بازگشت

اقتدا و توسل به حضرت فاطمه زهرا (س)


از ديگر مناقبي که وجود مقدس حضرت زهرا سلام اللَّه عليها با پدر و همسر و فرزندانش مشترك است، در اهتدا و اقتدا و تمسك است، يعنى هدايت يافتن و پيروى كردن مردم از آنان و در موقع نياز، متوسل شدن به آنان.

انس بن مالك روايت مى كند:

«صلى بنا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم صلوة الفجر، فلماانفتل من الصلوة اقبل علينا بوجهه الكريم، فقال: معاشر المسلمين، من افتقد الشمس فليستمسك بالقمر، و من افتقد القمر فليستمسك بالزهرة، و من افتقد الزهرة، فليستمسك بالفرقدين. فقيل: يا رسول اللَّه، ما الشمس و القمر، و ما الزهره و ما الفرقدين؟ فقال: انا الشمس و على القمر و فاطمه الزهره و الحسن و الحسين الفرقدان، و كتاب اللَّه لا يفترقان حتى يردا على الحوض». (1)

«روزى پيامبر اكرم با ما نماز صبح بجاى آورد، و پس از فراغت از نماز روى مباركش را به سوى ما گردانيد: و فرمود: اى جماعت مسلمانان، هر كس كه آفتاب را از دست بدهد، پس بايد به ماه تمسك جويد، و در فقدان ماه دست به دامان زهره شود، و اگر زهره را نيابد به دو ستاره ى فرقدان پناه آورد. از پيامبر اكرم سؤال شد كه يا رسول اللَّه مقصود از آفتاب و ماه و زهره و فرقدان ( دو ستاره نورافشان چيست؟ فرمود: من آفتابم، على ماه، و فاطمه زهره است و دو ستاره حسنين هستند. آنان با كتاب خدا دو دستاويز بشرند و همواره بهم پيوسته اند و هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر به من ملحق شوند».

روايت فوق را ابو اسحاق ثعلبى در عرائس نقل كرده است.

نطنزى نيز در الخصائص العلويه اين روايت را بدينگونه نقل مى نمايد كه حضرت رسول فرمود:

«اطلبوا الشمس، فاذا غابت، فاطلبوا القمر، و اذا غاب القمر فاطلبوا الزهره، و اذا غابت الزهره، فاطلبوا الفرقدين. قلنا: يا رسول اللَّه، من الشمس؟ قال: انا. و من القمر؟ قال: على. فمن الزهره؟ قال فاطمه. قلنا: فمن الفرقدان؟ قال: الحسن والحسين». (2)

«آفتاب را بيابيد، و اگر آفتاب غروب كرد، ماه را طلب كنيد. در صورتيكه ماه از نظرها پنهان شد، زهره را بطلبيد، و اگر زهره ناپديد شد دو ستاره ى فرقدين رابجوييد.سؤال شد يا رسول اللَّه مقصود از شمس و قمر و زهره فرقدين چه كسانى هستند؟ فرمود: من آفتابم، على ماه، و فاطمه زهره است، و حسن و حسين دو ستاره فرقدان».

اين روايت را صاحب «روضة الصفاء» (3) و «حبيب السير» (4)

با عبارات ديگر از جابربن عبداللَّه نقل كرده اند كه حضرت رسول فرمود:

«اهتدوا بالشمس، فاذا غابت الشمس فاهتدوا بالقمر، و اذا غاب القمر فاهتدوا بالزهره، و اذا غابت فاهتدوا بالفرقدين. فقيل: يا رسول اللَّه من الشمس؟ قال: انا. من القمر؟ على بن ابى طالب، من الزهرة؟ الزهراء سلام اللَّه عليها. و الفرقدان؟ هما الحسنان». (5)

روايت مورد بحث را جمعى از دانشمندان شيعه نيز از جابر بن عبداللَّه نقل كرده اند. (6)

