بازگشت

ازدواج دو نور


پيامبر(ص) در خانه ي ام سلمه بود. علي عليه السلام داخل منزل شد و سلام كرد و در گوشه اي نشست. از خجالت چهره اش سرخ شده بود. سرش را زير انداخت و ساكت ماند. او نمي توانست تقاضاي خود را بيان كند. پس از مدتي سكوت، پيامبر(ص) فرمود: يا علي! گويا براي خواسته اي نزد من آمده اي كه از اظهار آن شرم داري؟







بدون خجالت حاجت خود را بخواه و مطمئن باش خواسته تو پذيرفت است. علي(ع) پاسخ داد: اي پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد. من در خانه ي تو بزرگ شدم، با مهر تو پروش يافتم، نيكوتر از پدر ومادرم در تربيتم كوشش نمودي، از فيض وجودت هدايت يافتم. اي پيامبر خدا! سوگند بخدا كه تو اندوخته ي دنيا و آخرت من هستي.







اكنون هنگام آن رسيده كه تشكيل خانواده دهم تا به وي انس گيرم. و پيش شما آمدم از دختر شما فاطمه خواستگاري كنم، آيا شما او را به عقد من درمي آوريد؟! پيامبر(ص) از پيشنهاد علي(ع) شاد و خوشحال شد و به روي علي(ع) خنديد و فرمود: صبر كن تا نظر فاطمه را جويا شوم. آنگاه نزد فاطمه رفت و فرمود: دخترم، علي بن ابي طالب به خواستگاري تو آمده، آيا اجازه مي دهي تو را به عقدش در آورم؟



از پيامبر(ص) سئوال كردند: دخترمان را به چه كسي بدهيم؟! حضرت پاسخ دادند: «كسي كه همتا و مانند او باشد»(6)



فاطمه(س) به خاطر شرم و حيا ساكت ماند، اما حركتي كه ناشي از نارضايتي باشد، از خود بروز نداد. رسول خدا(ص) از سكوت فاطمه رضايت او را دريافت و فرمود« الله اكبر سكوتها رضاها». رسول خدا(ص) با لبي خندان نزد علي(ع) آمد و فرمود: آيا چيزي براي ازدواج داري؟ علي(ع) پاسخ داد: اي رسول خدا، پدر و مادرم فدايت هيچ چيز از شما پوشيده نمانده، تمام ثروتم شمشير و شتر و زرهي بيش نيست.







پيامبر(ص) فرمود: شتر و شمشير براي كار جهاد مورد نياز توست. همان زره را مهر قرار مي دهم. علي(ع) زره را فروخت و بهاي آن را كه عبارت از 480 يا 500 درهم نقره بود. به عنوان مهريه در اختيار پيامبر(ص) گذاشت.





درس هاي عملي از خواستگاري



با دقت و توجه به داستان خواستگاري حضرت علي(ع) از حضرت فاطمه(ع)؛ و رفتار و كردار خانواده ي دختر در برخورد با خواستگاران، مي توان درس هاي زير را استخراج كرد؛ تا با الگوگيري اسلامي به آنها نزديك تر شده و معضل ازدواج نسل جوان را با نسخه هاي «ثقلين» برطرف كنيم؛ و جامعه اسلامي را از مفاسد اجتماعي "تاخير سن ازدواج" محفوظ بداريم.

ازدواج دو نور



1- برتري تقوا و دين از ثروت



وقتي بعضي از اصحاب پيامبر(ص) مي خواستند با ثروت خود، از فاطمه خواستگاري كنند، پيامبر(ص) با شدت با آنها برخورد كرد كه شايد براي بينندگان شدت برخورد حضرت تعجب آور بود. ملاك مهم و اوليه را براي دخترش تقوا و دين قرار داد و خودشان هم فرموده اند: «هرگاه كسي به خواستگاري نزد شما آمد كه اخلاق و دين او را پسنديديد، اگر چنين نكنيد، فتنه و فساد بزرگي در زمين رخ خواهد داد(5)».







2- «كفويت» مهمترين ملاك همسر



وقتي بعضي از اصحاب از فاطمه خواستگاري كردند حضرت پيامبر(ص) به علت عدم كفويت آنها پاسخ داد: «انتخاب همسر فاطمه(س) به عهده خداست»؛ اصحاب هم خودشان دانستند كه كفو فاطمه(س) كسي جز علي(ع) نيست. لذا بسراغ او رفتند و او را به خواستگاري فاطمه(س) تشويق كردند.







از پيامبر(ص) سئوال كردند: دخترمان را به چه كسي بدهيم؟! حضرت پاسخ دادند: «كسي كه همتا و مانند او باشد»(6). دقت شود حضرت(ص) همتاي و مانند يكديگر بودن را ملاك انتخاب همسر فرمودند؛ هر زني با مردي كه از نظر دين و اخلاق شبيه هم هستند شايسته است كه ازدواج كنند. و بقول مثال مشهور «كبوتر با كبوتر باز با باز ...»



حضرت زهرا(س) از دارايي و ثروت علي(ع) نپرسيدند و نفرمودند كه «علي(ع) چه مي تواند براي من تهيه كند؟ و يا آنكه «چه بايد براي من تهيه كند» بلكه در مقابل سرزنش زنان مدينه بخاطر ازدواج با علي(ع) فقير، ايستادگي كردند.(7)



3- توقع و انتظارات در حد وسع خواستگار



پيامبر(ص) از علي عليه السلام پرسيد «چه داري؟!» و انتظارات خود را از داماد در حد وسع او قرار داد؛ پيامبر(ص) نفرمودند: «حالا بايد چه چيزهايي در حد شأن و نياز دخترم فراهم كني!»



حضرت زهرا(س) از دارايي و ثروت علي(ع) نپرسيد و نفرمودند كه «علي(ع) چه مي تواند براي من تهيه كند؟ و يا آنكه «چه بايد براي من تهيه كند» بلكه در مقابل سرزنش زنان مدينه بخاطر ازدواج با علي(ع) فقير، ايستادگي كرد.(7)

پاورقي

1- وسايل الشيعه جلد 14 صفحه 52.



2- وسايل الشيعه جلد 14 صفحه 39.



3- بحارالانوار جلد 43 صفحه 149.

عباس خراساني