بازگشت

جلوههاي فقاهت در كلام فاطمي


در اصطلاح فقهي سنت عبارت است از: قول، فعل و تقرير پيامبر اكرم (ص)كه در ضمنْمصدر تشريع احكام در كليه مذاهب اسلامي محسوب ميشود. اين اصطلاح از آن هنگام شكل گرفت كهپيامبر (ص)به مسلمانان امر فرمود از سنت او پيروي كنند. بدين ترتيب كلمه سنت آنگاه كه بهتنهايي و بدون انتساب به كسي به كار رود، مفهوم آن اموري است كه بيان كننده حُكمي شرعي از جانبرسول خدا (ص)باشد، خواه اين امور مبناي قولي داشته باشد يا فعلي و يا تقريري.



امّا در اصطلاح فقهاء اماميه سنت از مفهوم وسيعتري برخوردار است و از آن جايي كه اماماناهل بيت (ع)داراي ملكه عصمتاند و اين اصل با ادلّه خاصّ خود ثابت شده است، قول و فعل و تقريرآن گراميان همانند پيامبر (ص)مورد اعتماد و حجّت است. بديهي است اماماناهلبيت (ع)همانند ساير اصحاب و تابعين و راويان احاديث نبوي (ص)نيستند كهاقوال ايشان فقط به جهت وثاقت و اعتماد در نقل روايات حجّت باشد، بلكه آنها اماماني هستند كه توسطرسول خدا (ص)و از جانب خداي متعال منصوب شدهاند و در مسائل شرعي بر اساس احكامواقعيِ تعيين شده از جانب خداوند حكم ميكنند. اين احكام حقيقي يا از طرق وحياني ـ مانند وحي نبوي ـ و يااز طريق معصوم ديگر به آنها ميرسد. از اينرو سنت امامان (ع)با توجّه به برخورداري از لوازم حجّيتيعني عصمت و علم، همانند سنت نبوي، حجّت و واجب الاتّباع است و عبارت ميباشد از : قول و فعل وتقرير.1



احكامي كه توسط ائمّه (ع)بيان ميشود، از قبيل روايت و نقلِ سنت نبوي نبوده و يا از نوعاجتهاد به رأي و استنباط احكام از مصادر تشريعي نيست، بلكه ايشان في نفسه مصدري براي تشريع احكاماندو در مواردي كه به نقل روايات و احاديث پيامبر اكرم (ص)اقدام كردهاند، يا به جهت اهميّتِنقلِ اصلِ روايت و انتساب آن به پيامبر (ص)بوده و يا به سبب اتمام حجّت بر ديگران، و چه بساعلل و انگيزههاي ديگري در ميان بوده است كه ما از آن آگاه نيستيم.2



افعال معصومين (ع)به جهت برخورداري از ملكه عصمت، حدّاقل بر مباح بودن فعل مذكور دلالتميكند و اگر امام معصوم (ع) فعلي را انجام ندهد، اين امر اقلاًّ دليل بر عدم وجوب آن فعل است. دلالتافعال معصومين در اين حدّ قطعي و مسلّم است، امّا احكام وجوب و حرمت و استحباب و ... معمولاً به سببوجود قرائتي ثابت ميشود كه بر بيش از سند اباحه و عدم آن دلالت كند.3



امّا تقرير معصوم بيشك در جواز انجام كار خاصّي ظهور دارد كه احتمال حرمت آن نيز وجود داشته باشد،و نيز بر مشروعيّت و صحّت اعمال عبادي و معاملات دلالت ميكند. البته تقريرِ بيان حكم نيز همانند تقريرفعل است، 4 امّا اين كه ملاك حجّيّت چيست، معلوم شد كه عبارت است از: اتصال به منبع وحي و علم الهي ودارا بودن ملكة عصمت؛ و چنانچه كسي به جز پيامبر اكرم و امامان معصوم (ع)يافت شود كه از اينملاكها برخوردار باشد، ميتوان به حجّيّت سنت او همانند سنت نبي مكرم اسلام و ائمه اهل بيت (ع) حكم نمود. امّا بيترديد نميتوان كسي را يافت كه داراي شرايط مذكور باشد، مگر فاطمه زهرا (س) را!حق اين است كه قدر و منزلت فاطمه زهراء (س) ناشناخته مانده و به خصوص مقام و شخصّيت علميآن شفيعه دو سرا مجهول و پوشيده است و شايد تعبير بهتر آن باشد كه بگوييم: به منزلت علمي حضرتصديقة طاهره (س) توجه و اهتمام لازم نشده است و گواه بر اين مطلب اين كه از سخنان، خطبهها وروايات ايشان در مسائل فقهي و استنباط احكام شرعي بهره گرفته نميشود و اين كلمات نوراني در زمره ادلّهشرعي و مؤيداتي كه بتوان در استنباط احكام شرعي به آنها اعتماد كرد، قرار نميگيرند. اين در حالي است كهفاطمه زهراء (س)پس از امامان معصوم (ع)تنها كسي است كه واجد شرايط ياد شده و منزلتمذكور است.