شيخ صدوق رحمه اللَّه عليه نيز در معانى الاخبار اين حديث را ذكرنموده است با اين تفاوت كه بجاى كلمه ى «اهتدوا» كلمه ى «اقتدوا» آورده است. در اكثر اين روايات كه از شيعه و سنى منقول است گفتار پيامبر با اين جمله خاتمه مى يابد: «كتاب خدا و عترت من بهم پيوسته است و هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر به من ملحق شوند» (7)و خود اين مطلب موضوع بسيار فوق العاده و مهمى است. (8)

از روايات مذكور كاملا روشن است كه حضرت صديقه سلام اللَّه عليها در مراتب و مناقب گفته شده، هم رديف رسول اكرم، اميرالمؤمنين و حسنين عليهم السلام است و در مقام تمسك،اهتدا و اقتدا همانند آنان مى باشد، و اگر در ولايت عصمت نظير پيامبر اكرم، على، و حسنين نبود، امر هدايت يافتن، و پيروى مردم از او، و توسل هر بشرى در مشكلات به او، كارى بيهوده و گزاف مى بود. حضرت زهرا عليهاالسلام يكى از ذخائرى است كه حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بعد از خود باقى گذاشته است و در اين باره مى فرمايد:

«انى مخلف فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى». (9)

«من در ميان شما دو وزنه ى سنگين باقى مى گذارم، كتاب خدا و خاندان من».

و حضرت صديقه سلام اللَّه عليها يك تن از عترت پيامبر، و زهره اى است كه در مدار عصمت و ولايت، با شمس و قمر و فرقدين هم رتبه و هم درجه است، اگر چه نور شمس و قمر بر نور زهره غلبه دارد و با وجود خورشيد و ماه نمى توان نور زهره را مشاهده كرد، و گوئى پيامبر اكرم با تقدم و تاخر اسامى پنج تن در همه ى روايات و با ترتيب مشخص و معين مى خواهد بيان فرمايد كه اميرالمؤمنين عليه السلام از زهرا عليهاالسلام افضل است، و مقام زهرا تالى و بلافاصله بعد از اميرالمومنين است و اگر چنين نبود، شايسته بود كه اول نام حضرت زهرا ذكر شود.

ترتيب اسماء پنج تن، در آسمانها، در عرش، در كرسى، در جنت و در ساير مواقف كه نوشته شده و يا مورد خطاب خدايى بوده اند به همين سبك و نسق بوده است. رسول خدا در هر جا كه سخن از پنج تن است، ابتدا نام خودش را ذكر مى كند، بعد اميرالمؤمنين و سپس حضرت صديقه را، و در تمام اخبار و احاديث اين ترتيب اسماء مراعات شده است، لذا معلوم مى شود كه مقام حضرت زهراء عليهاالسلام تالى و بلافاصله بعد از اميرالمؤمنين است، اگر چه، پنج تن در مناقب و فضائل و مطالبى كه گفته شد، هم رديف، هم درجه و يكسانند، با وجود اين مقام آنان در مراتب و مدراج ديگر ممكن است با هم اختلاف داشته باشد، ولى آنچه محققا از ترتيب اسامى آنها در كلام پيامبر مى توان استفاده كرد، اين است كه رسول اكرم داراى عاليترين مقام، و اميرالمؤمنين پس از پيامبر، و حضرت زهرا سلام اللَّه عليها بعد از او، حسنين پس از فاطمه، صاحب والاترين مقام در جهان آفرينش هستند.

و ما اين مطلب را نيز ثابت خواهيم كرد كه حضرت زهرا عليهاالسلام از يازده امام ديگرافضل تر و برتر مى باشد، و اگر جز اين يك منقبت، فضيلت ديگرى در شان او نبود، همين براى اثبات مقام ولايت آن حضرت كافى بود. پيامبر اكرم براى امت خود، نمونه ها و يادگاريهاى پاينده اى بعد از خودش بر جاى نهاده است: يادگاريهاى پاينده اى بعد از خودش بر جاى نهاده است: يادگاريهايى كه در هر زمان و مكان، در زمينه هاى علمى، عملى، تمسكى، اقتدايى، و اهتدايى و... جوابگوى جميع نيازهاى بشرى باشند.

