيه فاطمه اللهم... و اَثِب ني عليهما افضل املي و رجايي فيك و في نبيك(صلوات اللّه عليه وآله) و وصي نبيك و الطيبه الطاهره فاطمه...56



ب: حضرت مهدي (عج) طيب است.



روايات آن در ذيل شباهتهاي سوم وچهارم آمده است.



7- حضرت زهرا(س) مطهره و حضرت مهدي(عج) مطهر است.



رواياتي كه دلالت بر اين مطلب مي كند در ذيل شباهت سوّم آمده است.



8 - حضرت زهرا(س) ت-قيه و حضرت مهدي(عج) ت-قي است.



الف) حضرت زهرا(س) ت-قيه است .



حضرت زهرا(عليهاالسّلام) در اوج قله تقوا مي باشد. در زيارت حضرتش مي خوانيم:



السلام عليك ايتها التقيّه النقيّه 57 سلام بر تو اي ذات متقي پاك .



يا مي خوانيم : اللهم صل علي محمد و اهل بيته وصلّ علي البتول الطاهره الصديقه المعصومه التقيه النقيه الرضيه المرضيه الزكيه الرشيده المظلومه المقهوره.58



ب) حضرت مهدي(عج) تقي است.



در ذيل شباهت سوّم، روايتي كه دلالت بر اين مطلب مي كند، ذكر شد.



9- حضرت زهرا(س) نقيه و حضرت مهدي(عج) نقي است.



رواياتي كه دلالت بر اين مطلب مي كند در ذيل شباهتهاي 3 و 5 و 8 ذكر شده.



10- حضرت زهرا(س) محدَّثه و حضرت مهدي(عج) محدَّث است.



الف) حضرت زهرا (س) محدثه است.



بيش از ده روايت داريم كه دلا لت دارند ملائكه بر حضرت زهرا(عليهاالسّلام) فرود آمده و با ايشان سخن مي گفتند؛ از اين روي به او محدَّثه گفتند.



در اينجا به بعضي از آن روايات اشاره مي كنيم:



از امام صادق(عليه السّلام) پيرامون مصحف فاطمه(عليهاالسّلام) سؤ ال كردند. امام پس از سكوتي طولاني فرمود:



اِنك م لَتَب حَث ونَ عمّا تريدون و عما لاتريدون. ان فاطمه مكثت بعد رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله سلّم) خمسه و سبعين يوماً و كان دخلها حزن شديد علي ابيها؛ و كان جبرئيل يأتيها فَيُح سِنُ عزاها علي ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيه و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها، و كان عليّ (عليه السّلام) يكتب ذلك؛ فهذا مصحف فاطمه.59



شما از هر چيزي سؤال مي كنيد. زهرا(عليها السلا م) بعد از پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله سلّم) هفتادوپنج روز بيشتر زنده نبود؛ و به سبب فقدان پدر، بسيار محزون بود؛ از اين رو هميشه جبرئيل به نزد او مي آمد و علا وه بر اينكه او را تسليت مي گفت و تسلا ي او بود، او را از جايگاه او و اخبار آينده آگاه مي كرد و حضرت علي(عليه السلا م) همآنها را مي نوشت. اين نوشته ها، مصحف فاطمه(عليهاالسلا م) است.60



امام صادق(عليه السّلام) همچنين فرمودند: انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادي مريم بنت عمران؛ فتقول الملائكه يا فاطمه! ان الله اصطفاك و طهّرِك علي نساء العالمين.61



همانا فاطمه را محدثه ناميدند، چون كه هميشه ملا ئكه از آسمان بر او هبوط مي كردند؛ پس همان گونه كه حضرت مريم(عليها السلا م) را مورد ندا قرار دادند، او را هم مورد خطاب قرار دادند و گفتند: اي فاطمه! خداوند تو را بر تمام زنان عالم برگزيد و تورا پاكيزه قرار داد.



ب : حضرت مهدي(عج) محدث است.



در اين زمينه دو دسته روايات داريم. يك دسته از آنها به طور عموم دلالت مي كند كه كل ائمه(عليهم السّلام) محدث هستند و دسته ديگر رواياتي است كه دلالت مي كند حضرت مهدي(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) محدث است.



روايات عام:



- قال رسول الله(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم): مِن و لدي اِثنا عَشَرَ نَقيباً، ن جَباء م حَدَّثونَ مُفَهَّمُونَ آخر ه م القائم بالحق ّ 62



پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) فرمودند: دوازده نقيب ازاولاد من هستند كه همه شان نجيب، محدث، آموزش يافته و صاحب فهم هستند؛ كه آخرين آنها قائم به حق است.



- قال الباقر(عليه السّلام)مِنّااثناعَشَرَم حدّثاً،السابِع مِن و لدي القائمٌ(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)63 دوازده محدث از ماست؛ كه هفتمين فرزند من همان قائم(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) است.



- امام جواد(عليه السّلام) از اميرمؤ منان علي(عليه السّلام) نقل مي كنند، كه حضرتش به ابن عباس فرمود: انّ ليله القدر في كل سنه و اِنّه يَنزِل في تلك الليله امر السنه و لذلك الامر ولاه بعد رسول اللّه(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم). فقال ابن عباس: مَن هم؟ قال اَنَا و احد عشر من صلبي ائمّه محدثون.64



حضرت علي(عليه السلا م) به ابن عباس فرمودند: شب قدر در هر سال هست (منحصر به زمان حيات پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) نبوده) و در آن شب امور سال نازل مي شود؛ و براي اين برنامه، والياني بعد از رسول اللّه(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) وجود دارد. ابن عباس عرض كرد: آنها چه كساني هستند؟ حضرت علي(عليه السّلام) فرمودند : من و يازده فرزند من، كه همه پيشوا و محدث هستند.



- در روايتي امام صادق(عليه السّلام) تفسير آيه <تنزل الملائكه والروح فيها...>65 را اين گونه بيان مي فرمايند : اَي من عند ربهم علي محمدٍ وال محمد بكل امر سلام.66



يعني ملائكه و روح از جانب خداوند بر محمد و آل محمد(عليهم السّلام) نازل مي شوند.



- از امام باقر(عليه السّلام) سؤ ال شد : آيا شما شب قدر را مي شناسيد؟ فقال و كيف لانعرف و الملائكه يطوفون بنا فيها.67 چگونه شب قدر را نشناسيم؛ در حالي كه ملائكه در آن شب در اطراف ما طواف مي كنند.



ملا ئكه و اعظم ملا ئكه كه روح است، در اطراف آنها چرخ مي زنند و بر آنها نازل مي شوند و با آنها سخن مي گويند.



روايات خاص:



- امام رضا(عليه السّلام) ضمن بر شمردن صفات امام زمان(عليه السّلام) مي فرمايد:



يكون اعلمَ الناس واحكم الناس واتقي الناس واحلم الناس واسخي الناس واعبدالناس... و يَري مَن خلفَه كما يري من بين يديه و لايكون له ظلٌ... وتنام عيناه و لاينام قلب ه و يكون محدّثاً.68



او داناترين مردمان، حكيم ترين، پرهيزكارترين، بردبارترين، بخشنده ترين و عابدترين مردم است؛ كه پشت سر را مي بيند، همان گونه كه پيش رو را مي بيند؛ سايه ندارد؛ ديدگانش در خواب فرو مي رود، ولي دلش هميشه بيدار است و فرشتگان با او سخن مي گويند.



