بازگشت

تظلم‎خواهي حضرت زهرا(عليهاالسلام) در قيامت


يکي از مواردي که در روايات ذکر شده چگونگي ورود حضرت فاطمه (عليهاالسلام) به محشر و درخواست حکم و عدالت خداوند در باب ظلم‎هايي است که به ايشان و فرزندانش شده است.



شيخ صدوق در كتاب امالى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) روايت نموده است :



هنگامى كه روز قيامت فرا مى‎رسد دخترم فاطمه در حالى مى‎آيد كه بر يكى از ناقه‎هاى بهشتى سوار است و از دو پهلوى آن ناقه حريرهاى بهشتى آويزان، مهار آن از مرواريد تازه، پاهايش از زمرد سبز، دُم آن از مشگ ناب، ديدگانش از درّ و ياقوت سرخ خواهد بود.



قبه‎اى از نور بر پشت آن ناقه نصب شده كه اندرون آن از بيرون آشكار، درون آن حاوى عفو پروردگار و بيرون آن رحمت خداوند رحيم است .



فاطمه تاجى از نور بر سر دارد كه داراى هفتاد پايه باشد، هر پايه‎اى از آن به وسيله مرواريدى مرصع و نظير ستاره‎اى درخشان خواهد بود.



ايشان عموما در حالى كه ملائكه رحمت پروردگار آنان را احاطه كرده باشند مى‎آيند. سپس فاطمه جلو مى‎رود تا ايشان را داخل بهشت نمايد.



در طرف راست و چپ فاطمه هر كدام هفت هزار ملك خواهد بود.



جبرئيل كه در آن هنگام مهار ناقه فاطمه را گرفته است با صداى بلند خواهد گرفت: چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر حضرت محمد عبور نمايد.



در آن روز هيچ پيغمبر و رسول و صديق و شهيدى نيست مگر اينكه ديدگان چشمان خود را مى‎بندد تا اين كه زهرا از صحراى محشر عبور نمايد.



هنگامى كه آن بانو به زير عرش پروردگار مى‎رسد، از آن ناقه پايين مى‎آيد و مى‎گويد: اى پروردگار! ببين من و آن افرادى كه در حق من ظلم نمودند و فرزندان مرا شهيد كرده‎اند قضاوت كن .



آنگاه از طرف خداوند رئوف ندا مى‎رسد: اى حبيبه و فرزند رسول من، از من بخواه تا عطا نمايم، شفاعت كن تا من بپذيرم، به عزت و جلال خودم كه امروز ظلم و ستم هيچ ستمگرى از نظر من محو نخواهد شد.



در همين زمان است كه مى‎گويد: بار خدايا! فرزندان، شيعيان، دوستان، و دوستان دوستان فرزندان مرا به من ببخش !



آنگاه از طرف پروردگار جهان منادى ندا مى‎كند: فرزندان، شيعيان، دوستان، و دوست دوستان ذريه فاطمه كجايند؟ ايشان عموما در حالى كه ملائكه رحمت پروردگار آنان را احاطه كرده باشند مى‎آيند. سپس فاطمه جلو مى‎رود تا ايشان را داخل بهشت نمايد.(1)



در عيون اخبار الرضا (عليه‎السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) روايت شده است :



دخترم فاطمه در حالى وارد صحراى محشر مى‎شود كه لباس‎هايى غرق به خون همراه خود دارد. وى پايه عرش را مى‎گيرد و مى‎گويد:



اى خداى عادل و عالم ! بين و من آن افرادى كه فرزندان مرا كشتند، حكم كن !



به حق خداى كعبه كه آن روز پروردگار عادل براى دخترم (به حق) قضاوت خواهد كرد.(2)

پاورقي

1- امالى شيخ صدوق، ص 25، ش 4.



2- عيون الاخبار، ج 2، ص 8، ش 21.

مهري هدهدي