حضرت صديقه سلام اللَّه عليها در تمام شئون مذكور سهيم و مشترك است، به عبارت ديگر چنان كه على بن ابى طالب مقتداى ما، هادى ما، رهنماى ما، و ولى ماست، عينا حضرت زهرا سلام اللَّه عليها نيز همانگونه است، نه تنها براى ما مسلمانان، بلكه براى جميع بشر از اولين و آخرين.




پاورقي



1ـ العرائس ( مخطوط). ( رجوع بفرماييد به حقاق الحق ج 24/ 250).

در معانى الاخبار شيخ صدوق اين حديث به دو طريق بصورتهاى زير آمده است:

( 1)- احمد بن ابى جعفر البيهقى، عن على بن جعفر المدينى، عن ابى جعفر المحاربى، عن ظهير بن صالح العمرى، عن يحيى بن تميم، عن المعتمر بن سليمان، عن ابيه، عن يزيد الرقاشى، عن انس بن مالك، قال: «صلى بنا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم صلاه الفجر، فلما انفتل من صلاته اقبل علينا بوجهه الكريم، فقال: معاشر الناس، من افتقد الشمس فليتمسك بالقمر، و من افتقد القمر فليتمسك بالزهره، و من افتقد الزهره، فليتمسك بالفرقدين. قيل: يا رسول اللَّه، مالشمس و القمر و الزهره و الفرقدان؟ فقال: انا الشمس و على القمر و فاطمه الزهره و الحسن و الحسين الفرقدان، و كتاب اللَّه لايفترقان حتى يردا على الحوض».

(2)- محمد بن عمر ( و) بن على البصرى، عن عبداللَّه بن على الكرخى، عن محمد بن عبداللَّه، عن ابيه، عن عبدالرزاق الصنعانى، عن معمر، عن الزهرى، عن انس، قال: «صلى بنا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم صلاه الفجر، فلما انفتل من الصلاه اقبل علينا بوجهه الكريم على اللَّه عز و جل، ثم قال: معاشر الناس، من افتقد الشمس فليتمسك بالقمر، و من افتقد القمر فليتمسك بالزهره، و من افتقد الزهره، فليتمسك بالفرقدين. ثم قال رسول اللَّه: انا الشمس، و على القمر و فاطمه الزهره و الحسن و الحسين الفرقدان، و كتاب اللَّه لايفترقان حتى يردا على الحوض». ( معانى الاخبار ص 114- 115)[email protected] 2ـ الخصائص العلويه، فرائدالسمطين ج 2/ 16/ ح 361، شواهد التنزيل ج 2/ ح [email protected] 3ـ كتاب «روضه الصفاء»تاليف محمد بن خاوندشاه بن محمود معروف به ميرخواند متوفاى 903 يا 904 هجرى مى باشد.

4ـ كتاب «تاريخ حبيب السير فى اخبار افراد بشر»تاليف غياث الدين بن همام الدين شيرازى معروف به خواندمير متوفاى 941 هجرى است.

5ـ روضه الصفاء جلد 1/ جزء 3/ ذيل احوال حضرت حسين بن على عليهماالسلام، حبيب السير ج 1/ 35. همچنين مراجعه بفرماييد به: شواهد التنزيل- آيه ى ( اهدنا الصراط المستقيم)- ج 1/ ح 91، و مقتل الحسين خوارزمى ج 1/ 110.