ما در اين مقال بر سر آن نيستيم كه به بحث فقهي در خصوص اقوال و روايات صديقة كبري' (س) بپردازيم، بلكه با توجه به بضاعت نويسنده و ظرفيت نوشتار، ضمن اشارهاي به مقامات علمي حضرتش،نگاهي به روايات فقهي آن سرور بانوان عالَم خواهيم افكند.



مقامات علمي حضرت زهرا (س)



خانه و خانوادهاي كه فاطمه زهراء (س)در آن پرورش يافت، بيت وحي و خاندان علم و معرفت الهيبود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص)بيانگر علوم و معارف رباني و شارع احكام الهي و خانهاشمهبط ملائكه و منزلگاه حاملان وحي بود، و فاطمه (س)بيشك از اين درياي بيكران علم و دانش توشههابرگرفت و حكمتها آموخت. همين سيره پسنديده پس از ازدواج و رفتن به خانه شوهر نيز ادامه يافت؛شوهري كه نزديكترين مردمان به منبع وحي و كسي كه پيامبر او را «باب مدينه علم» خود ناميده و فرموده بود:«عالِمترين شما علي است»! كسي كه تمام علوم و معارف الهيّه را كه در گنجينه سينه پيامبر (ص)بود، از آن گرامي فراگرفت و آموخت. آري، حضرت فاطمه زهراء (س)در كنار چنين همسري كه خزانهعلم خداوند و پيامبرش بود، از معارف ديني بهرهمند ميشد و در اكتساب اين علوم ازپيامبر اكرم (ص)، شريك همسرش بود. اميرالمؤمنين عليه السّلام در اين باره فرموده است:



«كنت ادخل علي رسولالله كلّ يومٍ دخلة و كل ليلةٍ دخلةً، فيخليني فيها اَدور معه حيثما دار، و قدعلم اصحاب رسولالله أنه لم يصنع ذلك باحد من الناس غيري، و ربما كان ذلك في بيتي، يأتينيرسول الله اكثر ذلك في بيتي، و كنت اذا دخلت عليه بعض منازِلِه اخلاني، و اقام عني نساءه، فلايبقي عنده غيري و إذا اتاني للخلوةِ معي في بيتي لم تقم عنه فاطمة و لا احد من بَنِيَّ ... فما نزلتعلي رسول الله آية من القرآن الاّ اَقرأَنيها و اَملاها عليّ فَكَتَبتُها بخطي و علَّمَني تاويلَها وتفسيرَها و ...».5



«من هر صبح و شام بر رسول خدا وارد ميشدم و او با من خلوت ميكرد و من در هر آنچه بر اوميگذشت با او بودم، و اصحاب رسول خدا ميدانستند كه او به جز من با هيچ يك از مردمچنين نميكند. چه بسا اين خلوت در خانه من بود و رسول خدا بيشتر به خانه من ميآمد. هرگاهمن به منزل او وارد ميشدم، با من خلوت ميكرد و همسرانش را از نزد من بيرون ميبرد و كسيجز من نزد او نميماند و هنگامي كه آن حضرت به قصد خلوت به خانه من ميآمد، فاطمه وهيچ يك از فرزندانم از نزد او بر نميخاستند ... پس آيهاي بر رسول خدا (ص)نازل نشد، مگر كه آن را بر من خواند و املاء كرد و من آن را نوشتم و تأويل و تفسير و ... آن را بهمن آموخت ...».