- يا امام جواد(عليه السّلام) در ضمن بيان سير آن حضرت مي فرمايد:



ثم يدخل الكوفه فيقتل مقاتليها، حتي يرضي الله عزوجل... ثم قلت: و ما يدريه، جعلت فداك مني يرضي الله عزوجل؟ قال: يا ابا الجارود! ان الله اوحي الي ام موسي و هو خير من ام موسي و اوحي الله الي النحل و هو خير من النحل.69



او وارد كوفه مي شود و جنگ كنندگان را مي كشد، تا خداوند راضي شود...، عرض كردم: چگونه متوجه مي شود كه خداوند راضي شده؟ حضرت فرمود: خداوند به مادر موسي70 وحي كرد؛ و البته مهدي(عليه السّلام) بهتر از مادر موسي است و خداوند به زنبور عسل وحي كرد71 و البته او بهتر از زنبور عسل است.



حضرت با استشهاد به دو آيه از قرآن مي خواهند بفرمايند كه خداوند به او وحي مي كند. البته همان طوري كه در آن دو آيه، مراد از وحي، وحي مصطلح (نزول جبرئيل، همراه با ادعاي نبوت) نيست؛ مراد از وحي به حضرت مهدي(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) هم وحي مصطلح نيست.



11- حضرت زهرا(س) و حضرت بقيه اللّه(عج) هر دو كوكب درّي هستند.



الف) حضرت زهرا (س) ستاره درخشان است.



ابي هاشم عسكري از امام عسكري(عليه السّلام) سؤ ال مي كند: لم سميت فاطمه الزهراء؟ فقال: كان وجهها يزهرلاميرالمؤ منين(عليه السّلام) من اول النهار كالشمس الضاحيه و عندالزوال كالقمر المنير و عند غروب الشمس كالكوكب الدري.72



حضرت در جواب اين سؤال كه چرا حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) را زهرا ناميدند، فرمودند: صورت او براي اميرمؤ منان(عليه السّلام) نور افشاني مي كرد؛ در اول روز، مثل خورشيد تابان، و هنگام ظهر، مثل ماه منير و در وقت غروب خورشيد، مثل كوكب دري و ستاره درخشان .



حضرت زهرا(عليهاالسّلام) در حديث مفاخره - حديثي كه در آن حضرت علي(عليه السلا م) و فاطمه زهرا(عليها السلا م) هر كدام فضائل خود را بر مي شمرند - خود را به عنوان كوكب درّي معرفي مي كنند.



قال علي(عليه السلا م):



انا الامين الاصلع. قالت فاطمه: انا الكوكب الذي يلمع...73 حضرت علي (عليه السلا م) فرمود: من امين اصلع هستم. حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) فرمودند: من ستاره اي هستم كه مي درخشد.



امام صادق(عليه السّلام) مي فرمايند: <كانّها كوكب دري> (در آيه 35 سوره نور) كأن فاطمه(عليهاالسّلام) كوكب دري بين نساء اهل الارض (اهل الدنيا).74



گويا فاطمه(عليهاالسّلام) همانند ستاره درخشان بين زنان اهل زمين (اهل دنيا) است.



ب) حضرت مهدي (عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) ستاره درخشان است.



قال رسول الله(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم): المهدي رجلٌ مِن و لدي؛ وجهه كالكوكب الدري.75



پيامبر(صلي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمودند : مهدي مردي از فرزندان من است، كه صورتش مثل ستاره درخشان است.



پيامبر اكرم(صلي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در ضمن بيان مشاهدات خود در معراج مي فرمايد : خداوند انوار ائمه اثني عشر را به من نشان داد و فرمود: يا محمد! ارفع راسك فاذا انا بانوار علي و... و محمد بن الحسن الحجه يتلالا من بينهم (يتلالا وجهه من بينهم) كانّه كوكب دري. فقلت : يارب! من هذا؟ (من هؤلاء و مَن هذا) قال: يا محمد! هم الائمّه من بعدك؛ المطهّرون من صلبك و هذا الحجه الذي يملا الارض قسطا و عدلاً و يشفي صدور قوم مؤ منين.76



اي محمد(صلي اللّهُعليه وآله وسلّم)! سرت را بالا بياور. وقتي بالا را نگاه كردم، نور ائمه (عليهم السلا م) را ديدم كه نور محمدبن الحسن، بين آنها نورافشاني مي كرد و صورتش مي درخشيد، مثل ستاره درخشاني. پس عرض كردم: خدايا! اينها چه كساني هستند و اين نور چه كسي است؟ خطاب شد: اينها امامان بعد از تو، از صلب تو هستند، كه پاكند؛ و اين شخص كه مي درخشد، حجتي است كه زمين را پر از قسط و عدل مي كند ودلهاي مؤ منين را شفا مي دهد.



12- حضرت زهرا(س) منصوره و امام زمان(عج) منصور است.



الف) حضرت زهرا(عليهاالسّلام) ياري شده است.



دروصف حضرت فاطمه(عليهاالسلا م) آمده است: كه او



ميم ونَه مَنص ورَه م حتَسَمَه جميله جليله معظمهٌ . 77



يكي از آياتي كه به حضرت زهرا(عليهاالسّلام) وحضرت مهدي(عج)، تأويل شده است آيه 4 سوره روم است <...يومئذٍ يفرح المؤ منون؛ بنصرالله ينصر من يشاء و هو العزيز الرحيم>78



امام صادق(عليه السّلام) از قول پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) نقل مي كنند، كه حضرت جبرئيل(عليه السّلام) سيب بهشتي را از طرف خداوند به رسم هديه براي پيامبر آورد و عرض كرد: بخور اين سيب را. سيب را دو نيم كرد؛ نوري ساطع شد. سؤ ال فرمودند: اين نور چيست ؟ جبرئيل عرض كرد: فان ذلك النور، للمنصوره في السماء و في الارض فاطمه. قلت : حبيبي جبرئيل! ولم سميت في السماء المنصوره و في الارض فاطمه؟ (اين نور منصوره در آسمان و فاطمه در زمين است. به جبرئيل گفتم: حبيب من! چرا او را در آسمان منصوره مي گويند و در زمين فاطمه؟ گفت:



سميت في الارض فاطمه، لانها فطمت و شيعتها من النار و فطم اعدائها من حبها. (او را در زمين فاطمه مي گويند؛ چرا كه او و شيعيانش از آتش بازداشته شده اند و دشمنان او از دوست داشتن او باز داشته شده اند.



در ادامه عرض داشت: و هي في السماء المنصوره ؛ و ذلك قوله عزوجل <و يومئذ يفرح المؤ منون بنصرالله> يعني نصر الله لمحبيها.79 او را در آسمان منصوره خوانند؛ و اين همان گفتار خداوند است كه فرمود: <در چنين روزي مؤ منان به ياري خداوند - ياري خداوند به محبين آن حضرت - خوشحال مي شوند. آن حضرت؛ دوستداران او در آن روز و روز ظهور امام زمان(عليه السّلام) خوشحال مي شوند؛ امام صادق(عليه السّلام) در پاسخ سؤ ال ابي بصير از آن حضرت پيرامون تفسير <الم؛ غلبت الروم> فرمود: ه م بنو اميه : آنها بنو اميه هستند... <و يومئذ يفرح المؤ منون بنصرالله> عند قيام القائم.80



مؤ منان به ياري خداوند هنگام قيام حضرت مهدي(عج) خوشحال مي شوند،



گفتني است، حتي مؤ مناني كه از دنيا رفته اند، به چنين قيامي خوشحال مي شوند؛



امام صادق(عليه السّلام) فرمودند: <يومئذ يفرح المؤ منون بنصرالله> في قبورهم ، بقيام القائم(عليه السّلام)81



مؤ منان، در حالي كه در قبرهايشان هستند. به قيام حضرت مهدي(عج) خوشحال مي شوند.