ترجمه ى فارسى اين روايت چنين است: پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: «راه راست را با خورشيد بيابيد؛ آنگاه كه خورشيد پنهان گرديد راه راست را با ما بيابيد؛ و آنگاه كه ماه پنهان گرديد راه راست را با ستاره ى زهره بيابيد؛ و آنگاه كه ستاره ى زهره پنهان شد راه راست را با ستاره ى زهره بيابيد؛ و آنگاه كه ستاره ى زهره پنهان شد راه راست را با دو ستاره ى فرقدين بيابيد. به رسول خدا عرض شد كه: يا رسول اللَّه منظور از خورشيد چيست؟ فرمود: منظور من هستم. ماه كيست؟ فرمود: على بن ابى طالب. زهره كيست؟ فرمود: زهرا، و فرقدين نيز حسنين مى باشند».

6ـ معانى الاخبار ص 114- 115، امالى طوسى ج 2/ 130، 131، بحارالانوار ج 24/ 74، 75.

شيخ طوسى در امالى روايت جابر را با عباراتى آورده است كه نظر به اهميتى كه دارد ما آن را در اينجا عينا نقل مى كنيم:

«جماعه، عن ابى المفضل، عن الحسن بن على بن زكريا، عن محمد بن صدقه، عن موسى بن جعفر، عن ابيه، عن جده، عن جابرالانصارى، قال: صلى بنا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم صلاه الفجر، ثم انفتل و اقبل علينا يحدثنا، ثم قال: ايها الناس، من فقد الشمس فليتمسك بالقمر، و من فقد القمر فليتمسك بالفرقدين. قال: فقمت انا و ابوايوب الانصارى و معنا انس بن مالك، فقلنا: يا رسول اللَّه من الشمس؟ قال: انا. فاذا هو صلى اللَّه عليه و آله و سلم قد ضرب لنا مثلا، فقال: ان اللَّه تعالى خلقنا، فجعلنا بمنزله نجوم السماء كلما غاب نجم طلع نجم، فانا الشمس، فاذا ذهب بى فتمسكوا بالقمر. قلنا. فمن القمر؟ قال: اخى و وصيى و وزيرى و قاضى دينى و ابوولدى و خليفتى فى اهلى على بن ابى طالب. قلنا: فمن الفرقدان؟ قال: الحسن والحسين. ثم مكث مليا، فقال: هولاء و فاطمه و هى الزهره عترتى و اهل بيتى، هم مع القرآن، لايفترقان حتى يردا على الحوض». ( امالى طوسى ج 2/ 130، 131).

يعنى: جابر روايت مى كند كه «رسول خدا نماز صبح را با ما خواند و پس از اتمام نماز رو به ما نمود و با ما سخن گفت. حضرت فرمود: اى مردم، هركس كه خورشيد را از دست دهد بايد به ماه تمسك جويد، و هركس ماه را از دست دهد بايد به فرقدان متمسك شود.

جابر مى گويد: من و ابوايوب انصارى برخاستيم- انس بن مالك نيز بود- به پيامبر عرض كرديم: اى رسول خدا منظور از خورشيد چيست؟ فرمود: خورشيد، من هستم؛ آنگاه پيامبر براى ما مثالى زد، فرمود: خداى تعالى ما را خلق نمود؛ آنگاه ما را بمنزله ى ستارگاه آسمان قرار داد، هرگاه ستاره اى پنهان گردد ستاره ى ديگرى طلوع مى نمايد؛ پس (بدانيد كه) من خورشيدم و آنگاه كه من رفتم به ماه متمسك گرديد. گفتيم: منظور از ماه كيست؟ پيامبر فرمود: ماه، برادر و وصى و وزير و پرداخت كننده ى ديون من و پدر فرزندان من و جانشين من در ميان خاندانم يعنى على بن ابى طالب مى باشد. گفتيم: منظور از فرقدان چيست؟ فرمود: منظور حسن و حسين هستند. آنگاه پيامبر لحظه اى درنگ نمود و سپس فرمود: آنان و فاطمه- كه زهره مى باشد- خاندان و اهل بيت من هستند؛ آنان با قرآنند، و قرآن و اهل بيت من تا ( روز قيامت كه) بر من در كنار حوض ( كوثر)وارد مى گردند از يكديگر جدا نمى شوند.