اهل بيت (ع)وارثان علم و معرفت نبوي و حاملان دانش الهياند و در اين باره توصيفات بسياري اززبان رسول خدا (ص)و ائمه اطهار (ع)بيان شده است. امام صادق عليه السّلام فرمودهاست:



«إِنّ'ا اهلُ بَيتٍ عِندَنا معاقلُ العِلم و آثارُ النّبوةِ و علمُ الكتابِ ...»



«ما اهل بيتي هستيم كه جايگاههاي دانش و آثار نبوت و علم كتاب نزد ماست».6



در زيارت جامعه كبيره كه توصيف جامعي از اهل بيت (ع)ارائه داده، از ائمّة هُدي' (س)باعناويني چون «خُزّانُ العِلم» و «عَيبةُ عِلمِه» و «حَملةُ كتابِ الله» ياد شده است. اين تعابير تصريح به مقاماتعلمي و جايگاه والاي دانش و معرفت اهل بيت دارد كه حضرت فاطمه زهراء (س)نيز در زمره آن گرامياناست. اين كه فاطمه زهراء (س)يك تن از اهل بيت پيامبر است، نياز به تأكيد و اثبات ندارد و آيات قرآني و روايات صحيح مبين اين واقعيت است كه بارزترين آنها آيه تطهير و حديث كساء مي باشد . در اين خصوص روايت ذيل از ابن عباس جالب توجه است . وي مي گويد :



روزي رسول خدا (ص) نشسته بود و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) نزد او بودند . در اين حال در اين حال پيامر فرمود : بار خدايا ! تو مي داني كه اينان اهل بيت من و محترم ترين مردم نزد منند ، پس هر كس آنها را دوست بدارد تو نيز او را دوست بدار ... » . 7



بنابراين فاطمه زهرا (س) از كليه مقامات اهل بيت (ع) و تمامي توصيفاتي كه درباره علم و معرفت و عصمت ايشان شده ، برخوردار است ، جز آنكه در روزگار او امام منصوب و منصوص از جانب خداي متعال ، امير مؤمنان علي (ع) بوده و حضرت صديقه كبري (ع) نيز به امامت آن گرامي اقتدا نموده است . دركنار اينها بايد به اين نكته توجه داشت كه صديقه كبري (س) همانند ائمه معصومين (ع) محدث بود و از اين طريق با سرچشمه علمالهي اتصال داشت . سليم بن قيس ضمن روايتي در اين باره ميگويد :



« از محمدبن ابي بكر پرسيدم : آيا علي (ع) محدث بود؟گفت: بلي ، گفتم : آيا ملائكه به جز انبياء با كسي سخن ميگويند ؟.... گفت بلي ، فاطمه (س) نيز محدثه بود ،ولي پيامبر نبود » . 8



به علاوه در روايات فراواني تاكيد شده است كه پس از رحلت پيامبر (ص) كه فاطمه زهرا (س) دچار حزن و اندوه بسيار بود . به امر خداوند جبرئيل به نزد او ميآمد و مطالبي را بازگو ميكرد . اين مطالب كه توسط امير المؤمنين (ع) نوشته ميشد ، عنوان « مصحف فاطمه » يافت و همراه ساير كتب آسماني و كتابهاي اميرالمؤمنين (ع) در اختيار ائمه اطهار (ع) قرار داشت و بدان استثنا ميكردند. 9



اما آن چه بيش از همه گواه بر مقام علمي حضرت فاطمه زهرا (س) است ،روايات و سخنان نقل شده از ايشان است كه اگر چه به سبب عمر كوتاه آن گرامي در مقابل روايات امامان (ع) اندك است * اما سرشار از علم و معرفت ميباشد . مجموع سخنان و روايات حضرتش كه به دست ما رسيده ، شامل چند خطبه و نزديك به يكصد سخن است كه روايات مذكور را بر حسب موضوعات ميتوان تقسيم بندي و در عناوين : احكام ،اخلاق ،آداب و سنن ، مناجات و نيايش ،عقايد و .... قرار داد . خطبه ها نيز بنا به شرايط و موقعيتي كه بيان شدهاند ، حاوي مطالب سياسي ، اجتماعي ، اعتقادي و فقهي ميباشند كه با دقت و بررسي ميتوان اين مطالب را از آنها استخراج كرد.