پس هر روزي كه روز نجات مؤمنان و پيروزي آنها باشد و ياري خداوند شامل آنها بشود، روز فرح و خوشحالي مؤمنان خواهد بود.



ب) حضرت مهدي(عج) منصور است.



خداوند حضرت مهدي (عج) را منصور ناميده اند <و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطانا فلايسرف في القتل انّه كان منصوراً > 82



در روايات آيه شريفه به حضرت امام حسين(عليه السّلام) و حضرت مهدي(عج) تأويل شده است.



امام باقر(عليه السّلام) فرمودند: <من قتل مظلوماً> ، الحسين، كشته شده ي مظلوم، حسين(عليه السّلام) است. انه كان منصوراً، سمي الله المهدي المنصور؛ كما سمّي احمد و محمد و محمود و كما سمّي عيسي المسيح.83



حضرت مي فرمايد : خداوند مهدي را منصور ناميده همان طور كه (پيامبر را) احمد و محمد و محمود ناميد و چنانچه عيسي (عليه السلا م) را مسيح ناميد.



و در زيارت عاشورا مي خوانيم: فاسئل الله الذي اكرم مقامك و اكرمني بك ان يرزقني طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم).84 از خداوند مي خواهيم كه به ما توفيق بدهد در كنار امام منصور (امام زمان<عليه السّلام>) خون خواهي حسين(عليه السّلام) را بكنيم.



همچنين امام باقر(عليه السّلام) مي فرمايد: القائم منا منصورٌ بالرّ عب م وَِ يَّدٌ بالنصر.85 قائم از ما، ياري شده است به وسيله ترس در دل دشمنان و تأييد شده به وسيله ياري او.



و بالاخره در دعاي ندبه مي خوانيم: اين المنصور علي من اعتدي عليه و افتري.86



كجاست آن كسي كه ياري شده است بر عليه كسي كه نسبت به او تعدي كرده و افترا بسته.



13- حضرت زهرا(س) صديقه و حضرت مهدي(عج) صادق المقال است.



الف) حضرت زهرا راست گفتار است:



پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به حضرت علي(عليه السّلام) فرمودند: سفارشهايي به دخترم فاطمه كرده ام و به او دستور دادم آنها را به تو بگويد؛ آنها را نافذ بدان. فهي الصادقه الصدوقه . او بسيار راست گفتارست. سپس حضرت زهرا(عليهاالسّلام) را به سينه چسباند و سر او را بوسيد و فرمود: فداك ابوك يا فاطمه . پدرت به فداي تو اي فاطمه87



مفضل مي گويد: به امام صادق(عليه السّلام) عرض كردم: چه كسي فاطمه (عليها السلا م) را غسل داد؟ فرمودند : حضرت علي(عليه السّلام) ... سپس حضرت فرمودند: گويا از اين خبرناراحت شدي! عرض كردم: بله قربانت شوم. حضرت فرمودند : دل گير نشو: فانها صديقه لم يكن يغسّلها الاصديق. اما علمت ان مريم لم يغسّلها الا عيسي.88



به درستي كه او صديقه بود ، كه جز صديق نمي توانست او را غسل دهد. آيا نمي داني مريم را (كه صديقه بود) جز عيسي غسل نداد.



پيامبر به حضرت علي(عليه السّلام) فرمودند: به تو سه چيز داده شده كه حتي به من هم داده نشد: يكي اينكه پدر همسر تو مثل من است و براي همسريت، صديقه اي مثل دختر من به تو داده شده...89



و گفتني است كه حتي مخالفين هم اعتراف مي كنند كه او صديقه است.



هنگامي كه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) مطالبي را در خطبه فدكيه بيان فرمودند. اولي مي گويد: ... و انتِ يا خيره النساء وابنه خيرالانبياء صادقه في قولك... ولا مصدوده عن صدقِك... صدق الله و رسوله و صَدَقتِ ابنته .90



تو اي بهترين زنان و دختر بهترين پيامبران، در گفتارت صادق هستي... و چيزي نيست كه تو را از صدقت باز دارد... خدا و رسولش راستگويند و دختر رسول خدا(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) هم راستگوست.



ب) حضرت مهدي (عج) راست گفتار است



حضرت علي(عليه السّلام) مي فرمايد: يَظهر صاحب الرايه المحمديه والدوله الاحمديه، القائم بالسيف والحال، الصادق في المقال؛ ي مَهِّد ُ الارضَ و ي حيِي السنه والفرض.91



صاحب پرچم محمدي(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم)وبنيانگذاردولت احمدي(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) ظهور مي كند؛ در حالي كه شمشير در دست دارد، راستگو در گفتار است، زمين را مهد زندگي سازد و احكام اسلام (اعم از سنت و فرض) را زنده گرداند.



14- حضرت زهرا(عليهاالسّلام) صابره و حضرت مهدي(عليه السّلام) صابر است.



الف) حضرت زهرا (عليها السلا م) صبر كننده است.



در زيارت حضرت زهرا(عليهاالسّلام) مي خوانيم: يا ممتحنه امتحنكِ الله الذي خلقك قبل ان يخلقك؛ فوجدكِ لما امتحنك صابرهً و...92



اي امتحان شده اي كه خداوند قبل از اينكه بيافريند تو را ، امتحانت كرد؛ پس تو را صبر كننده ديد نسبت به امتحانات... .



ب) حضرت مهدي(عج) صبر كننده است.



در دعاي زمان غيبت امام زمان(عليه السّلام) مي خوانيم: فانه الهادي... الصابرالمجتهد الشكور...93



در حديث لوح است كه: عليه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب... 94



مؤيد اين مطلب آن است كه يكي از فقها و مراجع بزرگوار نقل مي كرد: يكي از اشخاص مورد اعتماد اخيراً در عالم روِيا خدمت حضرت بقيه الله (عج) رسيده؛ نوشته اي را روي سينه مبارك آن حضرت ديده، كه روي آن نوشته شده بود:



اَنَا صابرٌ علي هذا الا مر ولكن اندبوني، اندبوني، اندبوني



بر اين امر، صبر مي كنم؛ ولكن با سوز و ناله ، بلند بلند بر من گريه كنيد، بلند بلند بر من گريه كنيد، بلند بلند بر من گريه كنيد.95



15- حضرت زهرا(س) معصومه و امام زمان(عج) معصوم است .



الف) حضرت زهرا(س) معصومه است .