7ـ العرائس ( مخطوط)، امالى طوسى ج 2/ 130، 131، معانى الاخبار ص 114- 115، بحارالانوار ج 24/ 74- 76.

8ـ علاوه بر روايات فوق كه ب نقل از انس بن مالك و جابر بن عبداللَّه انصارى بود روايتى نيز به همى مضمون از جناب سلمان نقل است كه صاحب كفايه الاثر آن را بدينگونه نقل مى نمايد:

«حدثنا محمد بن عبداللَّه بن المطلب و ابوعبداللَّه محمد بن احمد بن عبداللَّه بن الحسن بن عباس الجوهرى، جميعا قالا: حدثنا ( محمد بن) لاحق اليمانى عن ادريس بن زياد، قال: حدثنا اسرائيل بن يونس بن ابى اسحاق السبيعى، عن جعفر بن الزبير، عن القاسم ( بن سليمان)، عن سلمان الفارسى رضى اللَّه عنه قال: خطبنا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم فقال: معاشر الناس، انى راحل عنكم عن قريب و منطلق الى المغيب، اوصيكم فى عترتى خيرا، و اياكم والبدع، فان كل بدعه ضلاله و كل ضلاله و اهلها فى النار. معاشر الناس، من افتقد الشمس فليتمسك بالقمر، و من افتقد القمر فليتمسك بالفرقدين، و من افتقد الفرقدين فليتمسك بالنجوم الزاهره بعدى، اقول قولى و استغفر اللَّه لى و لكم. قال: فلما نزل عن المنبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم تبعته حتى دخل بيت عائشه، فدخلت عليه قلت: بابى انت و امى يإ؛ببّّ رسول اللَّه، سمعتك تقول: اذا افتقدتم الشمس فتمسكوا بالقمر، و اذا افتقدتم القمر فتمسكوا بالفرقدين، و اذا افتقدتم الفرقدين فتمسكوا به بعدى و اما الفرقدان فالحسن و الحسين، فاذا افتقدتم القمر فتمسكوا بهما، و اما النجوم الزاهره فالائمه التسعه من صلب الحسين عليه السلام و التاسع مهديهم. ثم قال: انهم هم الاوصياء و الخلفاء بعدى، ائمه ابرار، عدد اسباط يعقب و حوارى عيسى. قلت: فسمهم لى يا رسول اللَّه، قال: اولهم و سيدهم على بن ابى طالب، و سبطى، و بعدهما زين العابدين على بن الحسين، و بعده محمد بن على باقر علم النبيين، و جعفر الصادق ابن محمد، و ابنه الكاظم سمى موسى بن عمران، والذى يقتل بارض خراسان على ابنه، ثم ابنه محمد، و الصادقان على و الحسن، و الحجه القائم المنتظر فى غيبته، فانهم عترتى من دمى و لحمى، علمهم علمى، و حكمهم حكمى، من آذانى فيهم فلا اناله اللَّه تعالى شفاعتى». ( كفايه الاثر ص 40- 42). يعنى: «سلمان فارسى مى گويد: روزى رسول خدا براى ما سخنرانى نمود و در آن فرمود: اى مردم، من بزودى از ميان شما بسوى ( عالم) غيب خواهم رفت، به شما وصيت مى كنم كه با خاندان من بخوبى رفتار نماييد، از بدعتها بپرهيزيد كه هر بدعتى، گمراهى و ضلالت است و اهل هر ضلالتى جايگاهش آتش است. اى مردم، هركس خورشيد را از دست داد بايد به ماه متمسك شود، و هر كس كه ماه را از دست داد بايد به فرقدان تمسك نمايد، و هرگاه كه فرقدان را از دست داد بايد به ستارگان درخشان بعد ازم ن متمسك گردد. سخنم را مى گويم و از خداوند براى خودم و شما طلب مغفرت مى نمايم. سلمان مى گويد: آنگاه كه پيامبر از منبر پايين آمدند به دنبال حضرت رفتم تا به منزل عايشه داخل گرديد، من نيز داخل گرديدم و به پيامبر عرض كردم: اى رسول خدا پدر و مادرم بفدايت باد، شنيدم كه فرمودى: «هر كس كه خورشيد را از دست داد بايد به ماه متمسك شود، و هر كس كه ماه را از دست داد بايد به فرقدان تمسك نمايد، و هرگاه كه فرقدان را از دست داد بايد به ستارگاه درخشان بعد از من متمسك گردد»، منظور شما از خورشيد و ماه و فرقدان و ستارگان درخشان چيست؟ پيامبر فرمودند: خورشيد، من هستم و ماه، على است؛ آنگاه كه مرا از دست داديد پس از من به او متمسك گرديد. فرقدان نيز حسن و حسين هستند، آنگاه كه ماه را از دست داديد به آن دو متمسك شويد؛ ستارگاه درخشان نيز نه امامى هستند كه از فرزندان حسين مى باشند و نهمين آنان مهدى ايشان است. پيامبر سپس فرمودند: آنان اوصيا و خلفاى بعد از من مى باشند؛ آنان امامانى نيك به تعداد فرزندان يعقوب و حوارى عيسى هستند. سلمان مى گويد : عرض كردم: يا رسول اللَّه نام آنان را ذكر بفرماييد. حضرت نيز نام آنان را براى من ذكر فرمودند و گفتند: اولين آنان كه آقا و سرور آنان مى باشد على بن ابى طالب است، سپس دو نوه ى من ( حسن و حسين)، و پس از آن دو زين العابدين على بن حسين، و بعد از او محمد بن على باقر علم انبيا، و جعفر صادق فرزند محمد، و فرزندش كاظم كه به نام موسى بن عمران ناميده مى شود، و فرزندش على كه در سرزمين خراسان به قتل خواهد رسيد، و پس از او فرزندش محمد، و سپس، آن دو ( امام) صادق يعنى على و حسن، و بعد از آنان حجت قائم كه در غيبتش به انتظار او مى نشينند؛ اينان عتر ( و خاندان) من هستند و از خون و گوشت من مى باشند؛ علم آنان بمانند علم من، و حكم آنان بمانند حكم من است، كسى كه مرا- با آزار آنان اذيت مى نمايد- خداوند با شفاعت من ياريش نفرمايد.