مجموع روايات فقهي و فرازهايي از خطبه ها كه صراحتاً به احكام فقهي اشاره دارند ،حدود سي مورد است . البته بايد توجه داشت كه خطبههاي طولاني و مفصل حضرت فاطمه زهرا (س) كه مشتمل بر ابواب مختلف معرفتي است ،در نگرشي فقاهتي ميتواند در استنباط بسياري از احكام مورد استفاده قرار گيرد كه اين امر نيازمند تخصصي و فقيهانه است » . 10



علاوعه بر روايات و خطبهها كه ميتوان آنها را سنت قولي فاطمه زهرا (س) ناميد ، سيره آن گرامي نيز كه همان سنت فعلي است ، به عنوان مصدري براي تشريع احكام ميتواند به كار گرفته شود . سيره عملي حضرت صديقه طاهره (س) كه بخشهاي زيادي از آن چه در زمان حيات پيامبر و يا بعد از آن نقل شده است ، از نكات و ظرايف بسياري برخوردار است كه توجه به آنها در مباحث فقهي ميتواند راهنما باشد .



اما روايات فقهي مذكور بر اساس موضوعات آنها بدين قرار است :



فلسفه وجودي احكام



حضرت فاطمه زهرا (س) در بخشي از خطبه مفصل خود كه در مسجد مدينه پس از وفات پيامبر (ص) ايراد فرمود ،ضمن اشاره به برخي احكام الهي ، فلسفه وضع اين احكام را بيان ميكند . مسلماً توجه به حقيقت احكام و حدود الهي و علل تشريع آنها در بحث هاي فقهي راه گشاست . ذيلاً توجه خواننده ارجمند را به فصلي از خطابه شريف آن گرامي جلب ميكنيم :



« ... فجعل الله الايمان تطهيرا لكم من الشرك و الصلاه تنزيهاً لكم عن الكبر و الزكاه تزكيه للنفس و نماء في الرزق و الصيام تثبيتاً للاخلاص و الحج تشييداً للدين و العدل تنسيقاً للقلوب و طاعتنا نظاماً للمله و امامتنا امانا من الفرقه و الجهاد عزاً للسلام و الصبر معونه استيجاب الاجر و الامر بالمعروف مصلحه للعامه و بر الوالدين وقايه من السخط وصله الارحام منماه للعدد و القصاص حقناً للدماء و الوفاء بالنذر تعديضاً للمفغره و توفيه المكائيل و الموازين تغييراً للبخس و النهي عن شرب الخمر تنزيها عن الرجس و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنه و ترك السرقه ايجاباً للعفه و حرم الله الشرك اخلاصاً له بالربوبيه ... » . 11



فاطمه زهرا (س) فرمود : خداوند ايمان را سبب تطهير شما از شرك قرار داد ، و نماز را عامل تثبيت اخلاص ،و حج را وسيله تقويت اسلام ، و عدالت را مايه هماهنگي دلها ،و اطاعت ما را باعث نظم ملت اسلام ،و امامت ما را امان از تفرقه و پراكندگي ،و جهاد را موجب عزت اسلام ،و صبر و شكيبايي را وسيله اي براي جلب پاداش حق ،و امر به معروف را براي اصلاح توده ها ، و نيكي به پدر و مادر را براي پيش گيري از خشم خداوند ،و صله رحم را جهت افزايش جمعيت ،و قصاص را براي حفظ نفوس ، و وفاء به نذر را موجب آمرزش ،و جلوگيري از كم فروشي را وسيله مبارزه با كمبودها ،و نهي از شرابخواري را براي پاكسازي از پليديها ، و پرهيز از تهمت ناروا را حجابي در برابر غضب پروردگار ، و ترك دزدي را براي حفظ عفت نفس ،و تحريم شرك را براي اخلاص و بندگي و ربوبيت خود مقرر داشت ... » .



روزه و شرايط روزه دار :



آن بانو در روايتي روح روزه و روزه داري را صيانت نفس از گناه بر ميشمرد و ميفرمايد :



«مايصنع بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه » 12 روزه دار هنگامي كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكند ، با روزه خود چه ميخواهد بكند؟!