عصمت حضرت زهرا(عليهاالسّلام) از آيه تطهير و روايات متعدد به خوبي استفاده مي شود96 و در زيارت آن بزرگوار مي خوانيم: السلام عليك ايتها المعصومه المظلومه97 و مي خوانيم: اللهم صل علي محمد و اهل بيته و صلّ علي البتول الطاهره الصديقه المعصومه...98



ب : حضرت مهدي(عج) معصوم است



و در زيارت جامعه كبيره خطاب به تمامي امامان از جمله حضرت مهدي(عج) عرض مي كنيم: واشهد اَنك م الائمّه الرّاشدون المهديّون المعصومونَ الم كَرَّمو نَ الم قَرّبونَ...99 شهادت مي دهم كه شما پيشوايان رشد يافته، هدايت شدگان، معصومان، بزرگواران و مقرّبان درگاه خداوند... هستيد.



دليلهاي عصمت امامان شامل عصمت حضرت مهدي(عج) هم مي شود



16- حضرت زهرا(س) مظهر آيه نور و حضرت مهدي(عج) نور آل محمد(عليهم السّلام) است.



الف) حضرت زهرا مظهر آيه نور است.



براي آيه نور100 چند تأويل در روايات بيان شد. يكي از آنها حضرت زهرا(عليهاالسّلام) را به عنوان مشكاه (محفظه چراغ، چراغدان) معرفي مي كند.



قال الصادق(عليه السّلام) <الله نورالسموات والارض مثل نوره كمشكاه > المشكاه فاطمه(عليهاالسّلام)، <فيها مصباح> المصباح، الحسن والحسين (عليهماالسلام) <في زجاجه الزجاجه كانها كوكب دري>، كأن فاطمه(عليهاالسّلام) كوكب دري بين نساء اهل الارض (اهل الدنيا)...101



امام صادق(عليه السّلام) فرمودند: <مشكاه> در آيه نور فاطمه(عليهاالسّلام) است <در او مصباح است>، <المصباح> يعني امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام) در او وجود دارند، <كانها كوكب دري>، فاطمه همانند ستاره درخشان بين زنان اهل زمين (اهل دنيا) است.



ب) حضرت مهدي(عج) نور آل محمد(عليهم السّلام) است.



سيد بن طاووس مي گويد: از مهمات بعد از نماز ظهر، آن است كه همانند امام صادق(عليه السلا م) براي حضرت مهدي(عج) دعا كنيم.



راوي مي گويد: بعد از تمام شدن دعاي حضرت صادق(عليه السلا م) عرض كردم: اليس قد دعوتُ لنفسك جعلت فداك؟ آيا اين چنين نيست كه براي خودتان دعا كرديد؟ حضرت فرمودند: دعوتُ لنور آل محمد(عليهم السّلام) و سائقهم و المنتقم بامر الله من اعدائهم... 102



(خير) دعا كردم براي نور آل محمد(عليهم السّلام) و پيش برنده ي آنها و انتقام گيرنده از دشمنانشان به دستور الهي.



17- حضرت زهرا(س) و حضرت مهدي (عج) هر دو فرياد رس هستند.



الف : حضرت زهرا فرياد رس است.



علامه مجلسي روايت مي كند، كه اگر حاجتي داشتي و سينه ات به خاطر او تنگ گشته، دو ركعت نماز بخوان؛ بعد از سلام نماز، سه مرتبه تكبير بگو و تسبيحات حضرت زهرا(عليهاالسّلام) را بخوان؛ سپس به سجده برو و صد مرتبه بگو: يا مولاتي يا فاطمه اغيثيني؛ پس گونه راست را بر زمين بگذار و همين را صد مرتبه بگو؛ سپس به سجده برو و همين را صد مرتبه بگو؛ و بعد از آن گونه چپ را بر زمين بگذار و همين را صد مرتبه بگو؛ و سپس به سجده برو و صد و ده مرتبه بگو، وحاجت خود را ياد كن؛ به درستي كه خداوند برآورده مي كند ان شاء الله تعالي.103



توجه: علامه مجلسي(ره) نماز استغاثه به حضرت زهرا(عليهاالسّلام) را به گونه ديگري هم نقل مي كند.104



ب) حضرت مهدي(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) فرياد رس است.



در زيارت آل يس(عليهم السّلام) مي خوانيم: السلام عليك اَ يّها العَلَم المنصوب والعِلم المَصب وب والغَوث والرحمَه الواسِعَه . 105



سلام بر تو اي پرچم افراشته و دانش ريزان و فرياد رس و رحمت واسعه حق.



مؤيد مطلب اينكه، قطب الدين راوندي از ابوالوفاي شيرازي نقل مي كند، كه در زندان ابن الياس گرفتار شده بودم؛ تصميم قتل مرا گرفته بود، كه متوسل به امام سجاد(عليه السّلام) شدم. خواب بر من غلبه پيدا كرد؛ وجود مبارك پيامبر(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) را ديدم. دستوري عملي براي توسل به ائمه(عليهم السّلام) دادند. فرمودند: متوسل نشو به من و نه به دختر من و نه دو پسرم براي متاع دنيا؛ بلكه از براي آخرت متوسل شو و اما اخي ابوالحسن(عليه السّلام)، فانه ينقم لك ممن ظلمك... و اما علي بن الحسين ، فللنجاه من السلاطين و من معره (مفسده) الشياطين و اما محمد بن علي و جعفر بن محمد، فللاخره و اما موسي بن جعفر(عليه السّلام)، فالتمس به العافيه و اما علي بن موسي، فللنجاه من الاسفار في البر و البحر و اما محمد بن علي، فاستنزل به الرزق من الله تعالي و اما علي بن محمد، فلقضاء النوافل و برالاخوان و اما الحسن بن علي، فللاخره و اما الحجه، فاذا بلغ منك السيف المذبح (و اَومَأ بيده الي الحلق) فاستغث به، فانه يغيثك و هو غياث و كهف لمن استغاث به.



برادرم حضرت علي(عليه السّلام)، از ظلم كننده به تو انتقام مي كشد و امام سجاد(عليه السّلام)، براي نجات از سلاطين و از شرور شياطين و امام باقر و امام صادق(عليهما السّلام)، براي آخرت و امام كاظم(عليه السّلام)، براي طلب عافيت و امام رضا(عليه السّلام)، براي نجات در سفرهاي زميني و دريايي و امام جواد(عليه السّلام)، براي نزول رزق از خدا و امام هادي(عليه السّلام)، براي قضاي نوافل و نيكي اخوان و امام عسكري(عليه السّلام)، براي آخرت و حضرت مهدي(عج) اگر شمشير به محل ذبح تو (پيامبر (صلي اللّهُعليه وآله وسلّم) با دست خود به گلو اشاره فرمود) رسيد، پناه ببر به او؛ به درستي كه او به فرياد تو مي رسد؛ چرا كه او فرياد رس است و پناه است براي كسي كه به او استغاثه كند.



فقل: يا مولاي يا صاحب الزمان! انا مستغيث بك.106



پس بگو: اي سرورم ! اي صاحب زمان! من به تو پناه آورده ام و از تو طلب فريادرسي مي كنم.



فقلت: يا مولاي يا صاحب الزمان! انا مستغيث بك؛ فاذا انا بشخص قد نزل من السماء تحته فرس و بيده حربه من نور. فقلت : يا مولاي! اكفني شر من يؤ ذيني. فقال: قد كفيتك فانني سالت الله عزوجل فيك و قد استجاب دعوتي.