9ـ اين روايت كه به حديث «ثقلين» مشهور است با عبارات مختلفى بيان گرديده است و در تواتر آن هيچ ترديدى نمى توان نمود. ما ذيلا به بعضى از مصادر اين روايت از كتب عامه اشاره مى نماييم:

صحيح مسلم- كتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل على بن ابى طالب- ج 4/ 1873/ ح 2408، صحيح ترمذى- كتاب المناقب، باب الكبرى ج 2/ 194، مسند احمد بن حنبل ج 4/ 366، 367، سنن دارمى- كتاب فضائل القرآن، باب فضل من قرا القرآن- ج 2/ 431، 432، المستدرك ج 3/ 109، 148، 533، نظم دررالسمطين ص 232، شرح السنه ج 7/ 205، 206، تفسير ابن كثير ج 4/ 113، ذخائرالعقبى ص 16، مناقب ابن مغازلى ص 234، 235، مقتل الحسين ج 1/ 104، فرائدالسمطين ج 2/ 272- 275/ ح 538، 539، اسد الغابه ج 2/ 12، شرح العقيده الطحاويه ج 2/ 737، 738، احياء الميت ص 114، الصواعق المحرق ص 224، 229، 230، مجمع الزوائد ج 9/ 163، الدرالمنثور ج 2/ 60، ج 6/ 7، 306، ينابيع الموده ص 183 370 41 38 30.