روزه نذر :



وقتي امام حسن و امام حسين (ع) بيمار شده بودند ؛ حضرت زهرا (س) آنها را در آعوش گرفته ، نزد پيامبر (ص) برد و فرمود :



«ان بري ولداي مما بهما صمت الله ثلاثه ايام شكراً » 13



اگر پسرانم از بيماري بهبودي يابند ، سه روز براي سپاس به درگاه خدا ، روزه ميگيرم .



ارث و قوانين آن :



زماني كه ابوبكر بر مسند خلافت نشست و اموال فاطمه زهرا (س) در فدك و سهم ايشان در خمس را تصرف كرد ، حضرت به مسجد آمده ، در خطبه اي كه ايراد فرمود ، به او اعتراض نموده ،ضمن بيان قوانين ارث از كتاب خدا درباره حق خود مدعي شد و چنين فرمود :



« ايها المسلمون اغلب علي ارثيه ... افعلي عمد تركتم كتاب الله و نبذ تموه وراء ظهوركم اذ يقول :



و ورث سليمان داوود » .



و قال فيما اقتص من خبر يحيي بن زكريا قال :



« فهب لي من لدنك ولياً يرثني و يرث من آل يعقوب » .



و قال : « اولوا الارحام بعضهم اولي ببعض في كتاب الله » .



و قال : « يوصيكم الله في اولادكم للذكر مثل خط الانثيين » .



و قال : « ان ترك خيراً الوصيه للوالدين و الاقربين بالمعروف حقاً علي المتقين ... » 14



« اي مسلمانان ! آيا بايد ارث من به روز گرفته شود ... آيا عمداً كتاب خدا را ترك گفتيد و پشت سر افكنديد ؟ در حالي كه اين قرآن است كه مي فرمايد :



سليمان از داوود ارث برد ! و در بيان سرگذشت يحيي بن زكريا به نقل از زكريا مي گويد : خداوندا ! فرزندي نصيب من كن كه از من و آل يعقوب ارث ببرد!



و نيز ميفرمايد: خويشاوندان در ارث بردن از يكديگر نسبت به بيگانگان سزاوارترند!



و ميگويد: اگر كسي مالي از خود بگذارد، و براي پدر و مادر و بستگان به طرز شايسته وصيت كند، اين برهمه پرهيزگاران حق است ...



خمس و موارد مصرف آن:



باز آن حضرت در مقابله با ابوبكر درباره اموال غصب شده خود فرمود:



«لقد علمتَ الذي ظلمتَنا عند اهل البيت من الصدقات و ما افاء الله علينا من الغنائم في القرآن من سهمِذوي القربي»



«و اعلموا انما غنتم من شيئيٍ فان لِلّ'ه خمسه و للرسول و لذي القربي».



قال ابوبكر : يُسلَمُ اليكم كاملا ؟



قالت : افلك هو؟ و لاقربائك ؟!



قال ابوبكر: اصرفُ في مصالح المسلمين؛



قالت: ليس هذا حكم الله تعالي ان رسول الله لم يعهد اليّ في ذلك بشيئي الاّ اني سمعته يقول لنا انزلت هذهالاية: «واعلموا انما غنتم ...» اَبشِروا آل محمّد فقد جاءكم الغني.



حضرت زهرا عليهاالسلام در اين احتجاج فرمود :



ابابكر! تو خوب ميداني چه ظلمي به ما اهل بيت روا داشتي درباره صدقات و سهم ذوي القربي، كهخداوند از غنائم به ما اختصاص داد و در قرآن فرمود:



بدانيد آن چه غنيمت ميگيريد، خمس آن براي خدا و رسول و ذوي القربي' است؛



ابوبكر گفت : آيا كاملاً به شما داده ميشود؟



حضرت فرمود : مگر اينها براي تو و خويشان توست؟!



ابوبكر گفت : من آن را در مصالح مسلمانان مصرف ميكنم.



حضرت فرمود : امّا اين حكم خداي متعال نيست. رسولخدا (ص) در اين باره به منتوصيهاي نكرد، جز اينكه وقتي آيه «وَاعلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُم ...» نازل شد، شنيدم كه پدرم فرمود: ايآل محمّد! مژده باد كه ثروت و بينيازي به سوي شما آمد!