پس من گفتم: يا مولاي يا صاحب الزمان! به فريادم برس. ناگهان ديدم شخص اسب سواري از آسمان فرود آمد؛ در حالي كه سلاحي از نور در دست داشت. عرض كردم: اي مولاي من! شر كسي كه مرا اذيت مي كند، دفع كن. فرمود: شر او را از تو برطرف كردم؛ كار تو را انجام دادم؛ من درباره تو از خدا خواستم و خداوند دعاي مرا اجابت كرد.



فاصبحت؛ فاستدعاني ابن الياس و حل قيدي خلع عليّ و قال: بمن استغثت؟ فقلت: استغثت بمن هو غياث المستغيثين.107



صبح كه طلوع كرد، ابن الياس مرا خواست و خودش زنجير را باز كرد و مرا آزاد كرد و سؤال كرد: به چه كسي پناه بردي و از چه كسي كمك گرفتي؟ گفتم : به كسي كه فريادرس طالبان فريادرسي هستند.



در دعاي فرج مي گوييم: اللهم عظم البلاء و برح الخفاء ... يا مولاي يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث.108



اي مولا و آقاي من! اي صاحب زمان! به فرياد رس، به فرياد رس، به فرياد رس.



و در عريضه به خدمت حضرت بقيه الله(عليه السّلام) مي نويسيم : كنت يا مولاي صلوات الله عليك مستغيثا... فاغثني يا مولاي صلوات الله عليك. 109



توجه: پيامبر(صلي اللّه عليه وآله وسلّم) فرمود : و هو غياث و كهف لمن استغاث به او فريادرس و پناه هر كسي است كه به او پناه ببرد و فريادرسي بخواهد. نفرمود فقط غياث شيعيان و محبين است؛ بلكه غياث هر كس است. چه بسيار كساني كه شيعه نبودند، اما وقتي به حضرتش استغاثه كردند، حضرت به فرياد آنها رسيد. در اين مورد قضاياي بسياري نقل شده كه يكي از آنها را ذكر مي كنيم:



عالم فاضل رباني ميرزا حسين نوري نقل مي كند كه دانشمند بزگوار شيخ علي رشتي، از شاگردان استاد اعظم ميرزاي شيرازي مي گويد: در يكي از سفرها، كه از زيارت امام حسين(عليه السلا م) به سوي نجف اشرف از راه فرات باز مي گشتم، در كشتي كوچكي كه بين كربلا و طويرج بود، سوار شدم. مسافران كه اهل حله بودند به بازيگري و مزاح مشغول شدند؛ جز يك نفر كه هر چند با آنها هم غذا و همسفر بود و بر مذهب او خرده مي گرفتند و او را سرزنش مي كردند، با كمال متانت نشسته بود و هيچ شوخي نمي كرد. از اين وضع در تعجب بودم؛ تا اينكه به جايي رسيديم كه آب كم بود و به ناچار پياده شديم. در كنار نهر كه مي رفتيم، از او پرسيدم: چرا از آنها كناره گيري مي كني و آنها بر مذهب تو خرده مي گيرند؟ گفت: اينها از عامه و خويشاوند من هستند؛ پدرم نيز از ايشان است؛ ولي مادرم از اهل ايمان است. من نيز مذهب آنها را داشتم ولي به بركت حضرت مهدي( عج) شيعه شدم.



از چگونگي شيعه شدن او سؤال كردم؟ جواب داد: اسم من ياقوت و شغل من روغن فروشي است. در يكي از سالها براي خريدن روغن از شهر حله بيرون رفتم، تا از صحرا نشينان روغن بخرم. تا آن مقدار كه مي خواستم خريدم و به اتفاق عده اي از اهالي حلّه بازگشتم و در يكي از منزلگاهها فرود آمديم و خوابيدم. وقتي بيدار شدم، ديدم همه رفته اند و من در صحراي بي آب و علفي كه درندگان زيادي هم داشت، تنها مانده ام. به راه افتادم؛ ولي راه را گم كردم و متحير ماندم؛ از طرف ديگر از تشنگي و درندگان ترسان شدم. در آن حال به خلفا و مشايخ استغاثه كردم و از آنها كمك و شفاعت خواستم، تا خداوند برايم فرج كند؛ ولي نتيجه اي نداد.



با خود گفتم: از مادرم شنيده ام كه مي گفت: ما امام زنده اي داريم كه كنيه اش ابا صالح است؛ يرشد الضّالَّ و يغيث الملهوف و يعين الضعيف. به فرياد گم شدگان مي رسد و درماندگان و ضعيفان را كمك و ياري مي كند. با خداوند پيمان بستم، كه به او استغاثه مي كنم؛ اگر نجاتم داد، به مذهب مادرم در مي آيم. پس او را صدا كردم و به او پناه بردم. ناگهان در كنار خود كسي را ديدم كه عمامه سبزي بر سرداشت و همراه من را ه مي رفت. به من دستور داد كه به مذهب مادرم در آيم و كلماتي فرمود؛ و به من فرمود به زودي به آباديي مي رسي كه آنجا همه شيعه هستند. گفتم: اي آقاي من! شما با من به آن آبادي نميآييد؟ فرمودند: نه ، لا نه استغاث بي الف نفس في اطراف البلا د اريد ان اُغيثهم. چون هزار نفر در اطراف بلا د به من پناهنده شده اند؛ مي خواهم آنان را خلا ص كنم. يكباره از نظرم غايب شد. كمي راه رفتم و به آبادي رسيدم؛ در صورتي كه مسافت زيادي تا آنجا بود، كه همسفرهايم روز بعد به آنجا رسيدند. از آنجا به حله برگشتم و به نزد سيدالفقها سيد مهدي قزويني رفتم و جريان را به او گفتم. او احكام و مسائل ديني را به من آموخت. از او سؤال كردم: چه عملي انجام دهم كه بار ديگر خدمت آن حضرت برسم؟



گفت: چهل شب جمعه به زيارت امام حسين(عليه السلا م) برو. من هم شبهاي جمعه به زيارت قبر آن حضرت مي رفتم. در شب جمعه سي و نهم، وقتي به دروازه شهر كربلا رسيدم، مأمورين ظالم از مردم گذرنامه مي خواستند و خيلي سخت مي گرفتند. من هم كه نه گذرنامه داشتم و نه قيمت آن را، چندبار خواستم به طور قاچاق از ميان جمعيت وارد شوم؛ ولي نشد. در همين اثنا حضرت صاحب الا مر(عج) را ديدم كه داخل شهر است. به او استغاثه كردم و كمك خواستم. بيرون آمد و مرا همراه خود از دروازه داخل شهر كرد و كسي مرا نديد. وقتي وارد شهر شديم، يكباره او را ديگر نديدم و با حسرت و تأسف بر فراقش ماندم. 110



18- حضرت زهرا(س) منتظِر و حضرت مهدي(عج) هم منتظَر و هم منتظِر است



الف) حضرت زهرا منتظِر است .



در اواخر خطبه فدكيه111 حضرت زهرا(عليهاالسّلام) مي فرمايد:<وانتَظِر وا اِنّا منتظرون>.112



در تفاسير روايي ، اين آيه به ظهور حضرت مهدي(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)، تأويل شده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود.113



- علي بن رئاب عن ابي عبدالله(عليه السّلام) انه قال في قول ا لله عزوجل: <يوم يأتي بعض آيات ربك لاينفع نفسا ايمانها لم تكن آمنت من قبل (او كسبت في ايمانها خيرا قل انتظروا اِنّا منتظرون)>114 قال: الايات الائمه والايه المنتظره ، القائم(عليه السّلام).115



امام صادق(عليه السّلام) پيرامون اين آيه < روزي كه بعضي از آيات پروردگار تحقق مي پذيرد، ايمان آوردن افرادي كه قبلاً ايمان نياورده اند يا در ايمانشان عمل نيكي انجام نداده اند، سودي به حالشان نخواهد داشت. بگو: انتظار بكشيد، ما هم انتظار مي كشيم.> فرمودند: آيات، ائمه(عليهم السلام) هستند و آيه اي كه انتظار او كشيده مي شود، حضرت قائم(عليه السّلام) است.



- ابي بصير مي گويد: امام صادق(عليه السّلام) در تفسير همين آيه فرمودند: يعني خروج القائم المنتظر منا... 116



انتظار قيام حضرت قائم، كه او منتظَر از ما اهل بيت هست.



پس شما و ما منتظِر منتظَر (حضرت مهدي، عليه السّلام) هستيم.



- محمد بن فضيل مي گويد: از امام رضا(عليه السّلام) سؤ ال كردم از انتظار فرج فقال: او ليس تعلم ان انتظار الفرج من الفرج؛ ثم قال: ان الله تبارك و



تعالي يقول: <وارتقبوا اني معكم رقيب>. 117



حضرت فرمود: آيا نمي داني انتظار فرج از فرج است (جزو فرج است)؛ سپس فرمود: خداوند مي فرمايد: <انتظار بكشيد؛ من هم با شما منتظر هستم>.



- تا آنجا آيه <فانتظروا اني معكم من المنتظرين> مربوط به حضرت مهدي(عليه السّلام) است كه امام صادق(عليه السّلام) براي اثبات اينكه آيه سوم سوره بقره در مورد حضرت مهدي (عليه السّلام) است، به اين آيه تمسك مي كنند.



يحيي بن قاسم مي گويد: از امام صادق(عليه السّلام) در مورد آيه <الم ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين الذين يؤ منون بالغيب>118 سؤ ال كردم فقال : المتقون، شيعه عليٍّ والغيب هو الحجه القائم و شاهد ذلك قول الله عزوجل <و يقولون لولا انزل عليه آيه من ربه فقل انما الغيب لله فانتظروا اني معكم من المنتظرين>.119 و120



حضرت فرمودند : مراد از متقين در آيه، شيعه حضرت علي(عليه السّلام) هستند و غيب حضرت قائم(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) است؛ شاهد بر اين مدعا گفتار خداوند است كه مي فرمايد: <مي گويند: چرا معجزه اي از پروردگارش بر او نازل نمي شود! پس بگو: غيب تنها براي خدا (و به فرمان او) است؛ شما در انتظار باشيد؛ من هم با شما در انتظارم.



پس حضرت زهرا(عليها السلا م) با تمسك به اين آيه ، منتظرِ ظهور حضرت مهدي(عج) مي باشد .



اي اميد آخرين فاطمه اي نگار دلنشين فاطمه



كي بگيري انتقام فاطمه پركني عالم زنام فاطمه



فاطمه آن علت كل وجود منتظر باشد به آن روي كبود



كي ز رويش رنگ نيلي مي بري كي زدلها داغ سيلي مي بري



آوري كي بهر آن مادر دوا كي دهي بشكسته پهلو را شفا



مادرت غمديده و دل بيقرار مي كشد بهر ظهورت انتظار



قد كمان جويد تو را آن مام پاك گرچه جسم اطهرش غلتد بخاك



عالم هستي فداي خال تو فاطمه در كوچه ها دنبال تو121



ب) حضرت مهدي (عج) هم منتظَر است و هم منتظِر.



در ضمن بحث قبل، اين معنا روشن شد. اما رواياتي هم داريم كه آن حضرت را به اين لقب معرفي كرده اند.



امام جواد(عليه السّلام) مي فرمايد: ان الامام بعدي ابني علي... والامام بعده ابنه الحسن... ثم سكت. فقلت له: يابن رسول الله! فمن الامام بعد الحسن؟



امام بعد از من، فرزندم علي (امام هادي<عليه السّلام>) است و امام بعد از او، پسرش حسن(عليه السّلام) است؛ پس امام ساكت شد. عرض كرد: امام بعد از امام حسن عسكري(عليه السّلام) كيست؟



فبكي(عليه السّلام) بكاءً شديداً ثم قال اِنّ من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظَر.



امام به شدت گريست و فرمود: بعد از حسن، فرزند او قائم به حق كه منتظَر است، مي باشد.



فقلت له: يا بن رسول الله: لم سمي القائم؟ قال: لانه يقوم بعد موت ذكره و ارتداد اكثر القائلين بامامته .



عرض كردم : چرا به او قائم گويند؟ فرمود: زيرا او بعد از آنكه يادش از بين مي رود و بيشتر قائلين به امامتش از اعتقاد خود باز مي گردند، قيام مي كند.



فقلت له: و لم سمّي المنتظَر؟ قال: لان له غيبه يكثر ايامها و يطول اَمَدَها؛ فينتظر خروجَه المخلصون... 122



عرض كردم : چرا به او منتظر گويند؟ فرمود: زيرا براي او غيبت طولانيي است؛ پس مؤ منين مخلص انتظار ظهورش را مي كشند.



البته كلمه <منتظر> را در اين روايت، مي شود بر وزن اسم فاعل (با كسره) هم خواند؛ اما به قرينه ذيل روايت (فينتظر...) حتماً بايد بر وزن اسم مفعول (با فتحه) خواند.



حضرت مهدي(عج) منتظِر است :



ابي بصير مي گويد: از امام باقر(عليه السّلام) شنيدم كه مي فرمايد: في صاحب هذا الامر اربع سنن من اربعه انبياء: سنه من موسي و... و اما من موسي فخائف يترقب. 123



فرمود: در صاحب اين امر چهار روش از چهار پيامبر وجود دارد: روشي از موسي(عليه السلا م) و... و روش او از موسي اين است كه ترسانِ منتظِر است.



در دعا زمان غيبت مي خوانيم و امرك ينتظر، منتظر دستور تو است.124

پاورقي

1. براي اطلاع بيشتر، به كتابهاي كمال الدين، منتخب الاثر، مَن هو المهدي(عليه السّلام) و در انتظار ققنوس، مراجعه شود.



2. روزگار رهايي، ج1، ص 72؛ به نقل ا ز البيان ، ص 63 و از عيون الاخبار، ج 2، ص 130 و چند منبع ديگر.



3. روزگار رهايي ج 1، ص 77 ؛ به نقل ا ز بيش از ده منبع.



4. من هوالمهدي(عليه السّلام)، ص 90 ، به نقل از سنن ابن ماجه، ج 4، ص 151 و بيش از بيست منبع ديگر عامه.



5. من هوالمهدي(عليه السّلام)، ص 90، به نقل ا ز ده منبع عامه.



6. در انتظار ققنوس، ص 103، به نقل از عامه و خاصه.



7. بحارالا نوار، ج 36، ص 352، ح 224، به نقل ا ز كفايه الاثر، ص 26.