همچنين صديقه كبري' عليهاالسلام در همان خطبهاي كه در مسجد مدينه ايراد كرد، موارد مصرف «خمس» و«فِيء» را كه در قرآن آمده به تفصيل بيان نمود و فرمود:



«امّا فدك فان الله عز و جل انزل علي نبيه قرآناً يأمر فيه باتيان حقي قال الله:



ف'اتِ ذالقربي' حقَّه؛



فكنت انا وَ وَلَديَّ اقرب الخلايق الي رسول الله فَنَحَّلَني و وَلَديّ فدكاً فلما تلي' عليه جبرئيل:



و اليتامي' و المساكينَ و ابنَ السبيل،



قال رسول الله: اليتامي' الذين يأتَموّن بالله و برسوله و بذي القربي، و المساكين الذين اَسكَنُوا معهم في الدنياو الاخرة و ابنَ السبيل الذي يسلُكُ مَسلَكَهُم،



قال عمر: فاذا الخمس و الفيء كله لكم و لمواليكم؟!



قالت: امّا فدك فاوجبها الله لي و لِوَلَديَّ دون موالينا و شيعتنا، و امّا الخمس فقسّمه الله لنا و لموالينا واشياعنا كما يُقرأُ في كتابالله.



قال عمر: فما لساير المهاجرين و الانصار و التابعين؟



قالت: ان كانوا موالينا من اشياعنا فلهم الصدقات التي قسّمها الله و اوجبها في كتابه فان الله رضي بذلك ورسوله رضي به.15



حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: امّا دربارة فدك، خداوند در قرآني كه بر پيامبرش نازل نمود، فرمان داد كهپيامبر حقّ مرا بدهد و فرمود:



حق نزديكانت را بده!



و من و دو فرزندم نزديكترين مردم به رسول خدا بوديم و او فدك را به من و فرزندانم بخشيد و هنگاميكه جبرئيل اين آيه را بر او خواند كه:



«و اليَتامي' و المساكينَ و ابن السبيل (حق آنها را بده) ...».



رسول خدا فرمود: يتيمان در اين آيه آنانند كه به خدا و رسول خدا و ذوي القربي اقتدا كنند و مساكينكساني هستند كه با آنها (خدا و پيامبر و آل او) در دنيا و آخرت سُكني گزينند و ابن السبيل كسي است كهبه راه آنها برود.



عمر گفت: آيا در اين صورت خمس و فيء كاملاً براي شما و مواليان شماست؟!



فرمود: امّا فدك را كه خداوند فقط براي من و فرزندانم واجب كرده است نه مواليان و شيعيانمان؛ وليخمس را براي ما و شيعيان ما تقسيم كرده است چنانكه در كتاب خداست.



در اين حال عمر پرسيد: پس چه بهرهاي براي مهاجرين و انصار و تابعين خواهد بود؟



فرمود: اگر از مواليان و شيعيان ما باشند، صدقاتي كه خداوند در كتابش بيان كرده و تقسيم نموده و واجبگردانيده براي آنهاست، كه خداوند و رسول او به اين امر خشنودند.



وصيت



حضرت فاطمه عليهاالسلام پيش از وفات به طور كتبي و شفاهي به اميرالمؤمنين عليهالسلام وصيت نمود. اينوصايا بيانگر مواردي است كه شخص ميتواند درباره آنها وصيت كند، از آن جمله محل دفن، چگونگي تشييعجنازه، غسل و غسل دهندگان، برگزاري نماز ميت و ... در اين وصايا كه حضرت بخشي از آن را خطاب بهاسماء و تمام آن را به امام اميرالمؤمنين عليه السلام بيان فرموده چنين آمده است :



«قالت يا اسماء! اذا انا متُّ فاغسليني انتِ و علي ابن ابيطالب و لا تُدخِليني عليَّ احداً».16



اي اسماء! وقتي من از دنيا رفتم، تو و علي بن ابيطالب مرا غسل دهيد و كسي را بر جنازه من وارد نكنيد.



«قالت لا تُصلّي عليَّ امةٌ نقضت عهدَالله و عهدَ ابي رسولِ الله في اميرالمؤمنين عليٍّ و ظلموا لي حقي ...».17



و باز فرمود: امتي كه عهد خدا و پدرم رسول الله را درباره امير المؤمنين علي شكستند و در حق من ظلمكردند بر من نماز نگذارند ...