8. ر.ك: به كمال الدين، ج 1، باب 27 و 28؛ بحارالانوار ج 36، ص 193 و 195 و .9. من هو المهدي(عليه السّلام)، ص 24.



10. ر.ك: به منتخب الاثر، ص 84، ح 2 و بحارالا نوار، ج 36 ، ص ح 110، روايتي از كفايه الاثر از ابوذر نقل مي كند، وبحارالا نوار، ج 28، ص 52، ح 21 و عوالم العلوم، ج 11، ص 379، از سلمان فارسي، و بحارالا نوار، ج 40، ص 66، ح 100 از سلمان فارسي (روايت زيبايي است)، بحارالا نوار، ج 36 ، ص 307، ح 146، از جابربن عبدالله انصاري ، و بحارالا نوار، ج 36 ، ص 328، ح 184، از عمار ، و كشف الغمه، ج 3، ص 283، الباب التاسع.



11 . كشف الغمه، ج 3، ص ، به نقل از اربعون حافظ ابونعيم احمد بن عبداللّه و بحارالا نوار، ج 51، ص 79، به نقل از كشف الغمه.



12. براي تحقيق بيشتر به كتاب كامل الزيارات، باب 16، و بحارالا نوار، ج 43 و ج 44، ص 231 مراجعه شود.



13. منتخب كامل الزيارات، ص 39 و كامل الزيارات، باب 16، ح 8 ، بحارالانوار، ج 44، ص 234.



14. منتخب كامل الزيارات، ص 36 و كامل الزيارات ، باب 16 ح 6 و بحارالانوار ج 44، ص 232 و بحارالانوار ج 43، ص 245، ح 20.



15. الغيبه الطوسي، ص 173، در ضمن بعضي توفيقات و بحارالا نوار، ج 53، ص180 و احتجاج، چاپ اسوه،



ج 2، ص537، و المختار من كلمات الامام المهدي(عج) ج2، ص 229.



16. با توجه به آن نكاتي كه در روايت هست: 1- تقديم ما حقه التاخر يفيد الحصر، 2- حضرت نمي فرمايد مادرم بلكه مي فرمايد : في ابنه رسول اللّه، صلّي الله عليه وآله، در اين اضافه نكاتي هست، تأمل شود.



17. اشاره به آيه سوره ممتحنه.



18. فاطمه ، بهجه قلب المصطفي(ص)، به نقل ا ز الغدير و او به نقل ا ز چند منبع عامه.



19. همان، ص 185، به نقل از الغدير و او به نقل از چند منبع عامه.



20. همان، ص 214، به نقل از مناقب (براي تحقيق بيشتر به كتاب فاطمه بهجه قلب المصطفي(ص) رجوع شود.



21. بحارالا نوار، ج 43، ص 63، ح 58.



22. تفسير فرات، چاپ، داودي ص 218 و چاپ، موسسه نشر، ص 581.



23. تفسير البرهان ، ج 4، ص 487 ،ح 24 - تفسير فرات چاپ، موسسه نشر ص 581 در پاورقي.



24. دليل آفتاب، ص 18.



25. فاطمه ، بهجه قلب المصطفي، ص 153 - ر.ك: به شرح فصِ حكمه عصمتيه في كلمه فاطميته، آيه الله حسن زاده آملي.



26. دخان، 4-1.



27. الكافي ، كتاب الحجه، باب مولد ابي الحسن موسي بن جعفر(عليه السّلام)، ح 4.



28. براي توضيح بيشتر به كتاب سوگند به نور شب تاب ، صفحه 22 مراجعه شود كه مطالب زيبايي آورده.



29. فاطمه ، بهجه قلب المصطفي، ص 365 به نقل از بحارالا نوار، ج 8 ، ص 109 الي 112.



30. نجم الثاقب، ص 29 و 42.



31. بحارالا نوار، ج 102، ص 246. مفاتيح الجنان، (استغاثه به حضرت حجه)<عليه السّلام>.



32. هود، 86.



33. روزگار رهايي، ج 1، ص 110 به نقل از بحارالا نوار، ج 52، ص 373 وح 165، به نقل از منتخب الاثر، ص 517.



34. روزگار رهايي، ج 1، ص 160 به نقل از نه منبع.



35. روزگار رهايي، ج 1، ص 485 به نقل از دوازده منبع - نجم الثاقب، ص 40.



36. روزگار رهايي، ج ، ص663 به نقل از الزام الناصب، ص 57.



37. فاطمه ، من المهد الي اللحد، ص 116، به نقل از بحارالانوار.



38. يس، 52.



39. فروع كافي، ط دارالا ضواء، ج 8، ص ، ح 346.



40. مراه العقول، ط دارالكتب، ج 26، ص 217.



41. فاطمه ، من المهد الي اللحد، ص 121 به نقل از ذخائر العقبي (طبري) و به نقل از نزهه المجالس (صفوري)، ص 227.



42. احزاب، 37.



43. ر.ك: به فاطمه، من المهد الي اللحد و فاطمه بهجه قلب المصطفي(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) تحت عنوا ن طاهره.



44. روزگار رهايي، ج 1، ص 76 به نقل از بحارالانوار، ج 52، ص 310 و به نقل از اعلام الوري، ص 381 و چند منبع ديگر.



45. روزگار رهايي، ج 2، ص 706 به نقل از بحارالا نوار، ج 52، ص و بشاره الاسلام، ص 23.



46. كمال الدين، چاپ جامعه مدرسين، ج 2، ص513 و مفاتيح، دعا در غيبت امام زمان(عليه السّلام).



47. لسان العرب، ماده برك.



48. تفسير كبير، ج 32، ص124.



49. الميزان، ج 20، ذيل سوره كوثر.



50. براي توضيح بيشتر، به كتب تفسيري، وكتاب فاطمه، من المهد الي اللحد، و فاطمه، بهجه قلب المصطفي(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) رجوع شود.



51. در شباهت سوم، گذشت.



52. روزگار رهايي، ج 2، ص950، به نقل از الملاح والفتن، ص 108.



53. فاطمه (عليهاالسّلام)، من المهد الي اللحد، ص 105.



54 . جنه العاصمه، ص 57.



55. روزگار رهايي، ج 2، ص1088، به نقل از غيبت طوسي، ص 269 و منابع ديگر.



56. جمال الاسبوع، ط آفاق، ص 30.



57. مفاتيح الجنان، زيارت حضرت زهرا(عليهاالسّلام)، و اقبال سيدبن طاووس، عمل روز بيستم جمادي الاخره.



58. همان.



59. فاطمه ، من المهد الي اللحد، ص 113، به نقل از بحارالا نوار، ج 43، ص 79 و 80 و 195.



60. به تعبير استاد، اين روايت از روايات صحيحه ائي است كه حضرت امام (ره) به آن استناد مي كردند و اين هبوط جبرئيل را بر حضرت زهرا(عليهاالسلا م) از بزرگترين فضايل مي شمارد ر.ك : به كتاب چشمه در بستر ، چاپ حضور، پاييز 1375 ، ص 286.



61. فاطمه ، من المهد الي اللحد، ص 111 ، به نقل ا ز علل الشرايع.



62. روزگار رهايي، ج 1، ص74 به نقل از ا صول كافي، ج 1، ص 534 و چهار منبع ديگر.



63. همان، ص 88 به نقل از كشف الغمه ج 3، ص 297.



64. اصول كافي، باب ماجأ في الاثني عشر والنص عليهم، ح 11.



65 . سوره قدر.



66. تفسير برهان، ذيل آيه، ح 20 و ح 23.



67. تفسير قمي، ج 2، ص432.



68. روزگار رهايي ، ج 1، ص 132، به نقل از الزام الناصب، ص 9.



69. حليه الابرار، ج 2، ص600.



70. قصص، 7، واوحينا الي ام موسي ان ارضعيه.



71. نحل، 68، واوحي ربك الي النحل ان اتخذي من الجبال بيوتا.



72. جنه العاصمه، ص 60 ، به نقل از بحارالا نوار و فاطمه ، بهجه قلب المصطفي(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) كلمه زهرا.



73. جنه العاصمه، ص 72 ، به نقل از كتاب فضائل (شاذان بن جبرئيل قمي ره).



74. تفسير قمي، ج 2، ص 78 ذيل آيه نور - تفسير نورالثقلين، ج 3، ص ، ح 169 به نقل از اصول كافي.



75. كشف الغمه، ج 3 ، ص 269.



76. بحارالا نوار، ج 36، ص 302 - شبيه اين روايت، در عيون اخبار الرضا(عليه السّلام)، ج 1، ص 47.



77. جنه العاصمه، ص 67.



78. در آن روز، مؤ منان خوشحال مي شوند به ياري خداوند، و او، هر كس را بخواهد، ياري مي كند، و او صاحب قدرت و رحمت است.



79. تفسير البرهان، ج 3، ص 258 ، ح 6، ذيل آيه كريمه، بحارالا نوار، ج ، ص 4، ح 3 و ص 18، ح 17.



80. همان، ح 2.



81. همان، ح 5.



82. اسرا، 33 (كسي كه مظلومانه كشته شود، ما براي ولي او ، سلطه قرار داديم. پس، اسراف در قتل نكند. به درستي كه او منصور و ياري شده است).



83. بحار، ج 51، ص 30 ر.ك: به تفسيرالبرهان و نورالثقلين و قمي و...



84. مفاتيح الجنان، زيارت عاشورا.



85. روزگار رهايي، ج 1، ص 478، به نقل از كشف الغمه، ج 3، ص 324، و ده منبع ديگر - كمال ا لدين، باب 32، ح 16.



86. مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.



87. فاطمه بهجه قلب المصطفي، ص 198 ، به نقل از بحارالانوار، ج 22، ص 491.



88 . همان، به نقل از وسائل الشيعه، ج 2، ص 714.



89. همان، به نقل از الرياض المنضر، ج 2، ص 202.



90 .همان، ص 8-356 به نقل از بحارالانوار، ج 43، خطبه فدكيه، و به نقل از احتجاج، خطبه فدكيه.



91 . روزگار رهايي، ج 2، 609، به نقل از الزام الناصب ، ص ، و سه منبع ديگر.



92 . جمال الاسبوع، ط آفاق، ص 9-38. مفاتيح الجنان، زيارت حضرت زهرا(عليهاالسّلام).



93 . كمال الدين، ط جامعه مدرسين، ج 2، ص . مفاتيح الجنان، دعاي غيبت امام زمان(عليه السّلام).



94 . كمال الدين، ب 28، ذيل، ح 1.



95 . مطلع الفجر، ص 182، به نقل از راهي به سوي نور، ص 180.



96 . ر.ك: به كتاب فاطمه ، بهجه قلب المصطفي (صلّي اللّه عليه وآله وسلّم)، ص 259.



97. اقبال سيدبن طاووس عمل روز بيستم جمادي الاخره.



98. همان ، مفاتيح الجنان ، زيارت دوم حضرت زهرا (عليها السلا م).



99. مفاتيح الجنان ، زيارت جامعه كبيره .



100 . سوره نور، 35.



101 . تفسير قمي ج 2، ص 78 ، ذيل آيه - تفسير نورالثقلين، ج 3، ص ، ح 169 به نقل از اصول كافي.



102 . فلاح السائل، ط دفتر تبليغات، ص 171 و ط دفتر تبليغات با تحقيق، ص 308.



103 . بحارالانوار، ج 102، ص 254، ح 13 - حاشيه مفاتيح الجنان، نماز استغاثه به حضرت زهرا(عليهاالسّلام).



104 . بحارالانوار، ج 102، ص 254، ح 12.



105 . بحارالانوار، ج 53، ص 171 ، توقيع 5، به نقل از احتجاج. مفاتيح الجنان. زيارت حضرت صاحب الزمان (عليه السّلام) معروف به زيارت ال يس(عليهم ا لسّلام).



106 . نقل ديگري هست كه، پيامبراكرم (صلي اللّه عليه وآله وسلّم) فرمودند: بگو: يا صاحب الزمان، اغثني، يا صاحب الزمان ادركني، (اي صاحب زمان به فرياد من برس، اي صاحب زمان مرا درياب) پس در خواب فرياد زدم: يا صاحب الزمان، اغثني يا صاحب الزمان ادركني (نجم الثاقب، ط جمكران، باب 9، قضيه اول، ص 729).



107 . الدعوات ، راوندي، ص 2-191؛ بحارالانوار، ج 53 ، ص 324 و ج 94، ص 35 و نجم الثاقب، ط جمكران، باب 9، قضيه اول، ص 729.



108 . مفاتيح الجنان، دعاي فرج حضرت حجه(عليه السّلام).



109 . منتهي الامال، آخر فصل ششم.



110 . بحارالانوار، ج 53، ص ، و مكيال المكارم، ج 1، ص 107، به نقل از جنه المأوي، ص 292.



111. بحارالانوار، ج 8، ص 109 به نقل ا ز احتجاج طبرسي، ط اسوه، ج 1، ص 253.



112 . انتظار بكشيد، ما هم ، انتظار مي كشيم - آيات به اين مضمون، متعدد است، از جمله، انعام، 158، يونس، 20 و 102 و هود، 122.



113 . ر.ك: به تفسير البرهان، ج 1، ص 564، ح 3 ، و ح 4، و ج 2، ص 181، ح 1، و ص 232، ح 4، و ح 5، و ص 205، و به تفسير عياشي، ج 2، ص 128، ح 50، و ص 159، ح 62 - و به كمال الدين، ج 2، باب 55.



114 . انعام، 158.



115 . تفسير البرهان، ج 1، ص 564، ح 3.



116. همان، ح 4.



117 . تفسير البرهان، ج 2، ص 232، ح 4.



118 . بقره، 3 - 1 - الم - آن كتابي كه شك در آن راه ندارد ، و مايه هدايت پرهيزكاران است، آنها، كساني هستند كه، به غيب ايمان مي آورند.



119 . يونس، 20.



120 . تفسير البرهان، ج 2، ص 181، ح 1.



121. نغمه هاي فاطميه، ص 17.



122. كمال الدين، ج 2، باب 36، ح 3؛ ر.ك: به غيبت نعماني، ص 41، ذيل آيه و رابطوا اي رابطوا امامكم المنتظَر و ر.ك: به روزگار رهايي، ج 1، ص 98 و 109 و 276 و 327 و 500.



123. كمال الدين، ج 1، باب 32، ح 6 ، و ح 11.



124. مفاتيح الجنان، دعا در غيبت امام زمان(عج).

علي مصلحي