«قالت: و لا تدفِني الا ليلاً و لا تُعلِم احدأ قبري».18



و نيز فرمود: مرا فقط شبانه دفن كن و كسي را از محل قبرم آگاه نكن.



درباره وصاياي حضرت زهراء روايات بسياري نقل شده كه نيازمند بحثي دقيق است.



شهادت و بينه



حضرت فاطمه زهراء عليهاالسلام در احتجاجات خود با ابوبكر براي مطالبه حق خويش در فدك، به ارائهشاهد و بينه نيز توجه داشت، زيرا از نظر غاصبان فدك او مدعّي حقّي بود و ميبايست براي آن بيّنهاي بياورد،در اين حال آن گرامي كه خود را ذي حق ميدانست، براي ارائه بينه اعلام آمادگي كرده، فرمود:



«هذا اول شهادةِ زورٍ شهدا بها في الاسلام فان فدكاً انما هي تَصدَّقَ بها عليّ رسول الله ولِيَ بذلك بينة».19



اين اولين شهادت دروغي است كه آن دو ـ عمر و ابوبكر ـ در اسلام به آن گواهي دادند ـ مبني بر اين كهپيامبر فرمود: «ما پيامبران ارث نميگذاريم» ـ به راستي كه فدك را رسول خدا فقط به من بخشيد و من براين امر بينه دارم.



آنگاه فرمود: «عليٌّ و ام ايمن يُشهِدان بذلك».20



علي و ام ايمن به اين امر (بخشش فدك) شهادت ميدهند.



مالكيت و قاعده يد



فاطمه زهرا عليهاالسلام در مناظرهاي كه با ابوبكر و عمر در قضيه غصب فدك دارد، درباره حق خود نسبت بهفدك و مالكيت آن به قاعده «يَد» استشهاد ميكند و آنها را كه خواستار شاهد و بينه بودند، محكوم ميسازد.بنگريد:



قالت: «اليست فدكُ في يَدي و فيها وكيلي و قَد اكلتُ غَلّتَها و رسولُ اللهِ حيٌّ؟



قالا: بلي،



قالت: فَلِم تسألاني في البينة علي ما في يدي؟»



آن حضرت فرمود: آيا فدك در دست من نبود؟ و وقتي رسولخدا زنده بود، آيا نماينده من در آن نبود ومن از غلّه آن نميخوردم ؟



گفتند: آري،



فرمود: پس چرا درباره آنچه در دست من بوده از من شاهد و بينه ميطلبيد؟!.21



حرمت شراب



اميرالمؤمنين عليه السّلام نقل ميكند كه فاطمه سلاماللهعليها فرمود:



«قال لي رسول الله: يا حبيبة ابيها! كل مسكر حرام و كل مسكر خمرٌ».22



رسول خدا به من فرمود: اي محبوبه پدر! هر مست كنندهاي حرام است و هر مست كنندهايخمر است.



همچنين آن حضرت به نقل از پدر بزرگوارش فرمود: «من شرب شربة فلذَّ منها لم تقبل صلاتُه اربعين يوما وليلة:23 كسي كه شراب بنوشد و لذّت ببرد، نماز او چهل شبانه روز پذيرفته نگردد».



گوشت قرباني



ام سليمان ميگويد: نزد عايشه همسر رسول خدا رفتم تا درباره گوشت قرباني بپرسم، گفت: پيامبر ابتدا ازآن نهي كرده بود ولي بعد اجازه داد. زماني كه علي بن ابيطالب عليهالسلام از سفر آمد، فاطمه عليهاالسلام مقدارياز گوشت قرباني براي او برد. علي عليهالسلام گفت: مگر رسول خدا (ص)از خوردن آن نهينكرده بود؟ فاطمه عليهاالسلام گفت:



«انه رُخِصّ فيها : به خوردن آن اجازه داده شد».24



واجبات و مستحبات در غذا خوردن



قالت: «في المائدة اثنتا عشرةَ خصلةً يَجِبُ علي كل مسلم ان يعرفها، اربع فيها فرض و اربع فيها سنّة و اربعفيها تاديب. فامّا الفرض فالمعرفة و الرضا و التسليم و الشكر، فامّا السنة فالوضوء قبل الطعام و الجلوسعلي الجانب الايسر و الاكل بثلاث اصابع فامّا التاديب فالاكل بما يليك و تصغير للقمة و المضغ الشديد وقلّة النظر في وجوه الناس».25



حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: در خوردن غذا دوازده ويژگي وجود دارد كه بر هر مسلماني دانستن آنهاواجب است. چهار نكته آن واجب، چهار ويژگي مستحب و چهار خصلت نشانه ادب است.



امّا چهار ويژگي واجب عبارتست از: شناخت، رضايت، تسليم و شكر گذاري در برابر خداوند؛ و نكاتمستحب آن عبارتست از : وضو داشتن پيش از غذا، نشستن در موقع غذا خوردن، نشستن بر جانب چپو خوردن غذا با سه انگشت؛ و نشانههاي ادب آنست كه : از غذايِ جلو (و در دسترس) خوردن، لقمه راكوچك برداشتن، خوب جويدن، به ديگران كم نگاه كردن.



احكام نگاه



اميرالمؤمنين عليه السّلام ميگويد: نزد پيامبر بوديم. آن حضرت از فاطمه عليهاالسلام پرسيد چه زيوري برايزنان نيكو و رواست؟ او فرمود:



«خيرٌ للِنّساء ان لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال».26



بهترين زيور براي زنان اين است كه مردان (نامحرم) را نبينند و مردان (نامحرم) نيز آنها را نبينند.



نيز نقل شده است روزي مرد نابينايي پس كسب اجازه به منزل علي عليه السّلام وارد شد وپيامبر (ص)ـ كه در منزل حضور داشت ـ مشاهده كرد حضرت زهرا عليهاالسلام با ورود آن نابينا ازجاي برخاست و خارج شد. پيامبر (ص)فرمود: دخترم اين مرد نابيناست؛ فاطمه سلاماللهعليهاعرضه داشت:



«ان لم يكن يراني فاني اراه و هو يشمّ الريح».27



اگر او مرا نميبيند، من او را ميبينم و او بوي مرا استشمام ميكند.



در پايان يادآوري اين نكته ضرورت دارد كه آن چه در اين جا از سخنان آن بانوي گرامي در حوزة احكام و فقهارائه شد، تمامي روايات فقهي مأثوره از حضرتش نيست و فقط نمونههايي از سخنان نوراني دخت گرانقدرپيامبر (س) بود و بررسي و دقت فقيهانه در كليه روايات و خطبههاي آن سرورِ بانوان عالَم ما را به دقائقعلميِ بيشتري رهنمون ميشود و اين وظيفهاي است كه انجام آن از فقيهان عاليقدر شيعه ـ اين مرزبانان مكتباهلبيت (ع)ـ انتظار ميرود.

پاورقي

1-رك : مظفر،محمدرضا ، اصول الفقه ،2، 63.



2- همان .



3- همان ، 65.



4- همان.



5- مجلسي ، بحار الانوار ، ج 2 ،ص 238.



6- مفيد، الاختصاص ، ص 309 و همان 308 و بحار الانوار 26/32.



7- بحار الانوار 43/44.



8- بصائر الدرجات ، ص 109.



9- بحار الانوار 26/44.



10- چنين كاري در كتاب « من فقه الزهراء» در حديث شرح حديث كساء و خطبه هاي حضرت فاطمه (س) صورت گرفته است .



11- طبرسي ، احتجاج ، 1/194.



12- عوالم العلوم ،11/625.



13- اربلي ، كشف الغمه 2/49.



14- طبرسي ، احتجاج ، 1/195.



15- كشف الغمه 2/37.



16- انساب الاشراف ، 450 و فرهنگ سخنان حضرت فاطمه ،مرحوم محمد دشتي ،272.



17- ديلمي ، ارشاد القلوب ، 263.



18-بحار الانوار ، 43/209.



19-عوالم العلوم ، 11/ 436.



20-طبرسي ، احتجاج 2/58.



21- مستدرك الوسايل 17/399.



22- طبري ،دلايل الامامه ، ص 3 .



23- عوالم العلوم ، 11/ 624.



24- فاطمه الزهراء بهجه قلب الرسول ، 268.



25- عوالم العلوم ،11/629.



26- كشف الغمه ،2/23.



27- مناقب ابن شهر آشوب 3/428.

شانه چي،حسن